کتابی درباره مائویسم به عنوان یک قدرت هنوز زنده در تاریخ معاصر، برنده جایزه ۷۵ هزار دلاری کاندیل شد.

به گزارش مهر به نقل از وبسایت جایزه کاندیل، جولی لاول متخصص ادبیات چین و مترجم آثار ادبیات این کشور به خاطر کتاب «مائوئیسم: یک تاریخچه جهانی» موفق به کسب جایزه تاریخ کاندیل سال ۲۰۱۹ شده است.

در زمانی که تنش‌ها بین چین و غرب در حال افزایش است، اثر تاریخی لاول مائوئیسم را به عنوان نیرویی بررسی می‌کند که در سراسر دنیا نقشی ایفا کرد و حتی امروز هم هنوز به شکل دادن رویه‌های سیاسی در چین کمک می‌کند.

این تاریخدان بریتانیایی که استاد چین مدرن در کالج برک‌بک واقع در دانشگاه لندن هم هست،  در مراسمی که در موزه هنرهای زیبای مونترال برگزار شد جایزه ۷۵ هزار دلاری کاندیل را دریافت کرد که توسط دانشگاه مک‌گیل اهدا می‌شود. الن تیلور رییس هیات داوران که تا به حال دو بار برنده جایزه پولیتزر هم شده گفت «رقابت دریافت جایزه بسیار نزدیک بود.»

نفرات دوم و سوم مری فولبروک استاد تاریخ آلمان در دانشگاه کالج لندن با کتاب «میراث آزار نازی‌ها و جستجوی عدالت» و جیل لپور استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده مجله نیویورکر با کتاب «این حقیقت‌ها: تاریخچه‌ای از ایالات متحده» بودند. هر یک از آن‌ها جایزه شناخت برتری و ۱۰ هزار دلار جایزه دریافت کردند.

الن تیلور رییس هیات داوران درباره برنده گفت: «کتاب او بسیار روشنی‌بخش است. جولیا لاول اکتشاف عمیقی در ریشه‌های مائوئیسم در چین انجام ‌داده و بعد نشان می‌دهد که چطور نحوه تفکر مائوئیسم روی جوامع مختلف از پرو گرفته تا اندونزی، اروپا و ایالات متحده اثر گذاشته است. کتاب او با بینش‌هایی دقیق و شفاف درباره یک ایدئولوژی و اثر ماندگار آن بر دنیای امروز، به رسیده به درکی جدید کمک می‌کند. جولیا لاول اثری فوق‌العاده از تاریخ نوشته است.»

شارلوت گری یکی از اعضای هیات داوران هم اضافه کرد: «جولیا لاول از مجموعه‌ای خارق‌العاده از منابع برای نخستین مطالعه پانورامایی درباره این جنبش سیاسی قدرتمند و بخش‌بخش استفاده کرده است. چیزی که باعث می‌شود این اثر یک برنده سزاوار جایزه تاریخ کاندیل باشد این است که نوشتار او سبک نویسندگی آکادمیک را با جذبه، شجاعت و هوشمندی ترکیب می‌کند. من از همان صفحه اول جذب آن شدم.»

این کتاب مارس ۲۰۱۹ در ۶۲۴ صفحه منتشر شده است.

لاول به مدت بیش از یک دهه درباره چین نوشته است. آثار خوش‌نقد او شامل «جنگ افیون» برنده جایزه یان میچالسکی سال ۲۰۱۲ و «دیوار بزرگ» می‌شوند. او همچنین آثار داستان مدرن چینی بسیاری را به زبان انگلیسی ترجمه کرده که از جمله آن‌ها می‌توان از «داستان‌های دیگر چین» نوشته لو شون نام برد.

در سال ۲۰۱۸ این جایزه به مایا جاسانوف استاد دانشگاه هاروارد به خاطر کتاب «نگهبانان سپیدم‌دم» رسید و در سال ۲۰۱۷ دنیل بیر تاریخدان بریتانیایی توانست به خاطر اثر «خانه مردگان» آن را به خود اختصاص بدهد.

جایزه کاندیل به افتخار اف. پیتر کاندیل یکی از چهره‌های شناخته‌شده دانشگاه مک‌گیل راه‌اندازی شد که همچنین یک بشردوست و سرمایه‌گذار جهانی نامی بود. این جایزه می‌تواند به تمام کتاب‌های سراسر دنیا بدون توجه به ملیت یا محل سکونت نویسنده و همچنین آثار ترجمه شده به زبان انگلیسی تعلق بگیرد. هر سال ناشران بین‌المللی تقریبا ۴۰۰ اثر را برای رقابت در این جایزه معرفی می‌کنند.

این جایزه سه سال است که در قالب جدید دوباره راه‌اندازی شده اما پیش از آن هم از سال ۲۰۰۸ هر سال از یک نویسنده تجلیل می‌کرد. از برندگان قبلی آن می‌توان به توماس لاکر، سوزان پدرسون، گری بیس، آن اپلبام و استیون پلت اشاره کرد.

انقلابی‌گری‌ای که بر من پدیدار شد، حاوی صورت‌های متفاوتی از تجربه گسیختگی و گسست از وضعیت موجود بود. به تناسب طیف‌های مختلف انقلابیون این گسیختگی و گسست، شدت و معانی متفاوتی پیدا می‌کرد... این طیف از انقلابیون دیروز بدل به سامان‌دهندگان و حامیان نظم مستقر می‌شوند... بخش زیادی از مردان به‌ویژه طیف‌های چپ، جنس زنانه‌تری از انقلابی‌گری را در پیش گرفتند و برعکس... انقلابی‌گری به‌واقع هیچ نخواستن است ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...