کامل‌ترین نسخه «بینوایان» با حضور جمعی از بازیگران شناخته‌شده تئاتر و سینما به صورت صوتی منتشر می‌شود.

بینوایان صوتی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ بینوایان به عنوان یکی از آثار صوتی رادیو گوشه منتشر شد و اولین قسمت آن در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

در خوانش این کتاب، مسعود کرامتی در نقش ژان والژان، مجید آقاکریمی در نقش ژاور، مهتاب نصیرپور در نقش فانتین، رضا بهبودی در نقش پدر روحانی، ترمه وثوق در نقش کودکی کوزت، بهار کاتوزی در نقش جوانی کوزت، هوتن شکیبا در تناردیه، ستاره پسیانی در نقش خانم تناردیه، نیما رییسی در نقش ماریوس و… حضور دارند. همچنین بانیپال شومون، سهیل مستجابیان، مجید یوسفی، علیرضا ناصحی، سوگل خلیق، الهام اخوان، ناهید مسلمی، نگار نیک‌دل، لیلی فرهادپور، ژولیوت رضاعی و … از دیگر چهره‌هایی هستند که در خوانش این کتاب همکاری کرده‌اند. اشکان عقیلی‌پور نیز راوی داستان است.

فرزانه ابراهیم‌زاده، مدیر این پروژه توضیح داد که تاکنون نسخه‌های گوناگونی از کتاب «بینوایان» در کشورمان منتشر شده اما هیچکدام از ترجمه‌ها کامل نبوده است.

او ادامه داد: در این پروژه از ترجمه محمد پارسایار که از سوی نشر هرمس منتشر شده، استفاده می‌کنیم. او کل رمان «بینوایان» را ترجمه کرده که یک اثر دوجلدی است و ما آن را در قالب پنج کتاب صوتی ارائه می‌کنیم که به صورت ماهانه منتشر می‌شود.

ابراهیم‌زاده با ارائه توضیحاتی درباره شیوه خوانش این اثر افزود: آنچه برای ما اهمیت داشته این است که هیچیک از همکاران بازیگر، صداسازی نکنند بلکه همه در سن خودشان، شخصیت‌ها را روایت کنند. بنابراین همه خوانش‌ها رئال است و ما سمت نمایش رادیویی یا نمایشنامه‌خوانی نرفته‌ایم تا آنچه آماده می‌شود، کاملاً مطابق تعریف کتاب صوتی باشد که البته کار سختی است ولی با توجه به حضور چهره‌های حرفه‌ای بازیگری، این هدف محقق شده است.

................ هر روز با کتاب ................

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...