مریوان حلبچه‌ای در گفت‌وگو با ایبنا گفت: کتاب «نظریه و نقد ادبی» نوشته حسین پاینده در دو جلد درس‌نامه‌ای میان رشته‌ای است. در کشور ما معمولاً معنای درست و دقیقی از «نقد» مستفاد نمی‌شود. دست‌اندرکاران فعالیت‌های ادبی غالباً بین مرور و معرفی، تحلیل و نقد تمایز نمی‌گذارند و هر نوع نوشتاری را که نویسنده در آن نظری راجع به متنی ادبی اظهار کرده باشد، به غلط مصداق نقد می‌پندارند. فقط از راه شناساندن نظریه‌های علمی نقد ادبی و نحوه کاربرد عملی آنهاست که می‌توان به این برداشت‌ها و توقعات نادرست پایان داد. کتاب «نظریه و نقد ادبی» نیز با همین هدف، مجموعه ای از پرکاربردترین نظریه های نقادانه را به پژوهشگران این حوزه می شناساند. این نظریه‌ها شامل فرمالیسم (نقد نو)، روانکاوی، ساختارگرایی، روایت‌شناسی، نقد اسطوره‌ای-کهن الگویی، تاریخ‌گرایی نوین، نقد لاکانی، مطالعات زنان، نشانه‌شناسی شعر (رویکرد ریفاتر)، پسامدرنیسم، مطالعات فرهنگی، نشانه‌شناسی (رویکرد سوسور، پرْس و بارت) و نظریه دریافت و نقد واکنش خواننده است.

نظریه و نقد ادبی» نوشته حسین پاینده

به گزارش کتاب نیوز این مترجم همچنین پیشنهاد خرید و مطالعه کتاب «دریدا در متن» نوشته عبدالکریم رشیدیان را عنوان کرد و افزود: در این کتاب مباحث مهم بیش از ۵۰ اثرِ دریدا بررسی شده و نکات مرتبط در بعضی نوشته‌های دیگر او نیز مطرح شده است. خوانندگان می‌توانند نه‌فقط شکل‌گیری اندیشه دریدا را در سیر تاریخی زنده آن از خلال مباحث او درک کنند بلکه چکیده‌های گاه مبسوطی از اکثر آثار او را نیز در اختیار داشته باشند. افزون بر این می‌توان راه‌ورسم اندیشه‌ورزی دریدا را که ساختارزدایی نامیده می‌شود در نمونه‌هایی زنده و ملموس مشاهده کرد. در این متن‌ها همچنین می‌توان با جوانبی از سرگذشت شخصی دریدا و روایت‌های او از زندگی‌اش آشنا شد که بیان نوعی بی‌مأوایی و حاشیه‌نشینی است و جایگاه غیرعادی او را در فرهنگ فرانسوی و اروپایی بازتاب می‌دهد.

دیگر کتاب پیشنهادی مریوان حلبچه‌ای «تصاحب تاریکی» است. «تصاحب تاریکی» نوشته بختیار علی، نویسنده مطرح کرد، اثری است که در آن با ترکیبی از واقعیت و خیال، تصویری تکان‌دهنده و عمیق از جهانی در آستانه فروپاشی ارائه می‌دهد. این اثر یک سفر روان‌شناختی است که به مخاطب اجازه می‌دهد تجربیات شخصیت‌ها را به صورت عینی احساس کند و از درون متن با آنهاهمراه شود.

................ هر روز با کتاب ................

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...