پنجمین چاپ کتاب «نام‌های سیاست» مجموعه مقالات اندیشمندان جهان درباب سیاست با ترجمه‌هایی از مراد فرهادپور، نادر فتوره‌چی، آرش ویسی، صالح نجفی، بارانه عمادیان و... منتشر شد.

نام‌های سیاست

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر بیدگل پنجمین چاپ کتاب «نام‌های سیاست» را با شمارگان هزار نسخه در ۴۴۶ صفحه و بهای ۱۲۰ هزار تومان منتشر کرد.

نخستین چاپ این کتاب سال ۹۲ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۲۵ هزار تومان منتشر شد و چاپ پیشین (چهارم) آن نیز سال ۱۳۹۸ با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۶۰ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

در این کتاب مقاله‌ها و نوشتارهایی از میشل فوکو، ژاک رانسیر، جودیت باتلر، لویی آلتوسر، کلود لوفور، آنتونی نگری، جورجو آگامبن و هانا آرنت ترجمه و منتشر شده است. مقاله‌های این کتاب در چهار بخش گردآوری شده‌اند. در بخش نخست با عنوان «آغازهای مفهومی» سه مقاله «آغاز سیاست» اثر ژاک رانسیر، «سه مفهوم سیاست» نوشته اتین بالیبار و «عقل پوپولیستی: ملاحظات پایانی» به قلم ارنستو لاکلائو درج شده‌اند.

«پیچ و خم‌ها» نام بخش دوم کتاب است و مقاله‌های این بخش شامل «جریان زیرزمینی ماتریالیسم مواجهه» اثر لویی آلتوسر، «تبحر و انقلاب: نظریه سیاسی خروج» به قلم پائولو ویرنو، «جمهوری برسازنده» نوشته آنتونی نگری، «یادداشت‌هایی مقدماتی در باب مفهوم دموکراسی» تألیف جورجو آگامبن و «سیاست و حقوق بشر» به قلم کلود لوفور می‌شوند.

بخش سوم این اثر با عنوان «مواجهات» به ترتیب دربرگیرنده مقالات «سوژه شدن، مقاومت، دلالت مجدد: میان فروید و فوکو» اثر جودیت باتلر، «آلن بدیو و اخلاق مبارزه» به قلم ارنستو لاکلائو و «قدرت‌ها و راهبردها» مصاحبه ژاک رانسیر با میشل فوکو است.

در بخش پایانی کتاب چهار مقاله «سیاست و تعصب» اثر هانا آرنت، «چندین سیاست» نوشته ژیل دلوز، «ذوب شدن یخ‌ها در شرق» تألیف ژان بودریار و «معضلات نظری خودگردانی کارگری» به قلم هانری لوفور درج شده‌اند.

نادر فتوره‌چی (مقاله سیاست و تعصب)، صالح نجفی، مراد فرهادپور، بارانه عمادیان، آرش ویسی، امیراحمدی آریان، حسین نمکین، امیرهوشنگ افتخاری راد، جواد گنجی، آرش ثابتیان، ارسلان ریحان زاده و علی عباس بیگی مترجمان مقالات این کتاب هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...