کتاب «درآمدی جدید به فرااخلاق» [Metaethics : a contemporary introduction] تألیف مارک ون روجن [Mark van Roojen] با ترجمه محمد زندی و مسلم قربان‌بابایی به همت نشر کتاب طه منتشر شد.

درآمدی جدید به فرااخلاق» [Metaethics : a contemporary introduction]  مارک ون روجن [Mark van Roojen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بیشتر مباحث فرااخلاق در سه حوزه معناشناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی هستند و در آن‌ها مفاهیمی مثل خوب، بد، درست و نادرست تحلیل و بررسی می‌شوند. کتاب پیش روی خوانندگان از جدیدترین و کامل‌ترین منابع فرااخلاقی است که به فارسی ترجمه می‌شود. کتاب با فصلی درباره چیستی فرااخلاق آغاز می‌شود و با مباحثی در باب واقع‌گرایی، نسبی‌گرایی، معرفت شناسی، اخلاق، نظریه‌خطا، ذهنی‌انگاری، تخیل گرایی، طبیعت گرایی علمی، ناطبیعت گرایی و… ادامه پیدا می‌کند. هدف اصلی کتاب این است که خوانندگان با مهمترین جریان‌های فکری، مسائل و مباحث، استدلال‌ها و دیدگاه‌های حوزه فرا اخلاق آشنا شوند.

مترجمان قبل از این کتاب فرااخلاق سایمون کریچین را در سال ۱۳۹۷ ترجمه کرده‌اند و معتقدند کتاب وی از جمله منابع مهم و مشتمل بر مباحث نو در این زمینه است. ترجمه کرچین از جدی ترین کارها در حوزه فرااخلاق به زبان فارسی بود و از همین رو مورد استقبال استادان و اهل فن قرار گرفت. انتخاب کتاب حاضر هم با توجه به نیازها و با نظریه کمبودهای موجود در منابع فلسفه اخلاق، از جمله کتاب سایمون کرچین صورت گرفت. مثلاً کرچین در کتاب خود بعضی مباحث مهم فرااخلاقی مثل نسبی گرایی را فروگذارده و جز اشاراتی گذرا چیزی درباره آنها نگفته است.

کتابی که مارک ون روجن تألیف کرده از جمله کتابهای مجموعه درآمدی به فلسفه معاصر است که انتشارات راتلج به چاپ رسانده است. گرچه این مجموعه عنوان درآمد را بر پیشانی دارد، مخاطب آن تازه کاران در فلسفه نیستند، بلکه کسانی اند که پیشتر در حوزه مورد نظر مطالعه داشته‌اند، از این رو جامعیت نسبی مباحث و نحوه طرح اندیشه‌ها و استدلال‌ها بسیار مناسب است برای مخاطبانی که با داشته‌های فلسفی کافی می‌خواهند شناخت بیشتری از مباحث فرااخلاقی پیدا کنند.

مارک ون روجن، نویسنده کتاب، استاد فلسفه در دانشگاه نبراسکا - لینکلن است. تحقیقات او عمدتاً معطوف به اخلاق و فرااخلاق است، اما در سایر حوزه‌های فلسفه نیز مطالعه و تحقیق می‌کند. دیدگاه‌های او در زمینه عقل گرایی اخلاقی، ابرازگرایی، روان شناسی اخلاق و معناشناسی واژگان اخلاقی مورد توجه اهل فن است.

در پیشگفتار مترجمان در مورد فرااخلاق و اهمیت این اثر آمده است: فرااخلاق عرصه طرح پرسشهایی در مورد مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی است. فیلسوفان فرااخلاق در پی تحلیل و بررسی مفاهیمی مثل خوب، بد، درست و نادرست و دیگر مفاهیمی هستند که در گزاره‌های اخلاقی روزمره به کار می بریم. مطالعات فرااخلاقی دامنه وسیعی دارد و شاخه‌های زیادی پیدا کرده است که از آن میان بیشترین مباحث در سه شاخه معناشناسی، هستی شناسی و معرفت شناسی مطرح می‌شوند. به بیان ساده و اجمالی می‌توانیم بگوئیم در حوزه معرفت شناسی راه‌های شناخت این مفاهیم را بررسی می‌کنیم.

از همین اشاره کوتاه می‌توان پی برد که فرااخلاق چه گستره عظیمی از مباحث را شامل می‌شود و بحث‌های فیلسوفان فرااخلاق صرفاً محدود به حوزه فلسفه اخلاق نیست و ناگزیر پای بسیاری از مباحث از شاخه‌های دیگر فلسفه و دیگر دانش‌ها هم به میان می‌آید.

مطالعات اخلاقی در جهان امروز سهم شایان توجهی یافته‌اند و اخلاق در همه حوزه‌های زندگی بشر محل اندیشه ورزی متفکران است. غنای کمی و کیفی آورده‌های فکری اخلاقی در دوره معاصر گواهی بر این مطلب است. در چند سال اخیر نیز اصحاب تحقیق و دانش در کشورمان بیش از پیش به پژوهش‌های اخلاقی توجه کرده‌اند و هم در عرصه ترجمه و هم در عرصه تألیف قلم رانده‌اند و حوزه اخلاق پژوهی به زبان فارسی را پربارتر کرده‌اند. مباحث فرااخلاقی نیز به لطف ترجمه‌های متون فلسفه اخلاق به زبان فارسی راه یافته‌اند.

کتاب درآمدی جدید به فرااخلاق تألیف مارک ون روجن با ترجمه محمد زندی و مسلم قربان‌بابایی به همت نشر کتاب طه در قطع رقعی به تازگی در ۵۵۲ صفحه به بهای ۱۴۰,۰۰۰ تومان منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...