کتاب «اعتیاد به تلفن های همراه» [The Phone Addiction Workbook] نوشته هیلدا بورک [Hilda Burke] با ترجمه سمیه موقر توسط انتشارات کتابستان منتشر شد.

اعتیاد به تلفن های همراه» [The Phone Addiction Workbook] نوشته هیلدا بورک [Hilda Burke]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هیلدا بورک نویسنده این‌کتاب، یک‌روان‌درمانگر ایرلندی‌تبار است که پس از سال‌ها کار در حوزه فناوری و ارتباطات، به سمت حوزه روان‌درمانی فناوری وارد شده است. او برای یکی از اپراتورهای معروف تلفن همراه به نام اُرنج و همینطور سازمان بین‌الملل جی‌اس‌ام‌آ در بخش ارتباطات آنها کار کرده است. چیزی که به گفته خود او بخشی از شغل خانوادگی آنها بوده است. از این لحاظ او نسبت به این حوزه تجربیات مهم و دست اولی دارد. کتاب «اعتیاد به تلفن‌های همراه» تنها اثر اوست که سال ۲۰۱۹ منتشر شد. «اعتیاد به تلفن‌های همراه» کتابی است کم‌حجم که از یک مقدمه و ۷ فصل تشکیل شده است.

بورک در مقدمه کتاب خود، از تجربیاتش می‌گوید و چگونگی خروج از صنعت ارتباطات و اشتغال به عنوان یک روان‌درمانگر. او ضمن آن‌که زندگی‌نامه مختصری از خودش به ما می‌گوید از وضعیت اعتیاد به تلفن همراه هم صحبت می‌کند و در نهایت مختصری درباره کتاب، رسالتش و نحوه خواندن آن می‌گوید.

کتاب «اعتیاد به تلفن‌های همراه» یک کتاب تمرین‌محور هم هست. مخاطب بعد از خواندن هر فصل و نکات مربوط به آن، باید تمرین‌هایی را که نویسنده در آن قسمت آورده است عمل کرده و انجام دهد. از این لحاظ، کتاب را لازم نیست یکجا خواند. بلکه بهتر است هر هفته یک فصل را خواند. بر طبق پیشنهاد نویسنده، مطالعه و انجام دادن تمرین‌های کتاب حداقل هفت هفته وقت می‌گیرد.

کتاب «اعتیاد به تلفن های همراه» با ۱۷۲ صفحه و قیمت ۳۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...