کتاب «ایده‌ روانکاوی» نوشته شهریار وقفی‌پور منتشر شد.

ایده‌ روانکاوی شهریار وقفی‌پور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در صفحه ۱۰۵ و با قیمت ۲۲ هزار تومان از سوی انتشارات سیب سرخ منتشر شده است.

به گفته شهریار وقفی‌پور که در سال‌های اخیر تمرکز زیادی به موضوع روانشناسی و روانکاوی داشته است، او با چندین سال تجربه عملی کار کلینیکی روانکاوی این کتاب و نظریات مطرح‌شده در آن را با هدف ارائه‌ای ساده و روان از مباحث روانکاوی برای مخاطبان علاقه‌مند به این موضوع تالیف کرده است.

این نویسنده درباره کتاب «ایده‌ روانکاوی» گفت: ما در روانکاوی سه ساختار روانی داریم که شامل «روان‌نژندی، احراف و روان‌پریشی» و در قالب ساختارهای مختلف در کتاب توضیح داده شده است. کتاب همچنین سعی خود را به کار بسته تا نشان دهد این سه ساختار چگونه از هم تشخیص داده می‌شود و راه تشخیص و تمایز هر سه ساختار از یکدیگر را با ذکر مثال‌های متعدد بیان کرده‌ام چرا که اساس کار علم روانکاوی مبتنی بر این ساختارها است.

وقفی‌پور ادامه داد: مخاطبان اصلی این کتاب تمامی افرادی هستند که به روانکاوی علاقه‌ دارند. این مخاطبان می‌توانند مخاطبان عام باشند و یا حتی روانکاوان. زبان کتاب به شکلی است که هر دو دسته از این مخاطبان را شامل می‌شود

این نویسنده با اشاره به تعریف سه ساحت و ساختار روانی در این کتاب در پاسخ به این سوال که چرا در حالی که اندیشه‌ها و باورهای فرویدی در علم روانکاوی سال‌ها است مورد نقد جدی واقع شده‌اند او از آن‌ها برای شکل‌دهی به نظراتش در کتاب بهره برده است، گفت: نگاه فرویدی در شکل‌دهی به نکات کتاب به دلیل حقیقی بودن آن‌ها است. ما هر چه در تاریخ جهان جلوتر می‌رویم، می‌بینیم روان‌پزشکی در بسیاری از موارد نمی‌تواند کاری انجام دهد و روان‌کاوی در آن حوزه‌ها موفق بوده است. درمان روان‌پریشی، اوتیسم و انواع مشکلات رفتاری مثل وسواس، کشف علومی مثل نوروساینس و کشفیاتی درباره مغز و کارکرد دستگاه عصبی همه ریشه در نظریات فروید دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...