نمایشنامه «رادرفورد و پسر» [Rutherford and son] اثر گی‌تا ساوربی [Githa Sowerby] منتشر شد.

رادرفورد و پسر»  [Rutherford and son]  گی‌تا ساوربی [Githa Sowerby]

به گزارش کتاب نیوز، نمایشنامه تحسین برانگیز «رادرفورد و پسر» که برگرفته از تجربه زیسته گی‌تا ساوربی در یک خانواده کارخانه‌دار است با ترجمه سمیه نصراللهی توسط نشر مهرگان خرد منتشر شد.

گی تا ساوربی، زاده 6 اکتبر 1876 و متوفی در 30 ژوئن 1970، یک نمایشنامه نویس فمینست انگلیسی بود. 

ناشر در معرفی این کتاب نوشته است:
در سال ۱۹۱۲ وقتی که صدای زنان از صحنه تئاتر انگلیس به ندرت شنیده می شد او توانست تصویری حیرت انگیز از نزاع طبقاتی، جنسیتی و نسلی نشان دهد و در کنار ایبسن و جرج برنارد شاو جایگاه خودش را به دست آورد.
رادر فورد و پسر نمایشنامه‌ای در سه پرده و مجموعه‌ای است از تقابل های خانوادگی با پدر خانواده در پس زمینه مردسالاری و سرمایه داری در یک خانواده انگلیسی.

مترجم این اثر سمیه نصراللهی کارشناس ارشد مترجمی و ادبیات نمایشی است. «راز مادرم» اثر جی ال ویتریک و کتاب «زندگی خانوادگی» نوشته آخیل شارما از دیگر آثاری است که وی ترجمه کرده است. 

نمایشنامه رادرفورد و پسر اثر گی تا ساوربی در 126 صفحه در قطع رقعی و با قیمت 20هزار تومان از سوی نشر مهرگان خرد در دسترس علاقمندان به نمایشنامه قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...