مسئولان و هیئت داوران جایزه کتاب روزنامه لس‌آنجلس تایمز طی مراسمی مجازی نام برندگان امسال جایزه کتاب خود را اعلام کردند.
به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، مسئولان و هیئت داوران جایزه کتاب روزنامه لس‌آنجلس تایمز طی مراسمی مجازی نام برندگان 2021 جایزه کتاب خود [Los Angeles Times Book Prize 2021] را اعلام کردند. این جایزه امسال در 12 رشته از کتاب‌های منتشرشده در سال گذشته تقدیر کرده است.

برندگان 2021 جایزه کتاب لس‌آنجلس‌تایمز اعلام شدند

جایزه کتاب لس‌آنجلس یکی از جوایز معتبر ادبی شهر متعلق به روزنامه لس‌آنجلس تایمز است. جایزه لس‌انجلس‌ تایمز یکی از جوایز ادبی معتبر کشور آمریکاست که داوری‌ها و معرفی برندگانش را دست‌اندرکاران روزنامه لس‌آنجلس تایمز انجام می‌دهند و اساسا این جایزه متعلق به این روزنامه است. جایزه لس‌آنجلس تایمز از سال ۱۹۸۰ میلادی در بخش‌های گوناگون به کتاب‌هایی در حوزه‌های مختلف ادبی و رمان و علمی و فن‌آوری، زندگی‌نامه و خودزنگی‌نامه، کتاب مصور، تاریخی و ... اهدا می‌شود.

طبق نظر هیئت داوران جایزه کتاب روزنامه لس آنجلس تایمز اسامی زیر در 16 رشته مختلف برندگان سال 2020 این جایزه هستند:

زندگی‌نامه
دیوانه در دنیا: زندگی جان اشتاین‌بک نوشته ویلیام سودر

مسائل روز
طبقه: ریشه‌های نارضایتی‌های ما نوشته ایزابل ویلکرسون

داستان
در شب همه خون‌ها سیاه است نوشته دیوید دیوپ

رمان مصور/ کمیک استریپ
موتور اسپارا نوشته بیشاک سوم

تاریخی
جلودار: چطور زنان سیاه مرزها را شکستند، حق رای گرفتند نوشته مارتا اس. جونز

تریلر / معمایی
زمین خشک بلکتاپ نوشته اس.ای. کاسبی

شعر
وفات نوشته ویکتوریا چانگ

علم و تکنولوژی
کیمیاگری ما: چطور انسان‌ها و ماده به یکدیگر تبدیل شدند؟ نوشته سارا سیگر

جایزه داستان اولی ارت سیدنبام
زندگی‌های مرموز زنان کلیسا نوشته دیشا فیلیاو

جایزه ری بردبری برای داستان علمی تخیلی
تنها هندی‌های خوب نوشته استفن گراهان جونز

ادبیات داستانی نوجوانان
منگنه‌زدن هوا نوشته یوسف سلام و ایبی زوبوی

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...