کتاب «دگرگونی عشق و صمیمیت: جنسینگی، عشق و شهرت‌پرستی در جوامع مدرن» [The transformation of intimacy : sexuality, love, and eroticism in modern societies] نوشته آنتونی گیدنز [Anthony Giddens] از مهم‌ترین آثار حوزه جنسی و جنسیتی در جوامع امروزی است که تحلیل جامعه‌شناختی روشن و آموزنده‌ای از دگرگونی‌های ژرفی عرضه می‌کند که همه شئون زندگی اجتماعی را در سطح خرد و کلان، درمی‌نوردند.

گرگونی عشق و صمیمیت: جنسینگی، عشق و شهرت‌پرستی در جوامع مدرن» [The transformation of intimacy : sexuality, love, and eroticism in modern societies] آنتونی گیدنز [Anthony Giddens]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ولریش بک، در کنایه‌ای آشکار به جمله مشهور مارکس و انگلس در مانیفست کمونیست، می‌گوید: «کل تاریخ نوع بشر، چیزی جز تاریخ مبارزه‌های بین دو جنس نیست». این جمله، دست‌کم، نشانگر اهمیت شایان مناسبات جنسی و جنسیتی در جوامع امروزی است. این اهمیت طبعا در نظریه‌ها و پژوهش‌های علوم اجتماعی معاصر نیز انعکاس یافته است.

سوای نقش پیشگامانه فروید و روانکاوی و جریان عظیم فمینیسم، آثار پرآوازه میشل فوکو، ریوین کانل، اولریش بک، زیگمونت باومن و آنتونی گیدنز گواه همین مدعایند. در این میان، کتاب حاضر از مهم‌ترین آثار این حوزه است که تحلیل جامعه‌شناختی روشن و آموزنده‌ای از دگرگونی‌های ژرفی عرضه می‌کند که همه شئون زندگی اجتماعی را، در سطح خرد و کلان، درمی‌نوردند. هستند کسانی که مسکوت ماندن مباحثی از این دست را ترجیح بدهند یا توصیه کنند، اما آن‌ها باید تمامی عواقب و مکافات‌های نابینایی را به جان بخرند.

در «پیشگفتار» این کتاب آمده است: «اشخاص متعددی پیش نویس‌های اولیه این کتاب را خوانده و درباره آن نظر داده‌اند. سعی کرده‌ام تا جاییکه در توانم بوده انتقادهای ایشان را در نظر گیرم. به ویژه مایلم از افراد زیر تشکر کنم: گرنت بارنز، مایکل برت، ترزا برنان، مونتسر اگیبرنو، ربکا هارکین، دیوید هلد، سام هالیک، گراهام مک کان، هیژوا رویک، جفری ویکس و ویراستار ناشناسی از انتشارات دانشگاه استنفورد. همچنین مایلم از آوریل سایموندز برای آماده‌سازی این متن و از هلن جفری برای نمونه‌خوانی بسیار دقیقش تشکر کنم. قصد داشتم کتابی بنویسم که برای اکثر کسانی که در پی فهمیدن آن هستند آسان‌یاب باشد. به همین دلیل تا جایی که مقدور بوده از زبان فنی پرهیز کرده‌ام، حتی وقتی به بعضی حیطه‌های فکری تقریبا پیچیده گریز زده‌ام. من از منابع بسیار گوناگونی بهره گرفته‌ام، ولی برای حفظ سهولت خواندن این کتاب، به حداقل ارجاع‌ها و پانویس‌ها اکتفا کرده‌ام.»

در مقدمه این کتاب نیز می‌خوانیم: «جنسینگی موضوعی که شاید به نظر آید به عرصه عمومی ربطی ندارد - موضوعی فریبنده و گیرا، ولی اساس خصوصی و همچنین شاید تصور کنیم عاملی ثابت و همیشگی است، چون از ویژگی‌های زیست‌شناختی است و برای تداوم زندگی گونه‌های جانوران لازم است. اما واقعیت این است که در حال حاضر امور جنسی بی‌وقفه در عرصه عمومی حضور دارند و علاوه بر این، به زبان انقلاب سخن می‌گویند. ظرف همین چند دهه گذشته، به قولی، انقلاب جنسی رخ داده است و بسیاری از متفکران امیدهای انقلابی خود را بر پایه جنسینگی بنا کرده‌اند چون از نظر ایشان جنسینگی نمایانگر قلمرو بالقوه آزادی است که عاری از محدودیت‌های تمدن امروزی است.

پیدایش عشق رمانتیک دریچه‌ای است به مطالعه موردی سرچشمه‌های رابطه ناب. آرمان‌های عشق رمانتیک از دیرباز روی آرزوها و رویاهای زنان بیش از مردان اثر گذارده است، هرچند که مسلما مردان هم از آن تأثیر پذیرفته‌اند. روحیات عشق رمانتیک تأثیر دوگانه‌ای روی وضعیت زنان گذاشته است. از یک سو، زنان را «سرجایشان» خانه نگه داشته است. اما از سوی دیگر، عشق رمانتیک را می‌توان کشمکشی فعال و رادیکال با «مردمحوری» جامعه مدرن به حساب آورد. عشق رمانتیک فرض را بر این می‌گذارد که می‌توان پیوند عاطفی پایداری با دیگری برقرار کرد که بر پایه کیفیات درونی خود این پیوند استوار باشد و این منادی رابطه ناب است، هر چند که در تنش با آن نیز است.»

کتاب «دگرگونی عشق و صمیمیت: جنسینگی، عشق، و شهرت‌پرستی در جوامع مدرن» نوشته آنتونی گیدنز به ترجمه حسن چاوشیان در 207 صفحه و با قیمت 75000 تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...