کتاب «میشل فوکو» [Michel foucault] نوشته سارا میلز [Sara Mills] با ترجمه مرتضی نوری توسط نشر مرکز به چاپ پنجم رسید.

میشل فوکو» [Michel foucault] نوشته سارا میلز [Sara Mills]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «اندیشه‌گران انتقادی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

اسلاوی ژیژک، موریس بلانشو، یل دومان، ژولیا کریستوا، رولان بارت، لویی آلتوسر، ژیل دلوز، ژاک دریدا، مارتین هایدگر، فردریش نیچه، ژان فرانسوا لیوتار، میشل فوکو و تئودور آدورنو عناوین کتاب‌هایی هستند که تا به حال ترجمه‌شان در قالب این‌مجموعه با خرید حق کپی‌رایت از ناشر اصلی، توسط مرکز منتشر شده است.

مخاطبان این‌مجموعه، با مهم ترین متفکران معاصر و موثر در عرصه‌های علوم انسانی (به ویژه مطالعات ادبی و فرهنگی) آشنا می‌شوند. این مجموعه طیف متنوعی از فیلسوفان و نظریه پردازان را در برمی‌گیرد، اما ویژگی مشترکشان داشتن اندیشه انتقادی است. هریک به سهم خود آثار ارزنده و راه‌گشایی برای نقادی وضعیت فکری و فرهنگی معاصر پدید آورده‌اند. میشل فوکو نیز یکی از این‌چهره‌هاست.

کتاب «میشل فوکو» با ۲۲۴ صفحه، ۳ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از «چرا فوکو؟»، «اندیشه‌های اساسی» و «پس از فوکو». فصل دوم، خود دارای ۶ بخش است که به‌ترتیب از این‌قرارند: رشد فکری و سیاسی فوکو، قدرت و نهادها، گفتمان، قدرت/دانش، بدن و میل جنسی، به پرسش‌کشیدن سوژه.

فصل سوم کتاب هم که «پس از فوکو» نام دارد، دربرگیرنده بخش‌های «برای مطالعه بیشتر» و «راهنمای آثار» است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...