داستان بلند با عنوان «بازیگر پنجم» با محوریت ماجرای صلح امام حسن مجتبی(ع) نوشته محسن هجری توسط به‌نشر (انتشارات آستان قدس رضوی) منتشر شد.

بازیگر پنجم» با محوریت ماجرای صلح امام حسن مجتبی(ع) نوشته محسن هجری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر؛ این کتاب برگرفته از خط مشی امام حسن (ع) است که در آن شرایط امروز با حوادث تاریخی گره خورده و مخاطب با پیچیدگی‌های زندگی امروز درگیر می‌شود و یکی از عناوین مجموعه ۱۴ جلدی زندگی ائمه معصومین (ع) است که با دبیری مصطفی خرامان، تصویرسازی جلد طوی علی‌نژاد، طراحی جلد و صفحه‌آرایی سعید دین‌پناه، توسط این ناشر منتشر می شود.

طرح قصه این داستان از این قرار است که؛ دانش‌آموزان یک کلاس قصد دارند با کمک معلم‌شان نمایشنامه‌ای اجرا کنند. اول انتخاب سوژه است که با کمک معلم ماجرای صلح امام حسن (ع) را انتخاب می‌کنند. نمایشنامه پنج بازیگر دارد، اما آن‌ها چهار نفرند. انتخاب نفر پنجم گروه را در خطر فروپاشی قرار می‌دهد. بازیگر پنجم روایتی از گره‌ها و پیچیدگی‌هایی است که در طول تاریخ پاسخ سرراستی برای آن‌ها وجود نداشته است. آنجا که مرز دوست و دشمن به هم می‌ریزد و قابلیت تکرار در هر شرایطی را دارد.

این اثر در قالب ۲۰ پرده با عنوان‌های معرفی سر صحنه، هوای غبارآلود، بادام‌های تلخ، بالای دار، ظاهر و باطن، از زهر کشنده‌تر، فیل در تاریکی و… ضمن روایت یک از سری گفت‌وگوها و روابط اجتماعی در یک فضای صمیمی، اشاره مستقیم به شرایط امروز جامعه دارد و اینکه به چه صورت بعضی از پدیده‌های تاریخی تکرار می‌شود.

در پشت جلد این کتاب می‌خوانیم:

«ما در نمایش خود باید یکی از پیچیده‌ترین اتفاق‌های تاریخی را برای تماشاچیان بازی می‌کردیم. اما تا قبل از آن باید برای فهمیدن ماجرا تلاش می‌کردیم و این برای خیلی از ماها که مطالعه کتاب را فقط در خواندن کتاب‌های درسی خلاصه می‌کردیم، کار سختی بود. شاید اگر در حال و هوای دیگری بودم به آقای ستاری پیشنهاد می‌دادم که موضوع دیگری را برای گروه نمایش در نظر بگیرد؛ اما ماجراهایی که در این مدت برای خود من و بچه‌های گروه نمایش پیش آمده بود اجازه نمی‌داد از این پیشنهاد به راحتی بگذریم و برای ما چهار نفر حالا روبه‌رو شدن با کسانی که مثل معاویه و عمروعاص عمل می‌کردند، یک مسئله جدی شده بود. حرف‌هایی که بین ما رد و بدل می‌شد، نشان می‌داد که پیشنهاد آقای ستاری فقط یک موضوع جالب نمایشی نیست؛ بلکه واقعیتی را به ما نشان می‌داد که در زندگی خود با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم. کجا باید ایستاد؟ کجا باید عبور کرد؟ کجا باید سکوت کرد؟ کجا باید بخشید؟»

این کتاب با ۱۲۸ صفحه، شمارگان ۲ هزار نسخه و قیمت ۲۷ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...