به گزارش تسنیم، اثر تازه حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی با عنوان «نظام عقلانیت سیاسی اسلام» توسط انتشارات آفتاب توسعه روانه بازار نشر شد.

این کتاب که به نوعی استخوان بندی اصلی‎اش رساله دکتری نگارنده است در چهار فصلِ: 1.معنا، مبنا و سیر تطور عقلانیت 2.عقلانیت اسلامی 3.عقلانیت سیاسی اسلام 4.تمدن نوین اسلامی و جایگاه و کارکرد عقلانیت سیاسی اسلام در شکل گیری آن، به جایگاه عقلانیت سیاسی اسلام در شکل گیری تمدن نوین اسلامی می‎پردازد.

نویسنده در بخشی از پیشگفتار کتاب دغدغه و مسئله اصلی اثر را اینگونه تبیین می‎کند:«نقطه کانونی و دال مرکزی بحث بر سر این است که اولا، می‎توان در بُعد نظری قائل به امکان شکل گیری "عقلانیت فرافلسفی" بود، عقلانیتی که نه فقط شامل همه علوم اسلامی یعنی فلسفه، کلام، فقه، اخلاق و حتی عرفان است، بلکه شامل علوم انسانی اسلامی که یکی از بال‎های آن دانش تجربی است نیز می‎شود.

ثانیا، در بُعد عملی، می‎توان قائل به شکل گیری عقلانیتی بود که فراتر از حکمت علمی است و می‎تواند در عینیت بخشی به اهداف اسلامی، وارد شبکه سازی، نظام سازی، تولید روش، تولید ابزار و تولید انواع فناوری‎های نرم شود...»

کتاب مذکور در 370 صفحه به قیمت 48هزار تومان توسط انتشارات آفتاب توسعه به تازگی روانه بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...