کتاب «عاشورا و تحریفات» نوشته مرضیه محمدزاده به‌عنوان جلد چهارم مجموعه «کتاب‌های طف» منتشر و به بازار نشر رسید.

عاشورا و تحریفات» نوشته مرضیه محمدزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «عاشورا و تحریفات» با مقدمه محمدرضا سنگری توسط نشر آرما راهی بازار نشر شد.

از عصر صفویه و قاجاریه تاکنون، مراسم عزاداری، نگارش مقاتل متنوع و متکثر، سروده‌ها، تعزیه‌ها و روضه‌خوانی‌ها زمینه‌ساز دخل و تصرف‌ها، تحریف‌ها و باژگونه‌سازی‌های فراوان در اصل و هدف واقعه عاشورا شده است.

در قرون اخیر دشمنان به صورت برنامه‌ریزی‌شده و مغرضانه در تحریف صورت و سیرت عاشورا مؤثر بوده است؛ از این رو شناخت این تحریفات و پیرایش فرهنگ عاشورا ضرورت دارد.

در این کتاب محقق ابتدا فصلی در باب نقد و معرفی منابع اصلی تاریخ عاشورا و منابع اولیه تاریخی تحریف‌شده آورده و پس از آن به بیان ۱۰۸ مورد از تحریفات عاشورا و بررسی و نقد آن‌ها در دو دسته تحریفات لفظی و تحریفات معنوی پرداخته است.

فصل پایانی کتاب نیز به آسیب‌شناسی مناسک عاشورایی و بیان راهکارهایی برای آسیب‌زدایی از این فرهنگ اختصاص یافته است.

کتاب «عاشورا و تحریفات» نوشته مرضیه محمدزاده در 412 صفحه و با قیمت 400هزار تومان منتشرشده است.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...