نماینده بنیاد سعدی در تفلیس، نشان پنجمین کنگره بین‌المللی شهریار را به لی لی ژرژلیانی، ایرانشناس و شاهنامه پژوه برجسته گرجی اهدا کرد.

لی لی ژرژلیانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، مراسم نکوداشت لی لی ژرژلیانی، ایرانشناس و شاهنامه پژوه برجسته گرجی با حضور احمدعلی مهری‌اردستانی، رایزن فرهنگی ایران در گرجستان و نماینده بنیاد سعدی در این کشور، خانم تئا شورغایا، استاد دانشگاه ورییس کرسی ایرانشناسی دانشگاه تفلیس، رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه تفلیس، جمعی از اساتید و ایرانشناس و دانشجویان رشته ایرانشناسی در دانشگاه تفلیس برگزار شد.

مهری‌اردستانی، رایزن فرهنگی کشورمان در تفلیس در سخنانی، از تلاش‌های خانم ژرژلیانی در حوزه زبان و ادبیات فارسی و پژوهش‌های ارزنده او به ویژه در خصوص شاهنامه فردوسی در طول ۵۰ سال خدمت در دانشگاه تفلیس تشکر و قدردانی کرد.

وی افزود: تأسیس کرسی ایرانشناسی و تربیت اساتید و دانشجویان این رشته مرهون فعالیت‌ها و تلاش‌های ارزنده خانم ژرژلیانی در طول چندین سال خدمت در این حوزه است.

رایزن فرهنگی کشورمان در تفلیس آمادگی این نمایندگی فرهنگی، برای حمایت از کرسی ایرانشناسی و دانشجویان این رشته و تربیت ایرانشناسان جوان در گرجستان را اعلام کرد.

خانم ژرژلیانی ضمن تشکر از رایزنی فرهنگی ایران در طول سال‌های فعالیت در حوزه ایرانشناسی و زبان و ادبیات فارسی و دبیرخانه کنگره بین‌المللی شهریار نیز برای پذیرفته شدن مقاله و اهداء نشان ارزشمند شهریار، اظهار داشت: با اهدای این لوح وظیفه ما سنگین تر می‌شود لذا باید فعالیت خود را در این حوزه مضاعف کنیم و دانشجویان رشته ایرانشناسی نیز با توجه به علاقه وافری که به فراگیری در آنها دیده‌ام باید تلاش خود را بیشتر کنند.

شایان ذکر است؛ خانم پروفسور لی لی ژرژلیانی در پنجمین کنگره بین‌المللی شهریار در آبان ماه ۱۳۹۹ با ارائه مقاله و سخنرانی با عنوان «روابط فرهنگی فارسی و گرجی و جایگاه شاهنامه فردوسی در گرجستان» موفق به دریافت نشان فرهنگی شهریار شد. لیکن به دلیل پاندمی کرونا و عدم برگزاری جلسه حضوری، نشان و هدیه نفیس ارسالی از سوی دبیرخانه کنگره، به او اهدا شد.

ژرژلیانی فارغ التحصیل دانشگاه دولتی تفلیس در رشته زبان و ادبیات فارسی (فیلولوژی ایرانی) و پایان نامه با موضوع (روایت‌های فارسی و گرجی از داستان ضحاک) است. وی مؤسس و اولین مسئول اتاق ایرانشناسی دانشگاه دولتی تفلیس است و بیش از ۳۰ مقاله و پژوهش و ۷ کتاب در حوزه زبان و ادبیات فارسی به رشته تحریر در آورده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...