کتاب «گزارشی مختصر و روان از زندگانی حضرت امام مجتبی (ع)» به کوشش زهره دهدشت توسط موسسه انتشاراتی نبا منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب بازنویسی نویسنده از باب چهارم کتاب شریف «مُنْتَهَی ألآمال فی تَواریخِ ألنَّبی وَ ألْآل» اثر مرحوم شیخ عباس قمی است که با نظارت عبدالحسین طالعی آن را به سامان رسانده است.

حاج شیخ عباس قمی این کتاب دوجلدی را درباره فضایل و مناقب و حوادث دوران زندگانی چهارده معصوم در چهارده باب تدوین کرده است که هر باب، اختصاص به یک معصوم دارد. جلد نخست آن، از زندگی پیامبر (ص) تا زندگی امام حسین (ع) و جلد دوم از زندگی امام سجاد (ع) تا امام دوازدهم (علیه‌السّلام) را شامل می‌شود.

شیخ غالبا درباره هر معصوم به این موضوعات پرداخته است: ولادت، نام، لقب، کنیه، بخشی از فضائل و ویژگی‌های اخلاقی هر معصوم، معجزات و دلایل امامت هر امام، سخنان حکمت‌آموز امامان، شهادت معصومان و دفن آنان.

اما کتاب «گزارشی مختصر و روان از زندگانی حضرت امام مجتبی (ع)» شامل ۶ فصل و یک موخره است. «ولادت تا شهادت» و «برخی از فضایل و مکارم اخلاقی حضرت امام حسن(ع) عناوین دو فصل نخست کتاب است.

فصل سوم کتاب «برخی از حالات و سیره امام حسن مجتبی بعد از شهادت امیرالمومنین (ع) و دلایل صلح آن حضرت با معاویه» نام دارد. در این فصل به نخستین خطبه امام مجتبی(ع) پس از شهادت پدرش، مواجهه امام با معاویه، بیعت گرفتن معاویه از بزرگان قوم و واکنش‌ها در برابر امام پس از بیعت، پرداخته شده است.

فصل چهارم به بیان «شهادت حضرت مجتبی علیه السّلام» اختصاص پیدا کرده است. روز شهادت حضرت و مدت عمر ایشان، وصیتنامه حضرت و فضایل گریه بر امام مجتبی و زیارت ایشان، از جمله مباحث این فصل است.

شیخ در این فصل درباره اختلافات درباره روز شهادت و مدت عمر امام مجتبی(ع) نوشته است: «بدان که در یوم شهادت آن امام مظلوم اختلاف است، بعضی در هفتم صفر سال پنجاهم هجری و جمعی در بیست و هشتم آن ماه گفته‌اند و در مدّت عمر گرامی آن جناب نیز اختلاف است و مشهور چهل و هفت سال است، چنانچه صاحب «کشف الغمّه»به روایت ابن خشّاب از حضرت باقر و صادق علیهماالسّلام روایت کرده است که مدّت عمر شریف امام حسن علیه السّلام در وقت وفات چهل و هفت سال بود و میان آن حضرت وبرادرش جناب امام حسین علیه السّلام به قدر مدّت حمل فاصله بود و مدّت حمل امام حسین علیه السّلام ۶ ماه بود و امام حسن علیه السّلام با جدّ خود رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلّم هفت سال ماند و بعد از آن با حضرت امیرالمومنین علیه السّلام سی سال ماند و بعد از شهادت پدر بزرگوار خود ۱۰ سال زندگانی کرد.»

«جنایات معاویه در قتل و نهب شیعیان امیرالمومنین (ع) پس از شهادت حضرت امام حسن(ع)» عنوان فصل پنجم کتاب است. در نهایت فصل ششم کتاب نیز به فرزندان و نوادگان امام مجتبی و شرح احوال برخی از ایشان اختصاص پیدا کرده است. این فصل بویژه بسیار مهم است و در آن چهره‌های تاثیرگذاری چون شهید نفس زکیه، زید بن حسن، حضرت عبدالعظیم حسنی، حسین بن علی مشهور به شهید فخ، ابراهیم مشهور به قتیل باخمری و... معرفی و سلحشوری و نحوه وفات و یا شهادت آنان درج شده است. همچنین معرفی نوادگان مشهور دختری امام مجتبی (ع) از دیگر مباحث این فصل است.

