اگر خواهان این هستید که بدانید دقیقا چارلز داروین[Darwin, Charles] نزدیک به دو قرن پیش چه نظریه‌ای را بیان کرده، بهتر است کتاب «تبار انسان» [The Descent of Man, and Selection in Relation to Sex] را بخوانید، چراکه شاید شما را به دوران‌هایی ببرد که هیچگاه انسانی نمی‌زیسته، اما پایه‌های انسان شدن در آن دوران شکل گرفته است.

 چارلز داروین[Darwin, Charles] تبار انسان [The Descent of Man, and Selection in Relation to Sex]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، تاکنون صحبت‌های زیادی در رابطه با نظریه بنیادین داروین و کتاب معروفش که همان «منشأ انواع» باشد، شده است. باید گفت تأثیر نظریه تکامل نه فقط در زیست‌شناسی، بلکه بر علوم انسانی و همه ارکان بشری از اقتصاد گرفته تا جامعه‌شناسی و سیاست، بوده است. متأسفانه در زمان حیات داروین، علم ژنتیک و تأثیر مبرم آن بر موضوع تکامل یا فرگشت، کاملا ناشناخته بود. از این‌روی امروزه بسیاری از سوال‌های بی‌جواب از این طریق به پاسخ‌های قانع‌کننده دست یافته است.

این نظریه توضیح می‌دهد که چگونه نسل همه موجودات از باکتری تا انسان به دلیل جهش‌های ژنتیکی در حال تغییر و تحول بوده و در طول زمانی طولانی به تغییراتی اساسی منجر می‌شوند و موجودی متفاوت پدید می‌آورند. کتاب «تبار انسان» در سال 1871 میلادی به‌دست زیست و طبیعت‌شناس شهیر انگلیسی چارلز رابرت داروین در دو جلد به رشته تحریر درآمد. همه این اثر شناخت تبار انسان از طریق مقایسه ساختارهای ذهنی و جسمی وی با دیگر جانداران رده پایین است.

کاوه قدیمی؛ مترجم این کتاب در مقدمه نوشته است: «علم مجموعه‌ای از نظرات برمبنای مشاهدات و تجربیات آزمایشگاهی و درستی این نظریه‌ها بستگی به آزمون‌های مختلفی دارد که از آن‌ها سربلند بیرون می‌آیند. نظریه تکامل هم از این دسته است و با وجود اینکه از آزمون‌های مختلفی سربلند بیرون آمده و هنوز هم مخالفان سرسختی دارد، این نظریه به دلیل تعابیر نادرست و متعصبانه با فرضیه اشتباه شده و باعث ایجاد بحث و جدل‌های داده شده که همه از پیش‌داوری‌های نامناسب در این زمینه سرچشمه می‌گیرند. همواره باید این را درنظر داشت که نظریه تکامل تدریجی داروین، هیچ تعارضی با وجود خالق هستی ندارد.

در ترجمه این کتاب سعی شده که تا حد امکان از تکرار مکررات و موضوعات پیچیده جلوگیری شود. هرچند این کتاب مدت‌ها پیش نگارش شده و به‌طبع بسیاری از موضوعات آن تعدیل یا تغییر یافته است، اما توضیحات و تفاسیر مطالب و مفاهیم دشوار در پاورقی آورده شده و اسامی خاص و اصطلاحات تخصصی به همان شکل زبان اصلی به دلیل این‌که در فارسی معادل ندارد، در مسیر پاورقی آورده شده است.

داروین در کتاب «تبار انسان» که اهتمامی در شناسایی شجره‌نامه انسان در تطابق با دیگر جانداران است، به این مفاهیم اشاره کرده که موضوع انتخاب طبیعی پذیرفته شده و تنها در آینده مشخص خواهد شد که وی در مورد اهمیت آن اغراق کرده‌ است یا نه؟ افراد برجسته زیادی در حوزه علوم طبیعی از هر جهتی با آن مخالفت کردند و اهمیت آن به نحوی است که بیشتر طبیعی‌دانان این نظریه را پذیرفتند و نهایتا افراد غیرمتخصص نیز دنباله‌روی آن خواهند بود. نوشته‌های داروین توسط خودش جمع‌آوری شد تا نشان دهند چه میزان از این استنتاج‌ها قابل اطلاق به انسان هستند.

