انتشارات امین‌الضرب کتاب «سرگذشت خانه بخش خصوصی» (اتاق بازرگانی تهران به روایت اسناد تاریخی) تالیف علی ططری را روانه پیشخان کتابفروشی‌ها کرد.

سرگذشت خانه بخش خصوصی (اتاق بازرگانی تهران به روایت اسناد تاریخی) علی ططری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مجموعه اسناد و مستنداتی که در این کتاب گردآوری شده است حاصل 10 سال جست‌وجو در آرشیوهای مختلف دولتی و خصوصی است. گرچه این امکان وجود دارد که اسناد بیشتری هنوز از چشم پژوهشگران و مرکز اسنادی و آرشیوی مستور مانده باشد و امید می‌رود در آینده مورد بازیابی قرار گیرد، اما بی‌گمان مجموعه حاضر برگرفته از جدیدترین اسناد بازیافته که طی سالیان گذشته فراهم‌آوری شده است. مجموعه حاضر متشکل اسناد و تصاویر و نشریات است که به تناسب موضوع در تواتر تاریخی در کنار یکدیگر چیده شده است. این اسناد به نحوی روایتگر حدود یکصد و چهل سال فعالیت و تلاش بازرگانان پایتخت برای حضور در عرصه‌های مختلف اقتصادی کشورمان است.

همچنین، نمایانگر آن است که مدیران اتاق تهران طی یکصدوچهل سال قبل اهتمام ویژه‌ای برای اقدام اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی داشته‌اند. از چاپ مجله و کتاب گرفته تا تاسیس یتیم‌خانه و بیمارستان و راه‌اندازی دبیرستان و دانشگاه، همه و همه نشان دهنده نوع نگاه ایشان به جامعه و لزوم پیشرفت آن است. این موضوع حائز اهمیت است که با حرکت رو به جلو در تاریخ و بازه زمانی مورد اشاره به خوبی پیداست که فعالیت‌های اتاق بازرگانی تهران روزبه روز به سمت تعالی و تنوع و پیشرفت بوده است.

کتاب «سرگذشت خانه بخش خصوصی» (اتاق بازرگانی تهران به روایت اسناد تاریخی) تالیف علی ططری در 204 صفحه به بهای 300 هزار تومان توسط انتشارات امین‌الضرب به بازار عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...