دختری نوجوان، زیبا و در آستانه‌ بلوغ است و به خاطر فقر خانواده‌اش در یک محله‌ بدنام زندگی می‌کند... خواهرش نیز یک زن بد نام است... با رسیدن به سن بلوغ باید کار خواهر بزرگترش را انجام دهد تا کمک خرج خانواده باشد... پسر یک راهب ریاکار بودایی است... عاشق میدوری می‌شود اما خجالت می‌کشد از اینکه عشقش را به میدوری اظهار کند؛ به‌رغم اینکه همانند سایر همبازیان خود به کار خواهر بزرگتر میدوری آگاه است


بیتا ناصر | آرمان ملی


ایچیو هیگوچی [Ichiyō Higuchi] (1872-1896)، نویسنده ژاپنی مشهوری است که تنها 24 سال فرصت زندگی داشت، اما با این حال تأثیرات شگرفی بر داستان‌نویسی مُدرن ژاپن گذاشت. «او یکی از نخستین نویسندگان ادبیات ژاپن است که به توسعه و شکوفایی داستان واقع‌گرایانه در این کشور کمک کرد» و رمان «پایان کودکی» [In the Shade of Spring Leaves یا Takekurabe] که در سال 1985 از این نویسنده منتشر شد، همچنان مشهورترین رمان رئالیستی ژاپنی در جهان به‌شمار می‌آید؛ داستانی که از معصومیت به بادرفته کودکان ژاپنی بر اثر فقر و ناگزیری می‌گوید و سیدشهاب‌الدین ساداتی، مدیر گروه ادبیات جهان در مرکز تحقیقات زبانشناسی کاربردی و استادیار زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن به‌تازگی آن را ترجمه و از طریق نشر لوگوس، روانه بازار کتاب کرده است. آنچه در ادامه می‌خوانید؛ مصاحبه با مترجم این کتاب است.

 خلاصه رمان پایان کودکی» [Takekurabe] ایچیو هیگوچی [Ichiyō Higuchi]

«پایان کودکی» مشهورترین اثر ادبیات ژاپنی در غرب به‌شمار می‌آید. ابتدا درباره‌ موضوع و درونمایه این رمان بگویید.
همان‌طور که اشاره کردید، رمان «پایان کودکی» اثر ایچیو هیگوچی مشهورترین رمان رئالیستی ادبیات ژاپن در جهان غرب به‌شمار می‌آید، اما متأسفانه در ایران ناشناخته مانده بود. به همین جهت تصمیم گرفتم تا با کمک خانم مریم طریقت‌بین (کارشناس ارشد مترجمی زبان انگلیسی)، ایچیو هیگوچی، این نویسنده‌ زن ژاپنی را به فارسی زبانان معرفی کنم. در واقع، این اثر نخستین بار سال 1895 میلادی در ژاپن چاپ شد و حال پس از گذشت حدود 127 سال برای نخستین بار به زبان فارسی ترجمه می‌شود!

رمان «پایان کودکی» داستانی درباره‌ فقر است. یک رمان با رویکردی جامعه‌شناسانه درباره‌ ترسیم و تحلیل زندگی طبقه‌ فقیر جامعه و سرنوشت محتوم زنان جوان است. این اثر در عین حال تضاد فقرا با طبقه‌ ثروتمند خوشگذران را به تصویر می‌کشد و درباره‌ کودکانی است که در انتهای داستان وارد دنیای بزرگسالان می‌شوند و مسئولیت‌های جدید برعهده می‌گیرند؛ داستانی که از تابستان گرم و شاد شروع می‌شود و به پائیزی سرد و غم‌انگیز منتهی می‌شود. «پایان کودکی» رمانی زیبا و در عین حال داستانی غم‌انگیز درباره‌ سرآمدن دنیای خوش کودکی و نوجوانی است؛ داستانی درباره‌ بلوغ جنسی و از دست رفتن معصومیت است. این رمان یادآور داستان‌های غربی در مکتب ناتورالیسم (طبیعت‌گرایی) است، جایی که شخصیت‌ها نمی‌توانند از سرنوشت محتوم خود بگریزند و مقهور نیروهای طبیعت می‌شوند.

