انسان خردمند دوم شد!

17 اردیبهشت 1398


به گزارش ایبنا، در طول یازده روز برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، 117 هزار و 421 بار جستجوی ناشر در سایت نمایشگاه ثبت شده است که جستجوی کتاب در کل حدود 207 هزار و 620 بار، جستجوی نام کتاب شامل 153 هزار و 151 عبارت، جستجوی نویسنده یا مترجم 50 هزار و 429 عبارت و جستجوی موضوع شامل 18 هزار و 316 عبارت بوده است.

بیشترین جستجوی نام نویسنده
نخستین نام در این فهرست «فاضل نظری» است، پس از او نام «سیمین دانشور» قرار دارد و مقام سوم به «هوشنگ ابتهاج» اختصاص دارد. مقام‌های چهارم تا نهم هم در اختیار صادق هدایت، نادر ابراهیمی، محمود دولت‌آبادی، کریم زمانی، برایان تریسی و میشل اوباما قرار دارد.

بیشترین جستجوی موضوعی
بیشترین جستجوی موضوعی به رمان اختصاص دارد، پس از آن هم موضوعات روانشناسی و شعر رتبه‌های دوم و سوم را از آن خود کرده‌اند. همچنین موضوعاتی مثل حقوق، پزشکی، موسیقی، بورس، عاشقانه، معماری و فلسفه از دیگر موضوعاتی به شمار می‌آیند که بیشترین جستجو را داشته‌اند.

انسان خردمند یووال نوح هراری

بیشترین جستجوی نام کتاب
«ملت عشق»، کتابی از الیف شافاک دارای رتبه است. رتبه دوم متعلق به کتاب «انسان خردمند» اثری از یووال نوح هراری است. پس از آن می‌توان به کتاب «خودت باش دختر» نوشته ریچل هالیس اشاره کرد که مقام سوم را در جستجوی این بخش دارد، همچنین رتبه‌های چهارم تا نهم این بخش به کتاب‌های «من سر قولم هستم» نوشته امیرعلی قاف، «دنیای سوفی» اثری از یوستین گردر، «کیمیاگر» پائولو کوئیلو، «اکنون» فاضل نظری، «جزء از کل» نوشته استیو تولتز، «شدن» میشل اوباما و «وقتی نیچه گریست» به قلم اروین یالوم

بیشترین تعداد جستجوی ناشران
در ابتدای این فهرست نشر «چشمه» قرار دارد و پس از آن به اسامی ناشرانی مانند «جنگل»، «قطره»، «افق»، «ققنوس»، «نگاه»، «نیلوفر»، «سوره مهر»، «نی»، «هرمس»، «خوارزمی»، «کوله پشتی»، «گاج»، «مرکز»، «نیماژ»، «نشر‌ نو»، «سمت»، «پرتقال»، «آموت»، «هوپا»، «ارجمند»، «ماهی»، «سخن»، «پارسه»، «ثالث»، «امیرکبیر»، «مدرسان شریف»، «معارف» و «میلکان» می‌توان اشاره کرد. نکته جالب این آمار این است که نشر قطره با وجود اینکه در نمایشگاه حضور نداشت، اما سومین رتبه بیشترین جستجوی نام ناشر را از آن خود کرده است.

جستجوهای اطلاع‌رسانی فیزیکی
به غیر از اطلاع‌رسانی و جستجو در سایت نمایشگاه، برخی از جستجوها به صورت فیزیکی و حضور در غرفه‌های اطلاعرسانی نمایشگاه بوده است. در بخش آمار جستجوهای اطلاع‌رسانی فیزیکی جستجوی ناشر 167 هزار و 342 بار ثبت شده است که البته حدود 30 درصد داده به دلیل اشکال در 19 رایانه از 62 رایانه در دست نیست. بر این اساس 134 هزار و 319 بار جستجوی کتاب، 44 هزار و 890 بار جستجوی نویسنده و 17 هزار و 844 بار جستجوی موضوعی انجام شده است.

همچنین در اطلاع‌رسانی فیزیکی، بیشترین تعداد جستجوی ناشران به ترتیب شامل ماهی، افق، چشمه، هوپا، پرتقال، گاج، جنگل، سمت، نگاه، ققنوس، ورجاوند، هرمس، ارجمند، معارف، میزان، سوره مهر، سخن، نی، قدیانی، نیلوفر، کاظمی، مرکز، رشد، خیلی سبز، نیماژ، ویدا، مهر و ماه، رهنما، نشر نو، آموت، ثالث و دانشگاه تهران می‌شود.

همچنین در این بخش کتاب‌های جستجو شده نیز تقریبا مانند سایت است؛ ملت عشق، انسان خردمند، خودت باش دختر، بنویس تا اتفاق بیفتد، جزء از کل، اثر مرکب، توحید مفضل، بیشعوری، کیمیاگر، نخل و نارنج، اکنون، عقاید یک دلقک، دنیای سوفی، شازده کوچولو، چهار اثر، قرآن، تئوری انتخاب، صد سال تنهایی، راز، قلعه حیوانات و کوری.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...