«مرد رویاها» اثر سید‌مهدی شجاعی از سوی انتشارات کتاب نیستان به چاپ هشتم رسید.

مرد رویاها» اثر سید‌مهدی شجاعی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ سید‌مهدی شجاعی در قالب فیلم‌نامه یک سریال ۱۳ قسمتی به سراغ نیمه پنهان زندگی شهید مصطفی چمران رفته است و به راحتی تمامی مصائب موجود پیرامون نوشتن از چنین افرادی را پشت سر گذاشته است.

به عبارت ساده‌تر «مرد رویاها» که امروز پیش از تصویری شدن، خوانده شده، داستانی است از زندگی شهید چمران در آمریکا، لبنان و مصر که تا پیش از این کمتر درباره آن صحبتی به میان آمده است.

شجاعی در «مرد رویاها» با درک اقتضاء تحمل مخاطب، نه به سوی خلق یک اثر اکشن و پر کشش و زد و خورد رفته است و نه به سراغ خلق یک ملودرام عاشقانه از زندگی یک مجاهد و شهید ملی.

وی در «مرد رویاها» سعی کرده به دور از احساسات، پیش از هر چیز به خلق یک ساختار واقعی و رئال از شخصیت مردی رؤیایی دست پیدا کند. فردی که در عین عمل‌گرایی و فعالیت بر اساس اصول و شیوه‌های مبارزه سیاسی و نظامی چریکی، عاشق‌پیشه نیز هست و روابط عاطفی زندگی را نیز فراموش نمی‌کند. به عبارت دیگر چمران از نگاه شجاعی فردی به شدت معتدل است و این اعتدال یعنی رعایت همه جوانب و ظواهر زندگی فردی و اجتماعی توأم با هم، مبارزه و گسیختن از دنیا در عین وابستگی‌های عاطفی و زمینی.

«مرد رویاها» با روایت پرکشش و کمتر شنیده شده از آشنایی شهید چمران با همسرش در آمریکا آغاز می‌شود و روایت جذاب و در عین حال عفیف از ابراز علاقه همسر چمران به وی را به تصویر می‌کشد. داستان اما در ادامه به ماجرای اعتراض شهید چمران و برخی از هم‌فکرانش در آمریکا به جنایات ساواک و زندان‌های رژیم پهلوی در سازمان ملل بازمی‌گردد.

تحصن چمران در معبد مجاور با سازمان ملل و نیز اعتراض وی و دوستانش در مقابل سفارت ایران در آمریکا و ماجرای ورود جسورانه آن‌ها به سفارت و یا ماجرای ساماندهی راهپیمایی پنجاه مایلی جوانان ایرانی در آمریکا در اعتراض به شاه و واکنش آمریکایی‌ها به آن و نیز چگونگی تلاش چمران برای لغو اعطای مدرک دکترای افتخاری به شاه در آمریکا نیز از بخش‌های جذاب تاریخی این متن است که تا پیش از این کمتر در مورد آن سخنی به میان آورده شده است.

این روایت زمانی جذاب می‌شود که در لابه‌لای آن شجاعی نقبی نیز به گذشته های چمران و دوران نوجوانی وی می‌زند و خاطراتی جذاب از آن دوران را در قالب گفتگوی وی با همسرش پروانه، پیش چشم مخاطبانش تصویر می‌کند.

بخش دوم داستان نیز به ماجرای حضور چمران در مصر در دوران زمامداری جمال عبدالناصر و حضور در دفتر وی و دریافت کمک‌های نظامی از وی برای آموزش نیروهای چریکی و نیز آشنایی با امام موسی صدر و مهیا شدن حضور چمران در لبنان اختصاص دارد.

حساسیت شجاعی در بیان جزئیات و حضور بدون پرده بسیاری از چهره‌های تاریخی فعال در مبارزات ضد رژیم پهلوی در خارج از کشور به دور از دسته‌بندی‌های سیاسی آنها در سال‌های پس از پیروزی انقلاب و نیز استفاده از ادبیاتی صمیمی و عامیانه برای نوشتن دیالوگ‌های این اثر نیز، از مهم‌ترین مواردی است که بر جذابیت این متن افزوده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...