همان‌طور که در پیشگفتار کتاب آمده، هیگوچی «نخستین زن نویسنده حرفه‌ای از دوران ادبیات مدرن ژاپن بوده و از او به عنوان تجسمی از واقع‌گرایی» یاد می‌شود. از این منظر آثار او در قیاس با نویسندگان دیگر ژاپنی، از چه جایگاهی برخوردار است؟
ایچیو هیگوچی دوم ماه مه سال 1872 در توکیو در خانواده‌ یک کشاورز چشم به جهان گشود و در بیست و چهارم نوامبر سال 1896 یعنی زمانی که تنها بیست‌و‌چهار سال داشت، به دلیل ابتلا به بیماری سل چشم از جهان فرو بست. او در عمر کوتاه خود تأثیر شگرفی بر داستان‌نویسی مُدرن ژاپن گذاشت. به بیانی روشن‌تر، او یکی از نخستین نویسندگان ادبیات ژاپن است که به توسعه و شکوفایی داستان واقع‌گرایانه در این کشور کمک کرد. ایچیو هیگوچی در فرهنگ و ادبیات ژاپن جایگاه رفیعی دارد تا جایی که امروز تصویر او بر روی اسکناس پنج هزار ینی درج شده است.

پس از چاپ رمان «پایان کودکی»، خیل عظیمی از منتقدان و دوستداران ادبیات به خانه‌ حقیر هیگوچی در توکیو سرازیر شدند تا او را از نزدیک دیده، درباره‌ آثارش با او صحبت کنند یا به او پیشنهاد همکاری بدهند. اگرچه ایچیو هیگوچی در نخستین نوشته‌های خود با نویسندگان بزرگ غربی همانند امیل زولا، هنریک ایبسن و آنتون چخوف مقایسه شد و منتقدان ژاپنی بسیار به این موضوع پرداختند، اما واقعیت این است که هیگوچی آشنایی چندانی با ادبیات غرب نداشت. در واقع، به خاطر آموزش‌هایی که در مدرسه دیده بود، هیگوچی بیشتر تحت تأثیر ایهارا سایکاکو (نویسنده‌ قرن هفدهم ژاپن که تعدادی از اولین رمان‌های محبوب ژاپنی را نوشت) است، هرچند کارهای هیگوچی تفاوت‌هایی نیز با سایکاکو دارد.

هیگوچی بیشتر ادبیات کلاسیک ژاپن همانند رمان «گِنجی» نوشته‌ موراساکی شیکیبو را خوانده بود که در قرن یازدهم میلادی به چاپ رسیده است و برخی آن را قدیمی‌ترین رمان جهان می‌دانند. در حقیقت، هیگوچی با آثار ادبی غربی آشنایی کمی داشت. تنها می‌توان گفت که همزمان با نگارش رمان «پایان کودکی»، وی در حال مطالعه‌ نمایشنامه‌ «مکبث» اثر ویلیام شکسپیر و رمان «جنایت و مکافات» نوشته‌ فیودور داستایفسکی بود. بنابراین، آشنایی ایچیو هیگوچی با ناتورالیسم (طبیعت‌گرایی) و رئالیسم (واقع‌گرایی) غربی محدود بود و پس از آشنایی با آثار غربی نیز آنها را با سنت‌های کلاسیک ادبی ژاپن تلفیق کرد.

