شوال سالروز درگذشت اباصلت هروی، از خواص شیعیان و از اصحاب حضرت امام رضا(ع) است. کتاب «وفاةالرضا(ع)» به قلم اوست و همه روایت‌های مربوط به چگونگی شهادت حضرت به او ارجاع می‌شود. او از راویان حدیث سلسلةالذهب است.

اباصلت هروی: راوی آفتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، امروز سه‌شنبه ۲۰ خرداد برابر است با ۱۷ شوال المکرم ۱۴۴۱ قمری. ۱۷ شوال میان شیعیان سالروز درگذشت یکی از اصحاب خاص حضرت ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضاست.

مرحوم شیخ علی نمازی شاهرودی در جلد پنجم کتاب «مُسْتَدرَک سَفینَةُ الْبِحار» آورده است که در این روز عبدالسلام بن صالح بن سلیمان بن ایوب بن مَیسَره مشهور به اباصلت هروی به سال ۲۰۳ یا ۲۰۷ هجری پس از آزادی از زندان مامون از دنیا رفت. البته در برخی از منابع نیز سالروز وفات او را ۲۴ شوال ذکر کرده‌اند، اما گویا قول نخست (یعنی ۱۷ شوال) اعتبار بیشتری دارد.

اباصلت از خواص شیعیان در طول تاریخ تفکر شیعه است و کتاب «وفاةالرضا(ع)» به قلم اوست. اکثر روایات مربوط به چگونگی شهادت حضرت در منابع تاریخی و کتب معتبر شیعه از او نقل شده‌اند. دو مقبره در ایران منتسب به این صحابی بزرگوار حضرت ثامن الحجج است؛ یکی در دروازه ری قم و دیگری در ۱۰ کیلومتری مشهد.

اباصلت دانشمندی خبره بود. او در طلب علم به نقاط مختلفی چون عراق، حجاز و یمن سفر و از بسیاری از بزرگان وقت از جمله غیرشیعیان استماع حدیث کرد. او چندی در بغداد از بزرگان روایی بود و بویژه احادیث مربوط به فضیلت‌های امیرمومنان امام علی بن ابیطالب (ع) از جمله حدیث «مدنیةالعلم» را از اهل سنت نقل می‌کرد.

او در روزگار مامون به مرو رفت. اباصلت در رد فرق مختلفی چون مرجئه، جهمیه، زنادقه و قدریه کوشید و مباحثات بسیاری در این زمینه کرد و تفکر امامیه را گسترش داد. او در مجلس مامون نیز بارها به مناظره با بزرگان دیگر فرق پرداخت. بسیاری از علمای حدیثی اهل سنت نیز اباصلت را مورد وثوق دانسته و او را معتبر می‌دانند، هرچند که به مذهب او خرده گرفته‌اند.

اباصلت بجز کتاب «وفاةالرضا(ع)» که در آن چگونگی شهادت حضرت ثامن الحجج (ع) را شرح داده از راویان حدیث شریف «سلسلةالذهب» است. این حدیث قدسی منقول از امام رضا(ع) است در باب توحید و شروط آن. در منابع تاریخی ثبت است که امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرف مرو بیان کرده‌اند.

افراد حاضر در سند این حدیث همگی امامان معصوم‌اند تا به پیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می‌رسد. یعنی امام رضا(ع) به عنوان هشتمین امام شیعیان از پدر بزرگوارشان و ایشان نیز از پدرشان نقل کرده و این سلسله تا به امیرالمومنین (ع) می‌رسد و حضرت امیر نیز آن را از رسول اکرم (ص) و ایشان نیز از خدای متعال نقل کرده‌اند. به همین دلیل این حدیث را «سلسلة الذهب» به معنای «زنجیرۀ زرّین» نامگذاری کرده‌اند. طبق برخی گزارش‌ها، همزمان با نقل حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کردند.

بر اساس این حدیث، اعتقاد به توحید باعث نجات از آتش جهنم است، ولی امام رضا(ع) خود را شرط این نجات معرفی کرده است. به گفته عالمان شیعه، منظور امام رضا(ع) اعتقاد به امامت است. به‌جز بزرگانی چون اباصلت، شیخ صدوق و... عموم دانشمندان و بزرگان اهل سنت نیز این حدیث شریف را نقل کرده‌اند.

یکی از بهترین کتاب‌ها و پژوهش‌های معاصر منتشر شده درباره اباصلت «اباصلت هروی: راوی آفتاب» نام دارد که با قلم حسن حسینی، اسماعیل رضایی برجکی و محمدحسن پاکدامن توسط بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی منتشر شده است.

اين كتاب شامل يك مقدمه، چهار بخش و ۱۳ فصل است كه بخش اول آن خود شامل پنج فصل است و به زندگی‌نامه اباصلت از آغاز تا رحلت اختصاص دارد و بيشترين مطالب اين بخش مربوط به فصل همراهی وی با امام رضا(ع) در خراسان است. بخش دوم اين كتاب به شخصيت علمی اباصلت اختصاص يافته و در آن ضمن معرفی مشايخ و راويان وی، تمام روايات و احاديث منقول از او به صورت موضوعی دسته‌بندی و بيان شده است. بخش سوم به معرفی اباصلت از نگاه موافقان و مخالفان و بخش چهارم نيز به مزار و مدفن وی اختصاص يافته است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...