«وسوسه‌های ناتمام» نام تازه‌ترین اثر ابراهیم حسن‌بیگی ست که به واقعه عاشورا می‌پردازد.

وسوسه‌های ناتمام ابراهیم حسن‌بیگی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، داستانی که ابراهیم حسن‌بیگی برای ما تعریف می‌کند از آن جنس داستان‌ها نیست که گذشت ایام بتواند کهنه‌اش کند و دردش را به سرانجام برساند. سیزده قرن گذشته، چیزی هم تا پایان قرن چهاردهم نمانده است اما حرف‌های جوان عاشق‌پیشه کوفی تمام نشده است. انگار وسوسه‌های ناتمام فرصتی است تا او فرصتی پیدا کند تا از آتشی که در آن می‌سوزد کمی دورتر شود. اما آیا او می‌تواند؟ رمان وسوسه های ناتمام روایت‌گر بخشی از این ماجرای کربلا است.

قهرمان داستان پسری است کوفی. شغلش آهنگری است. در بحبوحه روزهای قبل از خروج لشگر عمر سعد از کوفه، سفارش بزرگی برای ساخت اسلحه دریافت می‌کند این اتفاق نه تنها برایش نان دارد که چیز دیگری هم در دامانش می‌گذارد. عشق به دختر یکی از بزرگان کوفه. بزرگی که می‌تواند زندگی‌اش را زیر و رو کند.

مشکلات ایوب یکی و دوتا که نیستد. کسی که والدینش از محبان امام علی و فرزندانش هستند چگونه خواهند توانست تن به این وصلت بدهند؟ حتی قبل‌تر، چگونه راضی خواهند ش زور بازوی فرزندشان، شمشیر و نیزه شود تا علیه حسین‌بن علی استفاده شود؟برگزیده کتابخانه مونیخ آلمان، سبک و سیاق متفاوتی را در این اثر انتخاب کرده است. تنها با یک اثر تاریخی مواجه نیستیم. حس و حال متفاوت داستان را می‌توان از همان جملات ابتدایی داستان فهمید.آنجا که راوی می‌گوید: مادرم نه گذاشت و نه برداشت. زل زد به چشم‌هایم و پرسید: «عاشق شدی؟»

کتابستان معرفت، وسوسه‌های ناتمام را در 164 صفحه و با قیمت 33 هزار تومان روی پیشخان کتابفروشی‌ها آورده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...