تجربه‌ زیستی هیگوچی، فقر، مرگ عزیزانش، تلا‌ش‌های او برای کسب درآمد و موقعیت اجتماعی از طریق خاطره‌نویسی و نقد ادبی چه تأثیری در آثار او داشته است؟
رمان «پایان کودکی» و سایر داستان‌های ایچیو هیگوچی بازتابی از زندگی شخصی خود یا مردمی است که در همسایگی آنها زندگی می‌کردند. همان‌طور که اشاره کردید، ایچیو هیگوچی عزیزانش (پدر و برادرش) را به خاطر ابتلا به بیماری سل از دست می‌دهد و فقر بیش از پیش زندگی او، مادر و خواهر کوچک‌ترش را تحت الشعاع قرار می‌دهد. آنها بعد از مرگ پدر خانواده ناچار به تغییر محل سکونت می‌شوند و از طریق شستن و دوختن لباس کسب روزی می‌کردند.

روی آوردن ایچیو به نویسندگی برای حمایت مالی از خانواده‌اش بود، به‌خصوص اینکه یکی از همکلاسی‌های سابقش از طریق نوشتن داستان به شهرت و ثروت رسیده بود. ایچیو هیگوچی از سال 1891 به شکل جدی به نویسندگی پرداخت و کار خود را از خاطره‌نویسی در پنج سال آخر عمرش شروع کرد. وی برای فرار از حقارت، فقر روزافزون خانواده‌اش و ترس‌های اجتماعی خودش روی به دفتر خاطرات آورد، جایی که در آن احساس قدرت می‌کرد. همچنین نظریات هنری خویش را در مجلات چاپ می‌کرد و از طریق همین مجلات از نظر منتقدان ادبی راجع به آثارش مطلع می‌شد.

پس از خاطره‌نویسی، داستان‌نویسی را با نوشتن داستان‌های کوتاه ادامه داد. نوشته‌های آغازین او جزء ادبیات عامیانه محسوب می‌شدند و در میان طبقه‌ ادبی و نخبه جایگاهی نداشتند. در سال 1893 به‌همراه مادر و خواهرش یک مغازه‌ نوشت‌افزار را راه‌اندازی کردند. کار در محله‌ جدید باعث فراهم شدن ماده‌ خام برای برخی از داستان‌هایش همانند رمان «پایان کودکی» شد. داستان‌های هیگوچی در دو سال پایانی عمرش، یعنی سال‌های 1894 الی 1896، مربوط به دوره‌ پختگی او و بیشتر درباره‌ افراد طبقات پایین جامعه و درد و رنج زنان است. با انتشار آخرین داستان‌هایش، ایچیو هیگوچی در تمام توکیو به شهرت رسید.

پایان کودکی» [In the Shade of Spring Leaves یا Takekurabe] سیدشهاب‌الدین ساداتی، مریم طریقت‌بین

میدوری، نوبو، چوکیچی و شوتا شخصیت‌های رمان چه قشری از جامعه‌ ژاپن آن زمان را نمایندگی می‌کنند؟
میدوری نماینده‌ قشر فقیری از زنان ژاپنی در دهه‌ آخر قرن نوزدهم میلادی است. راوی داستان از ابتدا نگران آینده‌ میدوری شخصیت اصلی رمان است. میدوری دختری نوجوان، زیبا و در آستانه‌ بلوغ است. او به خاطر فقر خانواده‌اش در یک محله‌ بدنام زندگی می‌کند و خواهرش نیز یک زن بد نام است. در واقع، راوی از این نظر نگران است، چون میدوری نیز با رسیدن به سن بلوغ باید کار خواهر بزرگترش را انجام دهد تا کمک خرج خانواده باشد. رفاه نسبی میدوری و خانواده‌اش به خاطر وجود خواهر بزرگترش است و تمام نگرانی راوی برای این است که میدوری قرار است سرنوشتی مشابه خواهرش داشته باشد.

نوبو، چوکیچی و شوتا همبازیان میدوری در دنیای کودکی هستند. نوبو به عنوان یک پسر نوجوان، دیگر شخصیت اصلی رمان است. او پسر راهب بودایی محل است و می‌خواهد آموزه‌های بودایی را در معبد فرا گرفته و با رفتن به مدرسه‌ بودایی‌ها کار پدرش را ادامه دهد. نوبو پسری خوش قلب است و رفتار او با سایر نوجوانان محله فرق می‌کند. نوبو نه تنها رفتاری خصمانه علیه میدوری پیش نمی‌گیرد بلکه عاشق میدوری می‌شود اما خجالت می‌کشد از اینکه عشقش را به میدوری اظهار کند؛ به‌رغم اینکه همانند سایر همبازیان خود به کار خواهر بزرگتر میدوری آگاه است.

