انتشارات سیب سرخ ترجمه‌ای از کتاب «فوبیا»[Phobia] اثر ایوان وارد [Ivan Ward] را منتشر کرد.

فوبیا[Phobia] یوان وارد [Ivan Ward]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فوبیا» اثری تحلیلی فکری درباره موضوع فوبیا و ترس شدید از پدیده‌های طبیعی است که با ترجمه مرتضی منصف روانه بازار کتاب شده است.

منصف همزمان با انتشار این کتاب درباره نویسنده این کتاب و زوایه طرح بحث فوبیا توسط وی عنوان کرد: ایوان وارد سرپرست بخش آموزشی موزه فروید در لندن است و از کتاب‌های منتشر شده این نویسنده به جز فوبیا، می‌توان به کتاب ایده‌هایی در زمینه روانکاوی، مقدمه‌ای بر روانکاوی و ... را نام برد.

وی ادامه داد: کتاب فوبیا به دلیل نثر ساده و قابل فهم خود برای عموم افراد جامعه و به ویژه دانشجویان رشته روان شناسی خواندنی است.به ویژه اینکه ما در جامعه پیرامونی خود شاهد افزایش بروز اختلالات روانی مختلف در بین اقشار مختلف هستیم. فوبیاها از شایع‌ترین گونه‌های اختلال اضطراب هستند که می‌توانند به طور مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی افراد تاثیر بگذارند.

منصف در ادامه درباره شیوه مواجه این کتاب با موضوع فوبیا نیز گفت: این کتاب با تشریح تعدادی از پرونده‌های پزشکی فروید به بررسی ریشه‌های اختلال فوبیا بر اساس نظریه‌های وی می‌پردازد تا اطلاعات کامل‌تری را درباره نحوه شکل گیری بیماری فوبیا در اختیار خوانندگان قرار دهد. همچنین نویسنده تلاش کرده است تا با ذکر مثال‌هایی از آثار آلفرد هیچکاک و ادگار آلن پو که که از مفهوم فوبیا در آنها استفاده شده است، تاثیر این اختلال بر زندگی افراد را نشان دهد.

مرتضی منصف مترجم این کتاب فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه بیرجند است. وی پیش از این نیز با همکاری فرزام کریمی دو کتاب «تئاتر و امپراتوری» اثر بنجامین پر و «هنر فراموش شده» اثر جورج اولیور اسمیت را ترجمه کرده است.

کتاب فوبیا اثر ایوان وارد با ترجمه مرتضی منصف در 50 صفحه با قیمت 10 هزار تومان منتشر شده است.

[ این کتاب با ترجمه رضا ستوده در 80صفحه و توسط انتشارات نگاه نیز منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...