عشق و دنیاى آشفته | آرمان ملی


«دور دنیا با شاه زیبلین» [Le tour du monde du roi Zibeline] یك رمان واقعى قرن هجدهمى، یک رمان بسیار خوب نوشته ژان كریستف روفَن [ Jean Christophe Rufin] نویسنده فرانسوی برنده جایزه گنکور است که از یك زوج جوان قرن هجدهم برایمان مى‌گوید كه شخصیت مذكر مانند اُدیسه است.

دور دنیا با شاه زیبلین» [Le tour du monde du roi Zibeline]  ژان كریستف روفَن [ Jean Christophe Rufin]

«دور دنیا با شاه زیبلین» از رخدادهاى واقعى و شخصیت‌هاى حقیقى الهام گرفته شده كه ماجراهاى دیوانه‌وار پیش‌آمده براى این افراد را توصیف مى‌كند.

ژان کریستف روفن یك قصه‌گو براى زمان ماست؛ نه‌تنها براى دوره ما، بلكه براى تمامى ادوار. مثلا اوگوست یكبار اینجاست، یكبار آنجاست، یكبار در حال گریز از سرنوشت دست‌نیافتنى و بالاخره افسانه دو شخصیت اواخر قرن هجدهم، یك مرد و یك زن در عصر روشنگرى كه از لندن تا كامچاتكا، اولین ایده‌هاى آزادى، استقلال، آگاهى و سَبُكى و رهایى از زنجیر ستمِ روحى و نظامى را تجربه مى‌كنند.

این مَرد، یعنى اوگوست، كسى است كه درنهایت پادشاه ماداگاسكار خواهد بود، اوگوست جایى در اروپایى شرقى، كنار جمهورى چك آینده، مجارستان و مرزهاى لهستان نه‌چندان دور از روسیه متولد شد. پدرش یك زورگوست كه مى‌خواهد مانع از هوشیارى و پرورش ذهن او شود. مادرش خیلى زود از دنیا مى‌رود و تا پایان عمر خود از اوگوست و آرزوهایش حمایت مى‌كند.

این مرد جوان دیرى نمى‌پاید كه به یك مخالف همیشگىِ دیكتاتور درونى خویش تبدیل مى‌شود، او مى‌خواهد از قلعه شومى كه در آن زندانى شده با كمك یك معلم خصوصى و با خواندن كتاب‌هاى فرانسوىِ ولتر، روسو و دیدرو فرار كند. اوگوست به ارتش لهستان كه مخالف امپریالیسم روسیه است، مى‌پیوندد. او اسیر مى‌شود و هزاران كیلومتر از محل عزیمت خود، در اعماق سرزمین سیبرى، بدون هیچ گونه آزار و اذیتى از سوى دیگران به كامچاتكا فرستاده مى‌شود. او مانند یك قهرمان استاندالیایى (استاندال نویسنده سبك رئالیسم در فرانسه قرن نوزدهم) عاشق دختر زندانبان خود، یعنى فرماندار منطقه مى‌شود. دختر فرماندار هم عاشق او مى‌شود؛ تا جایى‌كه اوگوست و شخصى كه آفازیا نامیده مى‌شود تصمیم می‌گیرند همه مسائل و مشكلات را پشت سر بگذارند و در صورت امكان حتى از سیبرى هم فراتر بروند.

هیچ‌یك از آنها به سرنوشت انسان كه در آسمان‌ها مقدر شده و همه‌چیز را تعیین مى‌كند، ایمان ندارند. به معناى واقعى كسانى هستند كه براساس خواسته‌ها و تمایلات و سلایق خود بدون در نظرگرفتن حكمى دیكته‌شده از بالا عمل مى‌كنند. با یك گروه كوچك تبعیدى از سلول‌هاى مجازات فرار مى‌كنند، سوار قایقى مى‌شوند كه باعث مى‌شود خطرناك‌ترین حوادث را تجربه كنند و امكان برخورد با افراد باورنكردنى، غیرقابل تصور و مبتكر را پیدا مى‌كنند.

كل كتاب روفَن به این گونه است كه در آن اُدیسه داستان یعنى همان اوگوست، یك شوهر عاشق در میان گستره جهان است: از ژاپن تا آلاسكا، از ماداگاسكار تا واشنگتن؛ یعنى جایى‌كه درنهایت نزد بنجامین فرانكلین (از بنیان‌گذاران ایالات متحده) با ابهت مى‌روند تا ماجراهایى را كه همزمان به صورت نظامى و عاطفى برایشان اتفاق افتاد براى او تعریف كنند. این پیرمرد هم متأثر و هم احساساتى و پُرشور خواهد شد.

