کتاب «تاریخ لباس در مصر، بین‌النهرین، ایران باستان» [Ancient Egyptian, Mesopotamian & Persian costume] نوشته ماری ج. هوستون [Mary Galway Houston] افزون بر بررسی لباس‌های تاریخی، سیر تحول هنر را بررسی کرده است.

تاریخ لباس در مصر، بین‌النهرین، ایران باستان» [Ancient Egyptian, Mesopotamian & Persian costume]  ماری ج. هوستون [Mary Galway Houston]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، لباس‌هایی که در این مجلد به نمایش گذاشته شده‌اند، عمدتاً از نگاه فنی مورد توجه بوده‌اند؛ یعنی ساختار آنها با دقت بررسی شده است. هر نوع لباس بیش از طراحی واقعاً برش خورده و دوخته شده است؛ البته به‌جز مواردی که طرح آنها از جای دیگری کپی شده است. طرح‌های سراسر کتاب بر اساس روش طراحی هنرمندان هر دوره کپی شده‌اند و بنابراین با مطالعه این کتاب می‌توان افزون بر بررسی لباس‌های تاریخی، سیر تحول هنر را در قرون مختلف دنبال کرد. با این حال برای درک کامل ساختار لباس باید افزون بر طرح‌های معاصر عصر مربوطه، تصویر مدرنی تصویر شود تا تلاش نسبتاً غیرقابل درک هنرمند باستان تشریح شود.

در بخش نخست به لباس مصریان باستان پرداخته شده و همچنین نمونه‌هایی از پیراهن‌های ملت‌های بیگانه که تصاویر آنها به‌کرات در مجسمه‌ها و نقاشی‌های دیواری مصری به تصویر کشیده شده‌اند، ارائه شده است. فصل ویژه‌ای به لباس هیتی‌ها اختصاص داده شده است. هنگام بررسی لباس‌های هر قرن یا عصر، به‌ویژه دربارۀ مصر باستان درمی‌یابیم که با محافظه‌کاری یا اصرار بر سبک غیرعادی‌ای، نه‌تنها در طی قرون بلکه حتی در طح هزاره‌ها با این امر مواجه بوده‌اند.

حقیقت این است که در آخرین مراحل تمدن مصر باستان برای مثال سلسله طولانی پادشاهی که پس از فتح اسکندر حکمرانی کردند، این فرعون‌های بطلمیوسی که در مجسمه‌ها و نقاشی‌ها به تصویر کشیده شده‌اند، در واقع نه جامه‌هایی که هنرمندان آن دوران برایشان ترسیم کرده‌اند، بلکه پیراهن‌های یونانی اجداد فاتح خود را بر تن می‌کردند. افزون بر این در دودمان بیست‌وششم، شاهد بازگشت به عصر باستان‌ در رنسانسی هنری هستیم که هنر پادشاهی کهن در آن به مد روز تبدیل شد، به طوری که در مقبره یکی از اشراف‌زاده‌های سائیتی آن عصر در تبس، تمام لباس‌ها و جامه‌ها کپی نقوش مقابر دودمان ششم است و فرد غیرکارشناس نمی‌تواند به‌درستی دریابد جامۀ سائیتی موردنظر به چه تاریخی است.

مصرشناسان سبک‌های باستانی منقش در مقابر این دورۀ پایانی را با مد قرون هفدهم و هجدهم اروپا مقایسه می‌کنند. در این مد شاهان و اشراف‌زادگان پوشیده در زره‌ها و توگای روم باستان به تصویر کشیده می‌شدند؛ جامه‌هایی که بی‌شک در زندگی واقعی هرگز به تن نمی‌کردند.

در بخش دوم کتاب لباس‌های بین‌النهرین باستان در سه فصل سومریان، بابلیان و آشوریان بررسی شده است. لباس‌های این بخش را می‌توان به سه دسته متمایز تقسیم کرد که تاریخ‌شان پشت سر هم است. سبک‌ها به این قرارند: دامن زنانه یا مردانه پوست گوسفند حدود سه هزار سال پیش از میلاد، شال یا ردای بزرگ حدود دو هزار سال پیش از میلاد، تن‌پوش با یا بدون شال حدود هفتصد تا هزار سال پیش از میلاد. با اینکه این سه سبک با هم مقداری هم‌پوشانی دارند، می‌توان به طور کلی آنها را با سه نام برجسته در تاریخ بین‌النهرین و هم‌زمان با سه منطقۀ جغرافیایی در آن محدوده مرتبط دانست.

دانش امروز از مادها اندک است که شرحی از آنچه از لباس‌های آنها در بخش سوم ارائه شده، به جامۀ تشریفاتی محدود می‌شود. لباس‌هایی که در این بخش به آنها اشاره شده، تاریخی بین قرن ششم پیش از میلاد تا قرن هفتم پس از میلاد را دربر می‌گیرند. آنها از نظر سبک به سه دوره تقسیم می‌شوند که عبارتند از: دوران هخامنشیان، دوران سلوکی‌ها و اشکانیان، دوران ساسانیان. اگرچه در دوران سلوکیان و اشکانیان می‌توان تأثیر فرهنگ یونانی بر سبک جامه‌ها را دید، در دوران ساسانیان به روح پارسی بازمی‌گردیم و اثر یونانیان چنان محو می‌شود که تقریباً غیرقابل تشخیص است.

این کتاب در سه بخش تنظیم شده است. بخش نخست با نام لباس مصریان باستان دربردارنده هشت فصل است. لباس در پادشاهی کهن، پادشاهی میانه، پوشش در امپراتوری نوین، از دودمان هجدهم (1576 پیش از میلاد) به بعد، لباس نظامی، به‌ویژه در امپراتوری نوین، کاهنان، نوازندگان و کارگران، خارجی‌ها در آثار هنرمندان مصری، ساخت یا شکل‌دهی لباس مصریان باستان و زیورآلات مصری شامل فصل‌های بخش نخست کتاب است.

بخش دوم با عنوان لباس بین‌النهرین به سبک لباس سومریان، سبک لباس بابلیان و سبک لباس آشوریان پرداخته است. بخش سوم نیز با عنوان لباس ایران باستان به سبک هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان ایران می‌پردازد. پایان‌بخش کتاب نیز به کتاب‌شناسی اختصاص دارد.

کتاب «تاریخ لباس در مصر، بین‌النهرین، ایران باستان» نوشته ماری ج. هوستون با ترجمه سحر بحرانی در 244 صفحه و شمارگان 330 نسخه از سوی انتشارات پیله منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...