«تاریخ سیاسی هخامنشی» نوشته محمد ع. داندامایف [Muhammad Dandamayev] و ترجمه فرید جواهرکلام از سوی نشر فرزان روز به چاپ سوم رسید.

تاریخ سیاسی هخامنشی محمد ع. داندامایف [Muhammad Dandamayev] فرید جواهرکلام

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، «تاریخ سیاسی هخامنشی» نوشته محمد ع.داندامایف و ترجمه فرید جواهرکلام از سوی نشر فرزان روز به چاپ سوم رسید.

دکتر محمد ع. داندامایف، خاورشناس و مورخ روسی (شوروی) پس از مدت‌ها پژوهش و استفاده از منابع گوناگون دست به نگاشتن این کتاب یعنی تاریخ سیاسی هخامنشیان زده است. وی کار خود را از همان آغاز، یعنی تاریخ اقوام ایرانی پیش از شکل‌گیری امپراتوری هخامنشی، شروع کرده و در سی و نه فصل شخصیت کوروش و پیدایش امپراتوری هخامنشی را مورد بحث قرار داده و آخرین فصل کتاب را با حمله اسکندر مقدونی و فروپاشی سلسله هخامنشی به پایان می‌رساند.

گذشته از تاریخ ایران و امپراتوری هخامنشی، نویسنده فراوان از تاریخ سرزمین‌های دیگر نیز یاد کرده است و پاره‌ای اوقات شرح مفصلی هم می‌دهد: مصر، بابل، آسیای صغیر، اسپارت، تک‌تک جزایر کوچک یونان، سیلیسیا و اندکی هم مقدونیه.

در این کتاب کوشش شده که نقشه تاریخ سیاسی امپراتوری هخامنشی به‌طور کامل بازسازی شود. این کار با کمک و استفاده از تمام اطلاعات و متون و منابع قابل حصول انجام شده است.

این کتاب ابتدا به زبان روسی نوشته شده، سپس ویلم فوگل سانگ هلندی که خود نیز مورخ و خاورشناس است آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...