داروین در بخش مقدمه آورده است: «موضوعات این کتاب بیشتر شامل پدید آمدن انسان از اشکال ابتدایی شیوه رشد و تفاوت میان نژادهای بشری است. شرح جزئیات تفاوت‌های میان نژادهای بشری مورد نیاز نیست، زیرا در کتاب‌های ارزشمند دیگری درباره‌شان بحث شده است و من هم صحبت‌های زیادی درباره آن‌ها کرده‌ام. اکنون تقریبا قدمت انسان مدرن که پایه اساسی شناخت تبار انسان است، مشخص شده است. پروفسور هاکسلی تصریح کرده که مشخصه‌های ظاهری انسان تفاوت اندکی با میمون‌های آدم‌نما دارد به نحوی که تفاوت این میمون‌ها با همنوعان خود بیشتر از تفاوتشان با انسان است. بارها گفته شده که موضوع تبار انسان ناشناخته خواهد ماند. اما مسلم است که جهالت بیش از دانایی در انسان حس امنیت ایجاد می‌کند. افرادی با دانش کم اظهار می‌کنند که اینچنین مسائلی به وسیله علم حل نخواهد شد، اما به یقین انسان از تبار همان انواع دیرینه و منقرض شده است و به هیچ روی موجودی مستقل و جدید نیست. کسانی مانند جان باپتیست لامارک، مدت‌ها پیش به این موضوع دست یافته بودند.»

اگر خواهان این هستید که بدانید دقیقا چارلز داروین نزدیک به دو قرن پیش چه نظریه‌ای را بیان کرده، بهتر است کتاب «تبار انسان» را تهیه کنید و بخوانید، چراکه شواهد مربوط به تبار انسان از تعدادی از اشکال اولیه یا پیدایش آن از این اشکال و مقایسه توانایی‌های ذهنی میان انسان و اشکال رده پایین و رده بالا پیشرفته استعدادهای عقلی و اخلاقی در ادوار پیشین و متمدن و همچنین خویشاوندی‌ها و شجره‌نامه انسان و نژادهای انسان از موضوعاتی است که در این کتاب به‌طور مفصل بحث شده و شاید شما را به دوران‌هایی ببرد که هیچگاه انسانی نمی‌زیسته، اما پایه‌های انسان شدن در آن دوران شکل گرفته است.

شرح ساختار و ویژگی‌های بدنی و جسمی انسان و حتی حواس پنجگانه، اینکه چگونه انسان دارای این حواس شده و از گذشته کسی را به تکامل رسانده، موضوعاتی است که شما می‌توانید در بخش ابتدایی کتاب به آن‌ها بپردازید و اطلاعات جالبی را کسب کنید. همچنین در انتهای کتاب می‌توانید رساله پروفسور هاکسلی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های ساختاری مغز و رشد آن در میمون‌های آدم‌نما و انسان را بخوانید. در این رساله آمده است که نیمکره‌های مغزی در انسان به‌طور نسبی بزرگتر از میمون‌های آدم‌نما است. لوب‌های فرونتال کمتر توسط برآمدگی سقف کاذب چشمی گود شده و شیارها و چین‌های سینوسی مغز نامنظم‌تر از لحاظ قرینه است و معرف شمار بیشتری از چین‌خوردگی‌های فرعی هستند.

کتاب «تبار انسان، اهتمامی در شناسایی شجره نامه انسان در تطابق با دیگر جانداران» در 168 صفحه با شمارگان 400 نسخه به بهای 36 هزار تومان از سوی انتشارات سبزان راهی بازار کتاب‌های علمی شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...