به طور فرزندان پسری امام حسن مجتبی(ع) همگی در زمره سلحشوران عرب و شیعه درآمدند و هیچگاه با دستگاه خلافت اموی و ستمگران بعدی سازگاری نشان نداده و با آنها به مبارزه برخاستند. شیخ درباره حضور پسران امام مجتبی (ع) در رخداد عظیم کربلا نوشته است: «امّا عمر و قاسم و عبداللّه، این هر سه تن در کربلاء ملازم رکاب عمّ خود امام حسین علیه السّلام بودند. شیخ مفید فرموده که ایشان در خدمت عموی خود شهید گشتند. و لکن آنچه از کتب مقاتل و تواریخ ظاهر شده همان شهادت قاسم و عبداللّه است و عمر بن الحسن کشته نگشت بلکه او را با اهل بیت اسیر کردند و از برای او قصّه‌ای است در مجلس ‍ یزید...

بدان که غیر از این سه تن و حسن مثنّی از فرزندان امام حسن علیه السّلام که در کربلاء حاضر بودند و شهید شدند سه تن دیگر به شمار رفته: یکی ابوبکر بن الحسن که شهادت او را ذکر خواهیم نمود و دیگر عبداللّه اصغر که شهادت او نیز ذکر خواهد شد، سّوم احمد بن الحسن چنانچه در بعضی مقاتل شهادت او در روز عاشوراء به بسط تمام ذکر شده و در احوال زید بن الحسن مذکور شد که ابوالفرج گفته که او نیز در کربلاء حاضر بود؛ پس مجموع آنانکه از فرزندان امام حسن علیه السّلام در سفر کربلا ملازمت رکاب امام حسین علیه السّلام داشتند هشت تن به شمار رفته.

و امّا عبدالرحمن بن حسن علیه السّلام ، او در رکاب عموی خود امام حسین علیه السّلام به سفر حجّ کوچ کرد و در منزل (اَبْوا) جهان را بدرود کرد در حالی که مُحرِم بود.»

شیخ عباس قمی درباره زید بن حسن نیز نوشته است:‌ «مکشوف باد که زید بن حسن هرگز دعوی دار امامت نگشت و از شیعه و جز شیعه کس این نسبت بدو نبست؛ چه آن که مردم شیعه دو گروهند: یکی امامی و آن دیگری زیدی ؛ امّا امامی جز به احادیث منصوصه امامت کس را استوار نداند و به اتّفاق عُلما، در اولاد امام حسن علیه السّلام نصّی نرسیده و هیچکدام از ایشان دعوی دار این سخن نشده اند؛ و امّا زیدی بعد از علی علیه السّلام و حسن و حسین علیهماالسّلام امام آن کس را داند که در امر خلافت و امامت جهاد کند. و زید بن حسن با بنی اُمیّه هرگز جانب تقیّه را فرو نگذاشت.»

همچنین شیخ درباره دختر دوم امام(ع) نیز نوشته است: «دوّم: امّ عبداللّه است که در میان دختران امام حسن علیه السّلام به جلالت و عظمت شاءن و بزگواری ممتاز بود و او زوجه حضرت امام زین العابدین علیه السّلام بود و از آن حضرت چهار پسر آورد: امّام محمّد باقر علیه السّلام و حسن و حسین و عبداللّه الباهر. و ما در باب احوال حضرت باقر علیه السّلام به جلالت مرتبه امّ عبداللّه علیهاالسّلام اشارتی خواهیم نمود.» موخره کتاب نیز قصیده‌ای در رثای امام مجتبی (ع) و ترجمه آن است.

موسسه انتشارات نبا کتاب «گزارشی مختصر و روان از زندگانی حضرت امام مجتبی (ع)» اثر زهره دهدشت را با شمارگان هزار نسخه، ۲۹۶ صفحه و بهای ۲۵ هزار تومان منتشر کرده است.

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...