زیرا این احساس عاشقانه آنها، كه گاه صریح و بى‌پرده و گاه پوشیده و پنهانى است باعث شكل‌گرفتن متن خوب و ریزه‌كارى‌هاى این رمان واقعى قرن هجدهمى شده است. جنگ‌ها، ترس‌ها و زیبایى‌هاى جهان را به‌طور متناوب به رشته تحریر درمى‌آورد. اوگوست در طول سفر خود با افرادى روبه‌رو مى‌شود كه تا آستانه انقلاب كبیر فرانسه براى دهه‌ها سرشان را بالاى آب نگه داشته بودند، هزاران فرصت براى دیدار با مردم نواحى مختلف اعم از «بومى» و «بدوى» پیدا مى‌كند كه متمدن‌تر، طبیعى‌تر و شجاع‌تر از ما هستند، به روش خاص خودشان در برابر حوادث و بلایاى طبیعى و حتى سخت‌تر از آنچه در خیالپردازى‌هاى روسو آمده، مقابله كرده‌اند و پرورش یافته‌اند. جهانى‌شدن به معناى واقعى كلمه به نویسنده فرصت بسیارى از مراقبه‌ها در مورد انسان منحصر‌به‌فرد، عزت دنیوى او و سلسله مراتب حماقت بین جوامع را نشان مى‌دهد.

همه‌جا خائنان و وفاداران هستند. در هر جایى زیبایى و زشتى هست. ژان كریستف روفَن با شیوه نوشتارى ساده و كلاسیك خود، زلال آب رودخانه‌اى در دل كوه كه ما آن را مى‌شناسیم نمایان مى‌كند، او داستان طولانى و جذابى نوشته است؛ یعنى گفت‌وگوى جذاب بین عشق و دنیاى آشفته.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

نازی‌ها در فیلم‌های زندگینامه‌ای‌شان درباره چهره‌هایی چون بیسمارک یا فردریک کبیر وجوهی از شخصیت آنها را پررنگ می‌کردند که یادآور تصویری بود که در رسانه‌ها از هیتلر ساخته بودند... فیلمفارسی‌های روستایی نیمه نخست دهه چهل در تبلیغ اصلاحات ارضی گشاده‌دستند... ساختمان پلاسکو و فروشگاه بزرگ ایران که در فیلم‌های دهه چهل تجدد و مصرف‌گرایی را نمایندگی می‌کنند، در اخلاف دهه پنجاهی آنها وسیله‌ای برای نمایش شکاف طبقاتی‌اند ...
هفته‌هاست که حتی یک ماهی نیامده است که به طعمه‌ی قلاب‌های او دهن بزند، ولی ناامید نمی‌شود و برای بار هشتاد و پنجم راه دریا را در پیش می‌گیرد... وقت ظهر، ماهی بزرگی به قلاب می‌اندازد... ماهی در اعماق حرکت می‌کند و قایق را به دنبال خود می‌کشد...ماهی‌گیر پیر زمزمه می‌کند: «ای ماهی، من دوستت دارم و احترامت می‌گذارم، خیلی احترامت می‌گذارم. ولی تو را خواهم کشت»... ماهی سیمین‌فامْ سرانجام خط‌های ارغوانی پوست خود را بر سطح دریا نشان می‌دهد ...
به رغم کم‌حجم بودنش در واقع یک کتابخانه عظیم است... یکی از چالش‌های زمخشری در تفسیر کشاف این بود که مثلا با عرفا گلاویز است، چون عقل کلی که عرفا مطرح می‌کنند برای‌شان قابل قبول نیست... از لحاظ نگرشی من اشعری هستم و ایشان گرایشات اعتزالی دارد... حاکم مکه وقتی می‌بیند زمخشری به مکه می‌رود، می‌گوید اگر تو نمی‌آمدی، من می‌خواستم به خوارزم بیایم و تقاضا کنم این متن را به پایان برسانی... هنوز تصحیح قابل قبولی از آن در اختیار نداریم ...
نخستین بخش از سه‌گانه‌ پی‌پی جوراب‌بلند در کشتی و پی‌پی جوراب‌بلند در دریاهای جنوب... دخترکی نه‌ساله به تنهایی در خانه‌ای چوبی در وسط باغی خودرو، واقع در یکی از شهرهای کوچک سوئد، زندگی می‌کند... تقریباً یتیم است، زیرا که مادرش مرده است و پدرش در جزیره‌ی دوردستی در آفریقا حکومت می‌کند... با شادی آمیخته به ترس خود را به دست ماجراهای افسارگسیخته‌ای می‌سپارند... برداشت‌های سنتی از تعلیم و تربیت را دگرگون می‌کند ...
شرکت در اعتصابات کارگری، میل به گیاه‌خواری، بستری‌شدن در تیمارستان، تمایلات همجنس‌گرایانه و… وجوه اشتراکی است که تشخیص راوی، اف، پیرمرد منحرف و نیز پیرمردی که سردسته‌ تروریست‌ها خوانده می‌شود را از یکدیگر برای مخاطب با دشواری همراه می‌کند... تصمیم او مبنی بر تطهیر روح خود از طریق خودآزاری جسمی بهانه‌ای می‌شود تا راوی با تعابیر طنزآمیزی چون محراب‌های فسقلی پلاستیکی، صلیب‌های تزیینی، قدیسه تقلبی و زلم‌زیمبوهای مذهبی به تمسخر کلیسا و اربابان آن بپردازد ...