«نظام سازمان ملل متحد در تئوری و عمل» نوشته محمدمهدی سیدناصری منتشر شد.

نظام سازمان ملل متحد در تئوری و عمل محمدمهدی سیدناصری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نظام سازمان ملل متحد در تئوری و عمل: مطالعه ساختار، صلاحیت و وظایف ارکان اصلی سازمان ملل متحد با تاکید بر منشور ملل متحد» از مجموعه «حقوق بین‌الملل به زبان ساده» با شمارگان هزار نسخه، ۳۰۰ صفحه و بهای ۶۵ هزار تومان توسط انتشارات ذکر منتشر شد.

نویسنده در این کتاب بر آن است تا بررسی تطبیقی عملکرد ارکان اصلی سازمان ملل متحد و با تاکید بیشتر بر نقش و آثار و تصمیمات دیوان بین المللی دادگستری به عنوان یک ساز و کار قضایی با وجود افرادی متخصص و برجسته و بی طرف و شورای امنیت سازمان ملل به عنوان رکن سیاسی این سازمان در حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی با دیگر ارکان مهم و اصلی سازمان ملل متحد، به بررسی تئوری و عملی تعارضات موجود میان تصمیمات دیوان بین المللی دادگستری و قطعنامه‌های شورای امنیت با دیگر ارکان اصلی سازمان ملل متحد، از دیدگاه سیاسی، حقوقی، در نهایت به نقد آثار این تعارضات از جایگاه سیاسی، حقوقی و بین المللی بپردازد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...