نوبو همچنین از رفتارهای پدر خودش به عنوان یک راهب بودایی شرمسار است، زیرا پدرش هر شب او را برای خرید مارماهی به بازار ماهی‌فروشان می‌فرستد و بعد دود کباب مارماهی در معبد به راه می‌اندازد. پدر نوبو همچنین دختر بزرگ خود را در چایخانه به خدمت گرفته است تا از او برای جذب مشتریان بیشتر استفاده کند. در واقع، نوبو نقش پسر یک راهب ریاکار را برعهده دارد که این راهبان بودایی نماینده‌ قشری از مردم ژاپن در سال‌های دهه‌ 1890 میلادی هستند.

فرهنگ و سنت‌های خاص ژاپن تا چه میزان در این اثر نمود دارد؟
رمان «پایان کودکی» بازتابی از آخرین سال‌های زندگی ایچیو هیگوچی در شهر توکیو -پایتخت ژاپن- است. این رمان ما را با آیین‌ها، بازی‌ها، رفتار و به طور کلی فرهنگ و سنت‌های مردم ژاپن در دهه‌ آخر قرن نوزدهم میلادی آشنا می‌کند. با ارجاع به نظریات «تاریخ‌گرایان نوین» همانند لوئیس مونتروز، جاناتان گُلدبِرگ و استیون گرینبلت، ادبیات می‌تواند یک سند و یا متن تاریخی باشد. همان‌طور که لوئیس مونتروز در نقل‌قول معروفی می‌گوید به «تاریخ‌گونگی متن و متن‌گونگی تاریخ» اشاره می‌کند. به عبارتی دیگر، اثر ادبی یک متن تاریخی است و اثر تاریخی نیز یک متن است. رمان «پایان کودکی» علاوه بر اینکه یک اثر ادبی است، سندی تاریخی از وضعیت مردم ژاپن و به‌خصوص زنان طبقه‌ فقیر در اواخر قرن نوزدهم میلادی (سال‌های 1894 الی 1896) است. نه تنها از خواندن پایان کودکی به عنوان یک رمان لذت می‌بریم، بلکه اطلاعات خوبی درباره‌ نحوه‌ زندگی کردن مردم ژاپن در آستانه‌ قرن بیستم به دست می‌آوریم.

آیا قصد ترجمه آثار دیگری از ایچیو هیگوچی را دارید؟
بله خوشبختانه با همکاری خانم مریم طریقت‌بین مجموعه‌ چهار داستان کوتاه از ایچیو هیگوچی را نیز ترجمه کرده‌ایم که در میان بهترین داستان‌های او قرار دارند. این کتاب در مرحله‌ ویرایش و بازخوانی است. این چهار داستان نیز سبکی رئالیستی و ناتورالیستی دارند که از نظر سبکی با رمان «پایان کودکی» شباهت بسیار دارند. به امید خدا این چهار داستان کوتاه در یک کتاب تحت عنوان «تقدیرهای جدا» اوایل سال آینده (1402) توسط نشر لوگوس با مدیریت آقای دکتر سلطانی چاپ و روانه‌ بازار کتاب می‌شوند.همچنین باید اضافه کنم، از آنجا که مخاطب نمی‌تواند به چندین زبان مسلط باشد و همه‌ آثار مهم ادبیات جهان را به زبان اصلی بخواند، در نتیجه ضرورت و اهمیت ترجمه پیش می‌آید.

