سی‌ و نهم محفل عصرنشینی هنر و اندیشه «دیدار» میزبان نشست «گویایی متن، پویایی نما»، با نگاهی به مجموعه داستان‌های مصور «ایلیا (تولد یک قهرمان)» شد.

ایلیا (تولد یک قهرمان) امین توکلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، در این نشست که با حضور محمدرضا دوست‌محمدی، مدرس دانشگاه، تصویرساز و کارتونیست، پرستو عسگرنژاد، نویسنده و کارشناس حوزه کودک و نوجوان و امین توکلی، نویسنده مجموعه ایلیا در سالن سلمان هراتی حوزه هنر برگزار شد، محمدرضا وحیدزاده،‌ دبیر نشست و پژوهشگر حوزە هنر به پیشینه تاریخی مجموعه‌های مصور اشاره کرد و گفت: شروع کمیک‌ها به قرن ۱۸ مربوط می‌شود و وقتی اولین داستان‌های مصور نوشته شدند سویه‌های پررنگ و جدی سیاسی داشتند.

وی با تاکید براینکه پیشینه‌ داستان‌های مصور همراه با نگاه انتقادی به موضوعات روز بوده است، افزود: کمیک با زبان هجو و طنز فساد سیاسی و جنسی خانواده بوربون‌ها را محل نقد قرار می‌داد.

دغدغه اولیه برای تولید ایلیا فقدان ابرقهرمان ایرانی بود
در ادامه، امین توکلی، نویسنده مجموعه کمیک ایلیا گفت: حدود سال‌های ۹۵ و ۹۶ بود که مدیر پروژه با من تماس گرفت. ژانر مورد نظر او ابرقهرمان بود که در ایران به ‌صورت جدی کار نشده بود و با وجود سختی‌های کار، ریسک آن را پذیرفت.

وی ابرقهرمان را محور ایده خود دانست و افزود: در این پروسه کار به ‌صورت تیمی نوشته نشد اما هم‌فکری‌های مورد نیاز درباره موضوع و مفاهیم را با استادان و کارشناسان مختلف انجام دادیم تا در نهایت به طرح داستان رسیدیم که شروع ماجرای ایلیا شد.

همچنین دوست‌محمدی، کارتونیست در این نشست به تفاوت‌های گرافیکی و بصری پروژه ایلیا پرداخت و تاکید کرد: در گذشته که من عاشق کمیک بودم خرید و فروش آن ممنوع بود و از سوی کانون پرورش فکری ممانعت‌هایی می‌شد و بسیاری از مسئولان نیز کمیک را برای کودکان کتابی مخرب می‌دانستند.

وی با بیان اینکه سال ۱۳۷۸ در دانشگاه تهران پایان‌نامه‌ای با موضوع کمیک ارایه کردم، ادامه داد: درگیری من با کمیک در حد کمیک‌های مطبوعاتی بوده است. حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش برای اولین‌بار با مجموعه‌ای روبه‌رو شدم که کتاب کمیک تولید می‌کردند. امروز مشکل ما در تولید کمیک مربوط به حلقه‌های تولید و چرخه‌های اقتصادی است که کار را پیچیده می‌کند. درحالی که طراح‌ها، به‌دنبال تکنیک و کیفیت طراحی هستند؛ اما بحث اصلی مربوط به داستان است و اگر مخاطب با سطح استانداردی از تصویر روبه‌رو باشد، رضایت خواهد داد و آن چیزی که به ادامه ماجرا کمک می‌کند، داستان جذاب است.

اولین موفقیت ایلیا فروش 3000 نسخه در نمایشگاه تهران بود
در بخش دیگر این نشست، توکلی، نویسنده «ایلیا» درباره فروش و ماجرای توزیع و استقبال از این کمیک سخن گفت و با تاکید براینکه عوامل موثر در موفقیت یک اثر خلاصه به فروش نیست، گفت: پروژه‌های زیادی در زمینه کمیک شروع شده و هنرمندان توانمندی فعالیت داشته‌اند اما ادامه‌دار نبودند و کار به‌مرحله چاپ و عرضه اثر نرسیده است.

