چاپ بیستم کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» شامل گفتارهایی از یرواند آبراهامیان، احمد اشرف و محمدعلی همایون کاتوزیان با ترجمه و گردآوری محمدابراهیم فتاحی توسط نشر نی عرضه شد.

جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران محمدابراهیم فتاحی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ بیستم کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» در ۱۹۲ صفحه و با بهای ۶۸ هزار تومان راهی بازار نشر شده است. نخستین چاپ این کتاب سال ۱۳۸۲ با شمارگان ۱۶۵۰ نسخه و بهای ۱,۴۰۰ تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

کتاب از سه گفتار مستقل تشکیل شده است که از سوی سه تن از صاحب‌نظران صاحب‌نام در زمینه مسائل اجتماعی ایران معاصر نوشته شده است. در گفتار نخست ریشه‌های پارانوید در ایران توسط یرواند آبراهامیان مورد ارزیابی قرار گرفته است. همچنین در ادامه اشکال مختلف این مسئله، به ویژه در میان جریانات سیاسی معاصر ایران به صورت تطبیقی بررسی شده است. در این گفتار پیامدهای توجه به تئوری توطئه، به ویژه نقش آن در توسعه نیافتگی و به تأخیر انداختن پلورالیسم سیاسی نیز بررسی و به نکات قابل توجهی در این زمینه اشاره شده است.

گفتار دوم «توهم توطئه» نام دارد و به قلم احمد اشرف، استاد ایرانی جامعه شناسی در دانشگاه‌های آمریکا، است. این گفتار سه بخش به ترتیب با این مباحث دارد: «پیدایش توهم توطئه در وضعیت نیمه استعماری»، «توهم توطئه‌های شیطانی دشمنان ایران» و «جذابیت توهم توطئه برای ایرانیان».

گفتار سوم کتاب نیز «خلیل ملکی، رد تئوری توطئه و پیشبرد جامعه مدنی» نام دارد و به قلم محمدعلی همایون کاتوزیان است. «یادداشتی درباره روشنفکران ایرانی»، «روشنفکر غیرعادی»، «چکیده‌ای از زندگینامه خلیل ملکی»، «خط مشی سیاسی ملکی»، «امتناع و رد تئوری توطئه در سیاست» و «گفت‌وگو، دموکراسی و رفرم» از مباحث طرح شده در این گفتار است. ضمیمه کتاب نیز گزارش دستگیری خلیل ملکی است. مترجم نیز در پیشگفتار خود بر کتاب به طور مبسوط به ادبیات مباحث مطرح شده پرداخته است.

به طور کل کتاب «جستارهایی درباره تئوری توطئه در ایران» با انتقاد از انتساب نابسامانی‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عوامل خارجی مانند امپریالیسم و دیگر دشمنان شناخته شده یا ناشناس، این نوع رویکرد را ارائه تبیین‌های ساده، سطحی و عامه‌پسند از پدیده‌های بسیار پیچیده اجتماعی معرفی می‌کند.

گفتارهای کتاب فرو کاستن علل و عوامل پیچیده پدیده‌های مختلف اجتماعی پیوند خورده با پدیده‌های اجتماعی دیگر و بسترهای تاریخی گوناگون، به یک امر اخلاقی فردی یا جمعی (توطئه) را تحویلی ناروا اعلام می‌کنند که امکان درک، تبیین درست تحولات و رویدادهای اجتماعی را از بین می‌برد. نویسندگان مقالات معتقدند در ایران معاصر چنین رهیافت توطئه محورانه بسیار رایج و شایع بوده و توهم توطئه عادت ایرانیان از دیرباز تاکنون است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...