همیشه به دنبال آثار ادبی جدید و فاخر هستم که شایستگی ترجمه و معرفی به خواننده‌ فارسی زبان را داشته باشند. از سویی دیگر، به عنوان مدیر گروه ادبیات جهان در مرکز تحقیقات زبانشناسی کاربردی، انتخاب آثار را به کشور خاصی محدود نمی‌کنم. با ارجاع به سخنان یوهان ولفگانگ فون گوته ادیب شهیر آلمانی در قرن نوزدهم، ادبیات دیگر ملی نیست، بلکه با مفهوم «ادبیات جهان» به عنوان یک ادبیات فراملی و جهانی روبه‌رو هستیم. باید تلاش کنیم تا آثار فاخر و طراز اول یا به عبارتی دیگر بهترین‌های ادبی ملل دیگر را مطالعه کنیم. گوته خود صراحتا اعلام می‌کند، زمانی که مردم آلمان در جنگل زندگی می‌کردند، مردم چین رمان می‌خواندند.

رمان پایان کودکی» [In the Shade of Spring Leaves یا Takekurabe]

کتاب «توده‌ خاکستر» (نوشته‌ لین ناتیج، مردیت اُکس، نیل لابیت و کِنت کاچ) نیز ترجمه‌ دیگری از شماست که به‌تازگی از سوی نشر لوگوس وارد بازار کتاب شده است. درباره‌ نمایشنامه‌های این کتاب و فضایی که مخاطب با آن مواجه می‌شود، توضیح دهید.
اولین وجه مشترک این نمایشنامه‌ها تعلق آنها به کشورهای انگلیسی زبان یعنی آمریکا، انگلستان و استرالیاست. به غیر از لین ناتیج، این نخستین مرتبه‌ای است که در ایران آثاری از مردیت اُکس، نیل لابیت و کنت کاچ به فارسی ترجمه می‌شود. وجه مشترک دوم این چهار نمایشنامه موضوعات جدید و درباره‌ چالش‌های انسان مدرن در زندگی است؛ چالش‌هایی که بعضاً بسیار عجیب و غریب بوده و خواننده را مبهوت ساخته و به فکر وامی‌دارند. وجه اشتراک سوم را می‌توان دنیای مردسالارانه و به چالش کشیدن آن دانست. به عبارتی دیگر، ازدواج، مسائل اقتصادی، روابط زن و مرد و به طور کلی روابط انسانی در دنیای مُدرن از دغدغه‌های اصلی این نمایشنامه‌نویسان است. علاوه بر ویژگی‌های فمینیستی و جامعه‌شناختی، «توده‌ خاکستر» و سایر نمایشنامه‌های این مجموعه همچنین آثاری کاملاً روانشناختی هستند که به واکاوی روان ناخوادآگاه انسان مُدرن می‌پردازند.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...
هنگام خواندن، با نویسنده‌ای روبه رو می‌شوید که به آنچه می‌گوید عمل می‌کند و مصداق «عالِمِ عامل» است نه زنبور بی‌عسل... پس از ارائه تعریفی جذاب از نویسنده، به عنوان «کسی که نوشتن برای او آسان است (ص17)»، پنج پایه نویسندگی، به زعم نویسنده کتاب، این گونه تعریف و تشریح می‌شوند: 1. ذوق و استعداد درونی 2. تجربه 3. مطالعات روزآمد و پراکنده 4. دانش و تخصص و 5. مخاطب شناسی. ...
کتاب نظم جامعه را به هم می‌زند و مردم با کتاب خواندن آرزوهایی پیدا می‌کنند که حکومت‌ها نمی‌توانند برآورده کنند... فرهنگ چیزی نیست که یک بار ساخته شود و تمام شود. فرهنگ از نو دائماً ساخته می‌شود... تا سال ۲۰۵۰ ممکن است مردم کتاب را دور بریزند... افلاطون می‌گوید کتاب، انسان‌زدایی هم می‌کند... کتاب، دشمن حافظه است... مک لوهان می‌گوید کتاب به اندازه تلویزیون دموکراتیک نیست و برای نخبگان است! ...