وی با بیان اینکه مجموعه کمیک ایلیا به دنبال حمایت دولتی و خصولتی نبوده است، افزود: یک هولدینگ خصوصی اسپانسر کار مجموعه ایلیا و استودیوی کمیکا ست اما علت موفقیت ما مختلف است که بخشی از آن مربوط به تکنیک است.

این نویسنده نزدیک شدن به استانداردهای جهانی را هدف مجموعه ایلیا دانست و گفت: تلاش کردیم داستان و تصویرگری مناسبی ارایه کنیم و اولین اتفاق خوب برای ما آخرین دوره برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بود که با یک غرفه خیلی کوچک توانستیم نزدیک به 3000 نسخه کتاب فروش داشته باشیم.

توکلی به جذب حدود 2000 اشتراک سالانه کمیک ایلیا اشاره کرد و افزود: مخاطب از کار خوشش آمده بود و هزینه اشتراک یکساله را پرداخت کرد. البته ما در ابتدا نسبت به گروه سنی مخاطبانمان مطمئن نبودیم و دقیق نمی‌دانستیم مخاطب‌مان چه کسی است؛ بنابراین با احتیاط جلو رفتیم و چند شماره ابتدایی بازخوردهای مخاطبین را بررسی و تحلیل کردیم و متوجه شدیم چه گروه سنی بیشتر جذب شده است و در شماره‌های بعدی سعی شد تصمیم نهایی‌تری اتخاذ شود که با چه کسی روبه‌رو هستیم پس سن مخاطب را کم کردیم و امروز می‌دانیم با چه گروه سنی روبه‌رو هستیم.
وی از فروش ۲۰ هزار جلدی کمیک‌های ایلیا خبر داد و گفت: ما در این حوزه رکورددار هستیم.

در بخش دیگر این نشست، پرستو عسگرنژاد، نویسنده و کارشناس حوزه کودک و نوجوان گفت: ژانرها قابل مصادره نیستند. فاصله زمانی آغاز سینمای ایران با سینمای جهان فقط ۳۳ سال است و این فاصله زیادی نیست و سینمای ایران از جهان عقب نمانده است.

ایلیا

وی به سیر فراز و فرودهای تولید کمیک در ایران پرداخت و با بیان اینکه کمیک در مقطعی در ایران بیشتر از آنکه فرهنگی باشد تجاری بوده است، ادامه داد: مادران در این دوران سخت اقتصادی زندگی که سبد فرهنگی خانواده کوچک شده به راحتی به سمت کمیک نمی‌روند؛ چراکه این ژانر آزمون خودش را نداده است.

عسگرنژاد به تصویر ذهنی خانواده‌ها درباره کمیک اشاره کرد و گفت: الگویی که از این ژانر در ذهن مانده مربوط به قبل انقلاب است و خانواده آن را الگوی تربیتی مناسبت نمی‌داند و در این شرایط فروش ۲۰ هزار نسخه ایلیا یک موفقیت است.

وی مهم‌ترین دستاورد مجموعه ایلیا را ایرانی نوشتن دانست و تاکید کرد: بزرگ‌ترین دستاورد کمیک ایلیا، ایرانی نوشتن است و هیچ چیز از این مهم‎تر نیست. توجه ایلیا به مولفه‌هایی همچون تحریم دارویی و کمبود آن در ایران که در هیچ کتابی به آن اشاره نشده اتفاق مهم این اثر تصویری است و انعکاس ناصرخسرو در ایلیا بسیار مهم بود. روایت مرشد چلویی و لقمه بهشتی که از گنجینه‌های فرهنگی ما سرچشمه می‌گیرد برای کشورمان خیلی مهم است که تاکنون هیچ‌جایی حتی در کتاب «من او» امیرخانی به چنین شخصیت حقیقی و شناسنامه‌داری نپرداخته شده بود.

عسگرنژاد با تاکید براینکه ایلیا به‌پروژه نفوذ و ترور دانشمندان ایرانی و ویلاها و استخرها و غیره پرداخته است، ادامه داد: این کمیک دست روی جای درستی گذاشته و آن مسائل و فرهنگ مغفول مانده است که با یک ژانر مهجور احیا شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...