مجموعه گفتارهای جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه با عنوان «دین، اخلاق و جامعه» به کوشش علی مهجور و توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شد.

 گفتارهای جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه دین، اخلاق و جامعه

به گزارش کتاب نیوز این مجموعه گفتارها در ماه مبارک رمضان(1441ق/ 1399ش) و به همت سه مؤسسه پژوهشی فرهنگی فهیم، مفتاح کرامت و اندیشه دینی معاصر برگزار شده است.

کتاب «دین، اخلاق و جامعه» در سه فصل ارائه شده که مطالب هر فصل به ترتیب عبارتند از:

فصل اول: دین معنویت
طبقه‌بندی رفتارهای عبادی ماه رمضان/ کاظم قاضی‌زاده؛ قرآن بحرانهای اجتماعی و خرافه/ داود فیرحی؛ شفابخشی قرآن/ سیدمحمد علی ایازی؛ قرائت قرآن بایدها و نبایدها/ محمد مرادی؛ دین‌داری عاقلانه/ حمیدرضا شریعتمداری و تقوا میوه دینداری/ ناصر نقویان؛

فصل دوم: اخلاق و زندگی
جایگاه اخلاق در معارف قرآن و سیره اهل بیت/ محمدصادق کاملان؛ اخلاق و سیره علوی/ محمد عندلیب همدانی؛ اخلاق و عرفان/ مرتضی جوادی آملی؛ اخلاق و خانواده/ مهدی مهریزی؛ اخلاق و تربیت/ مسعود آذربایجانی؛ به طعام خود بنگریم/ سیدحسن اسلامی؛

فصل سوم: جامعه و سیاست
جایگاه انسان در فعل و انفعالات هستی/ سیدمحمدعلی ایازی؛ تطبیق روایات بر حوادث نوپدید/ محمدکاظم طباطبایی؛ اخلاق سیاسی/ بهرام دلیر؛ اخلاق و اجتماع/ مسعود ادیب؛ سیاست بر بنیاد فضیلت/ سیدعلی میرموسوی.

کتاب «دین، اخلاق و جامعه» در 452صفحه و به قیمت 80هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

هم اکنون این کتاب را از اینجا بخرید.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...