رمان «وقتی باران می‌بارد» نوشته لیزاد یانگ با ترجمه علی شاهمرادی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این رمان در ۴۰۰ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۱هزارتومان در نشر آموت عرضه شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب می‌خوانیم: دختر نوجوانی به نام «کیت الکساندر» در شبی بارانی اتفاق بدی را از سر می‌گذراند که تمام زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «بیو بنت» دوست سالیان سالش که به او علاقه‌ دارد، تنها کسی است که حضورش مرهمی بر زخم اوست، اما با دیدار «آشر هانت»، پسری مرموز و خواستنی، زندگی کیت وارد مرحله‌ای جدید می‌شود و...

«وقتی باران می‌بارد» قصه دردهای فروخورده، زخم‌های زندگی و اتفاقات ناگوار است و در عین حال قصه عشق، امید، پذیرش و پیوندهای عمیق روح انسان‌هاست. این اولین و پرمخاطب‌ترین کتاب از سه‌گانه عاشقانه «باران» اثر نویسنده آمریکایی «لیزاد یانگ» است.

در معرفی این نویسنده نیز آمده است: «لیزاد یانگ» نویسنده پرفروش عاشقانه‌های معاصر آمریکایی که به تازگی برای آخرین رمانش در لیست بهترین‌های سایت معتبر آمازون قرار گرفته، راه سختی را برای رسیدن به امروزش طی کرده است. او مادر سه‌ فرزند است و با داشتن شغلی تمام‌وقت، در شش سال گذشته، ۹ رمان موفق را به چاپ رسانده است. خودش در این مورد می‌گوید: «من از تمام ساعت‌های شبانه‌روز استفاده می‌کنم. صبح‌ها و پس از بدرقه همه اهل خانه، خودم به سر کار می‌روم. وقتی به خانه برمی‌گردم، باقی روزم را با خانواده سپری می‌کنم و پس از این‌که بچه‌ها به خواب می‌روند، کار  نوشتنم آغاز می‌شود و تا دیرهنگام ادامه پیدا می‌کند.»

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...