تاریخ مغول. کتابی تاریخی به فارسی تألیف عباس اقبال آشتیانی. این کتاب مشتمل است بر تاریخ ایران از ابتدای حمله چنگیزخان (اوایل قرن هفتم ) تا تأسیس دولت تیموری (نیمه دوم قرن نهم) و ظاهرا جلد نخست تاریخی است که بنا بوده مؤلف از استیلای مغول تا اعلان مشروطیت بنویسد.

تاریخ مغول عباس اقبال آشتیانی

«تاریخ مغول» یک مقدمه و نه فصل دارد بدین ترتیب: فصل اول جغرافیای تاریخی آسیای مرکزی و شرقی طوایف ترک و مغول و مختصری درباره حکومت خوارزمشاهیان در شرق. فصل دوم ظهور چنگیز و چگونگی قدرت گرفتن و یورش او به شرق ایران و فروپاشی حکومت خوارزمشاهیان. فصل سوم تحلیل انگیزه چنگیز در یورش به ایران، آداب و رسوم مغولان و شرح برخی از کلمات و اصطلاحات آنان. فصل چهارم تا پایان فصل هفتم شرح رویدادهای تاریخی ایران در دوره ایلخانان. فصل هشتم ذکر حکومت‌های محلی ایران در این دوره همچون مظفریان، چوپانیان، ملوک شبانکاره و جلایریان. فصل نهم بررسی اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران در دوره ایلخانان.

اقبال آشتیانی این کتاب را با روشی علمی تألیف کرده و به همه جوانب تاریخ ایران در این دوره اعم از جنبه‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به شیوه‌ای تحلیلی توجه نموده و علل و عوامل رویدادها را بیان کرده است. وی ــ برخلاف مورخان پیشین که رویدادهای تاریخ ایران را همراه با وقایع سایر مناطق زیر سلطه مغول ذکر کرده‌اند ــ کوشیده است که تنها به شرح وقایع این سرزمین یا رخدادهایی بپردازد که به تاریخ ایران نیز مربوط می‌شوند.

«تاریخ مغول» در مقایسه با بخش تاریخ مغول کتاب «تاریخ مفصل ایران» تألیف اقبال آشتیانی در بعضی موارد مفصل‌تر و با جزئیات بیشتر و در پاره‌ای موارد کامل‌تر از آن است. گاه نیز مطالب دو کتاب مشابه یکدیگر است.

«تاریخ مغول» نخستین بار در 1312 ش در تهران و در 1341ش نیز با مقدمه ایرج افشار در تهران منتشر شد. چاپ‌های بعدی این کتاب در 1347 1356 و 1364ش بوده است که در چاپ اخیر شرحی درباره اصطلاحات آق قرا گوی و قزل نوشته فیروز منصوری به آن افزوده شده است.

فهیمه علی بیگی. دانشنامه جهان اسلام

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...