رمان «عشق در برابر عشق» نوشته امید کوره چی برای هشتمین بار توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

عشق در برابر عشق امید کوره چی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، امید کوره چی نویسنده کتاب با استفاده از ابزار ادبی و فضاپردازی داستانی، توانسته است قصه ای را خلق کند که حول زندگی امام حسن مجتبی(ع) می چرخد. هرمز شخصیت اصلی رمان، جوانی ایرانی است که دوستدار علویان بوده اما دلباخته دختر یکی از اشراف عرب است.

رسیدن به این عشق کشنده ماجرایی است که انسان های قصه را به یکدیگر ربط می دهد. برای این وصال هرمز مسیر سختی را در پیش دارد. رقیبان عشقی هرمز هم بیکار نیستند و امتیازات خاص خود را برای رسیدن به این معشوقه عرب دارند. بالاخره قرار بر آن می شود که هرمز تن به یک مسابقه سخت و سنگین بدهد تا به آغوش یار را درک کند.

مسابقه رزمی شروع می شود و هرمز نیز به این مصاف می پیوندد. کاش فقط این تنها شرط این ازدواج بود. مهریه سنگین معشوقه عربی خون محبوب واقعی هرمز یعنی امام حسن مجتبی(ع). این جاست که عشق در برابر عشق قد علم می کند.

این رمان در ۲۳۵صفحه و با قیمت ۶۵هزار تومان روانه بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...