رمان «پایان رابطه» نوشته گراهام گرین با ترجمه احد علیقلیان توسط نشر نو به چاپ سوم رسید.

به گزارش مهر، نسخه اصلی این رمان در سال ۱۹۵۱ منتشر شده و ترجمه‌اش یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه ادبیات داستانی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند. چاپ اول این‌ترجمه هم سال ۹۷ به بازار عرضه شد و حالا به چاپ سوم رسیده است.

گراهام گرین گفته به دنیای انسان های خشمگین تعلق دارد؛ به سنت نوشته های دینی که به  دانته می‌رسد یعنی سنتی که به دلیل نفرتش، خوب عشق می ورزید. رمان «پایان رابطه» داستان عشقی بیمارگونه و همچنین نفرتی بیمارگونه است. این‌رمان، حکایت بی پیرایه شور عشق است و بین رمان‌های گرین جایگاهی یگانه دارد که نشانی از داستان های ماجراجویانه و پلیسی جنایی در آن دیده نمی شود. در همان صفحه آغاز، نویسنده صحنه‌ای معمولی را توصیف کرده است؛ چند شخصیت معمولی که به‌طور مبهم و سرسری معرفی شده‌اند و مخاطب متوجه می‌شود در دنیایی قرار گرفته که بسیار شبیه به دنیای خود اوست؛ دنیایی پر از کانون‌های شر اخلاقی.

با اقتباس از رمان «پایان رابطه» دو فیلم سینمایی ساخته شده است. رمان در سال ۱۹۵۱ منتشر شد و اولین اقتباس سینمایی از آن به صورت سیاه‌سفید در سال ۱۹۵۵ عرضه شد. اقتباس دوم نیز در سال ۱۹۹۹ با حضور بازیگرانی چون رالف فاینس و جولیان مور ساخته شد. کارگردانش نیز نیل جوردن کارگردان ایرلندی بود.

داستان این‌رمان درباره زنی جوان به‌نام سارا است که بین همسرش و مردی عاشق گیر افتاده و در جستجوی خداست...

چاپ سوم این‌کتاب با ۲۴۰ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...