چاپ سوم کتاب «زیبایی‌شناسی فهم انسان: معنای بدن» [The meaning of the body : aesthetics of human understanding] نوشته مارک جانسون [Johnson, Mark] و ترجمه جهانشاه میرزابیگی منتشر شد.

زیبایی‌شناسی فهم انسان: معنای بدن» [The meaning of the body : aesthetics of human understanding] نوشته مارک جانسون [Johnson, Mark]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نویسنده در «زیبایی‌شناسی فهم انسان: معنای بدن» بحث می‌کند که چگونه بدن، حتی پیش از تکوین خودآگاهی، معنا تولید می‌کند. نشر آگاه سومین چاپ این کتاب را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۴۰۸ صفحه و بهای ۷۵ هزار تومان منتشر کرد. 

کتاب سخه بخش و ۱۲ فصل دارد. بخش یکم با عنوان «معنای بدنی و حس احساس شده (بدنی غیرکلامی) شامل پنج فصل است: «حرکت زندگی»، «بچه‌بزرگ‌ها»، «چون احساس اول است: ابعاد عاطفی معنا»، «ریشه معنا در کیفیت‌های زندگی» و «احساس «اما» ی ویلیام جیمز: زیبایی شناسی استدلال و منطق».

بخش دوم کتاب با عنوان «معنای جسمانی و علوم ذهن» شامل چهار فصل است: «منشا معنا در پیوندِ موجود – محیط دیدگاه غیربازنمودی ذهن»، «ریشه‌های جسمانی معنای نمادی»، «نقش مغز در معنا» و «از معنای جسمانی تا اندیشه انتزاعی».

بخش سوم با عنوان «معنای جسمانی، زیبایی شناسی و هنر» نیز شامل سه فصل است: «هنر نمونه بارزی از معنی سازی»، «موسیقی و جریان معنا» و «معنای بدن». «نیاز به زیبایی شناسی معنای انسان» موضوع پیشگفتار و «معنا چیزی بیشتر از واژه‌ها و عمیق از مفاهیم است» موضوع مقدمه کتاب را تشکیل می‌دهد.

نویسنده در این کتاب پژوهش پیشگام خود در مورد ارتباط میان علوم شناختی، زبان و معنا را که نخستین بار در اثر کلاسیک «استعاره‌هایی که با آنها زندگی می‌کنیم» مطرح شد، ادامه می‌دهد. نویسنده بحث می‌کند که چگونه بدن، حتی پیش از تکوین خودآگاهی، معنا تولید می‌کند. از اینجا، او برای کاوش بیشتر خاستگاه‌های بدنی معنا، اندیشه، و زبان به علم عصب پایه شناختی روی می‌آورد و ابعاد فراوان معنا را که همه در برهمکنش‌های فیزیکی بدن با جهان ریشه دارند به بررسی می‌گیرد.

البته منظور از بدن یا جسم صرفِ اسکلت فیزیولوژیکی انسان نیست، بلکه هر آن چیزی است که مطابق تعریف ماده مادی – ماده ذهنی دکارت، جز متعلقات جسم به شمار می‌ورد: مثل عاطفه، تخیل، حافظه، هنر و…

................ هر روز با کتاب ...............

وقتی پلیس مخفی از من بازجویی می‌کرد، اغلب می‌گفت: یادت نرود نانی که خورده‌ای مال رومانی است... اگر مردم رومانی را دوست ندارند- همیشه می‌گفتند «مردم» نمی‌گفتند «رژیم»- پس باید به غرب و پیش دوستان فاشیستم بروند... هر کتاب را حداقل 20 بار می‌نویسم... اما اغلب سراغ نخستین نسخه می‌روم... در مورد من، چیزی برای کشف کردن وجود نداشت چون در تمام آپارتمانم شنود گذاشته بودند... مردم باید برای غذا در صف می‌ایستادند اما هرگز با کمبود میکروفن مواجه نمی‌شدیم ...
ژاپنی‌ها مالزی را تصرف کردند و هزاران اسیر انگلیسی را واداشتند که خط آهنی در جنگل‌های بیرمانی و تایلند بکشند. پانصد نفر از ایشان را به نزدیک رودخانه‌ی کوای می‌آورند تا در آنجا پلی در نقطه‌ای بنا کنند که از نظر رزمی بسیار مهم است... سه تن با چتر نجات در جنگلی نزدیک مرز بیرمانی فرود می‌آیند و عملیات تخریب پل را در همان روز افتتاح آن تدارک می‌بینند... سرهنگ به ژاپنی‌ها اطلاع می‌دهد ...
گفت که هر دو کتاب من را خوانده است و کتاب‌های خیلی افتضاحی بوده‌اند... بچسب به قصه زندگی خودت... یک گوشه‌ای مشغول نقشه‌کشیدن برای این بودم که با پول جایزه چه کار کنم... داستان‌نویسی را به سبک چارلز دیکنز شروع کردم... من را به مدرسه خصوصی فرستادند و خدا می‌داند پدرم چطور هزینه آن را می‌پرداخت... اخراج شدم... بازیگر شدم... از خانه فرار کردم... نقاش صحنه بود و سال‌ها بود که عاشقش بودم... با دو بچه ترکمان کرد... ...
شاهنشاه می‌فرمایند: هرجا که امکان ساختن سدی باشد ایجاد خواهیم کرد... تالاب هورالعظیم، تالاب شادگان، دریاچه بختگان و دریاچه پریشان همگی خشک شده‌اند... اولین نتیجه مستقیم خشکی دریاچه‌ها: گردوغبار و آلودگی هوا... این مملکت احتیاج به هیچ دشمنی نداره، خودمون داریم خودمون رو می‌کشیم... طی ۱۰ سال گذشته بیش از یک میلیون نخل بر اثر شوریِ آب پایین دستِ سدهای کرخه، خشک شده‌اند. این تعداد تقریبا معادل کل خسارت جنگ ۸ ساله به نخلستان‌های جنوب است ...
مهمترین رمان مارتین زوتر... دنیایی کوچک اما پیچیده و سرشار از کشمکش‌های پرشور بر سر تصاحب قدرت... مهره‌ ضعیفی است که به یک‌باره قدرتی عظیم در دست می‌گیرد و در برابر خانواده‌ معنوی خود از آن بهره می‌جوید... این امکان و فرصت بزرگ، به‌هیچ‌وجه پول یا موقعیت اجتماعی برتر نیست... آنچه این نهاد قدرت را در برابر عضوی از خود آسیب‌پذیر می‌کند، مناسباتی است که برقرار کرده است... خانواده برای بقای خود می‌جنگد... ...