کتاب ۱۸۰ سال از تاریخ معاصر به قلم سعید نفیسی منتشر شد.

به گزارش ایبنا، سعید نفیسی در کتاب «180 سال از تاریخ معاصر ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا سرانجام فتحعلی‌شاه» به روزگار قاجار پرداخته و اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را بررسی کرده و سرانجام زندگی فتحعلی‌شاه را به تصویر کشیده است.

این کتاب دربرگیرنده امضای عهدنامه گلستان میان ایران و روسیه تزاری در سال 1228 است که مولف ابتدا به شرح تاریخ وقایع از آغاز دوره معاصر، یعنی شروع سلطنت قاجاریه در ایران پرداخته است. در این اثر موضوعات بسیار قابل توجهی از منابع تاریخ قاجارها، نژاد قاجارها، ظهور قاجارها در تاریخ ایران، وضعیت قاجارها پیش از سلطنت و... با دقت و وسواس هرچه تمام‌تر مورد مداقه و ریشه‌یابی قرار گرفته‌ است. همچنین رویدادهای مهم تاریخی کشورهایی که عهدنامه‌ها را امضا کرده‌اند و نتایج سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن عهدنامه‌ها، با ذکر جزئیاتی که ممکن است از چشم بسیاری از مورخان دور مانده باشد با قلمی گیرا شرح داده شده است.



منابع تاریخ قاجارها، نژاد قاجارها، آمدن طوایف ترک به ایران، قاجارها از چه نژاد بودند، ظهور قاجارها در تاریخ ایران، قاجارها پیش از سلطنت، نیاکان آقا محمدخان، اوضاع اجتماعی ایران در زمان آقامحمدخان، فتحعلی‌شاه، رقابت‌های دول بزرگ اروپا، نامه‌های فتحعلی‌شاه به ناپلئون در بایگانی فرانسه، مکاتبه عباس‌میرزا نایب‌السلطنه با ناپلئون، کارهای افسران هیئت نظامی گاردان در ایران، وصیت‌نامه ساختگی پترکبیر، نخستین گام‌ها به سوی تجدد، اسناد ایرانی، سرانجام فتحعلی‌شاه و... عناوین گوناگون این کتاب را تشکیل می‌دهد.

در بخش پیشگفتار کتاب آمده است: «نمی‌توان به درستی به تاریخ دورانی دست یافت، بی‌آن‌که بر تاریخ دوران‌های پس از آن وقوف داشته باشیم و از آن‌جا که تاریخ گذشتگان هر ملت رستن‌گاه آینده آن ملت است، اگر از تاریخ خود بی‌خبر باشیم نخواهیم توانست آینده را بسازیم. از این جهت است که مقوله تاریخ، امروزه در چشم دانشمندان جایگاه تازه‌ای یافته و نسبت به آن توجهی خاص مبذول می‌شود.

منظور از تاریخ نقل بی‌طرفانه حقایقی است که در گذشته یک ملت اتفاق افتاده است، نه انتقال گزارش‌هایی که بنا به مصلحت‌هایی به سود بعضی و به زیان بعضی دیگر نگاشته شده باشد. از این جهت است که دانشمندان و جامعه‌شناسان در نقل وقایع تاریخی جایگاهی برای تعصب و حب و بغض قائل نیستند و متاسفانه کم نیستند شخصیت‌های برجسته‌ای که به ذلالت کشانده شده و مردان گمنامی که به قلم مورخان مغرض‌ نامدار شده‌اند.»

سعید نفیسی 40 سال در دانشگاه‌های ایران و کشورهای مختلف تدریس کرد و 50 سال سرگرم تحقیق، تالیف و ترجمه بود. آثار وی یا به صورت کتاب‌های منفرد و مستقلی هستند که متاسفانه امروزه نایاب هستند، یا به صورت مقالات و نوشته‌های پراکنده‌ای هستند که از سال 1290 شمسی در نشریات و جراید ایران به چاپ رسیده‌اند که آن‌ها هم به سختی یافت می‌شوند. جلد نخست کتاب در سال 1335 و جلد دوم آن در سال 1344 منتشر شد. پس از آن چندبار از روی همان چاپ اولیه به شکل افست بازچاپ شد.

«180 سال از تاریخ معاصر ایران از آغاز سلطنت قاجاریه تا سرانجام فتحعلی‌شاه» با شمارگان 1100 نسخه و بهای 120 هزار تومان از سوی چتر فیروزه منتشر شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...