«داستان‌هایی از شهر درونی» جایزه تصویرگری را از آن خود کرد و آنتونی مک‌گوان مدال کارنگی را برای رمان «شوخی» [lark] به دست آورد.

مدال کارنگی به شوخی رسید شاون تن[Shaun Tan]  مدال کیت گرینِوی [Kate Greenaway medal]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ گاردین نوشت: شاون تَن[Shaun Tan] هنرمند استرالیایی اولین فرد رنگین‌پوست است که مدال کیت گرینِوی [Kate Greenaway medal] را کسب کرده، آنتونی مک‌گوان[Anthony McGowan] نیز برنده مدال کارنگی شد که قدیمی‌ترین و معتبرترین جایزه کتاب کودک بریتانیاست.

شب گذشته، تن به عنوان برنده مدال کیت گرینِوی برای کتاب مصور کودکان شد. این جایزه که در سال ۱۹۵۶ تاسیس شد در گذشته برندگانی از بزرگ‌ترین نام‌های این ژانر، نظیر ادوارد اردیزون، هلن اکسنبری و ریموند بریگز داشته است.

مدال کارنگی به شوخی رسید آنتونی مک‌گوان[Anthony McGowan]

تن که میراثی استرالیایی، چینی و مالایی دارد از طرف هیئتی متشکل از کتابداران کودک انتخاب شد. کتاب او، «داستان‌هایی از شهر درونی»، مجموعه‌ای مصور از داستان‌های کوتاه است که به بررسی رابطه بد بین انسان‌ها و حیوانات در شهری رویایی می‌پردازد. او اولین شخص رنگین‌پوست است که در تاریخ ۶۴ ساله این جایزه موفق به کسب آن می‌شود.

جولیا هیل رئیس هیئت داوران گفت تمام جزئیات «داستان‌هایی از شهر درونی» آن را به عنوان اثری استادانه از تصویرگری نشان می‌دهد که تجربه فوق‌العاده‌ای برای خواننده ایجاد می‌کند و آن را «کتابی خیره‌کننده که باید به‌طور گسترده به اشتراک گذاشته و تحسین شود» توصیف کرد.

او افزود: «پیوند میان ما و موجودات زیبایی که زمین را با آنها سهیم هستیم هرگز به این زیبایی تصویر نشده بود.»

تن کتاب خود را «کتابی عجیب برای زمانه‌ای عجیب» توصیف کرد و گفت از اینکه برنده شده و در جمع هنرمندان و نویسندگان درخشانی قرار گرفته که خیلی از آنها الهام‌بخش عشق خود او به کتاب‌های مصور به عنوان یک نوجوان استرالیایی بوده‌اند، متحیر، خوشحال و عمیقا مفتخر است.

او اضافه کرد: «دانستن اینکه در لذت بردن از چنین تفکراتی تنها نیستم چیز کوچکی نیست. اینکه احساس کنی بخشی از یک مکالمه بزرگ‌تر درباره رابطه ما با این سیاره هستی، به‌ویژه با خوانندگان جوان‌تر که تصوراتشان از آینده در حال شکل‌گیری است، عمیقا دلگرم‌کننده است.»

همچنین آنتونی مک‌گوان، نویسنده انگلیسی به خاطر رمان «شوخی» برنده مدال کارنگی برای داستان کودک و نوجوان شد. داستانی درباره دو برادر که در زمین‌های بایر یورک‌شر شمالی گرفتار کولاک می‌شوند. مک‌گوان به فهرست برندگان پیشین این جایزه از سال ۱۹۳۶ پیوسته که در میان آنها نام سی‌اس لوییس، نوئل استریت‌فیلد و آرتور رنسام به چشم می‌خورد.

هیئت داوران کارنگی از داستان‌سرایی خوانا و ساده «شوخی»، ترکیب شخصیت‌های اصیل و موقعیت‌های واقع‌گرایانه در نثری ساده با شوخ‌طبعی صریح، تنش واقعی و لحظاتی از شعر ناب که به سرعت و تعالی آواز پرندگان است تمجید کرد. کتابی که امید به آینده را به خواننده می‌بخشد و می‌گوید با پیوندهای محبت‌آمیز با دوستان و خانواده مسائل می‌توانند بهتر شوند.

مک‌گوان گفت «شوخی» در یک سطح داستان یک ماجراجویی ساده است که در آن تفریح دو برادر خارج از خانه به مبارزه‌ای سخت برای بقا تبدیل می‌شود. اما در سطح دیگر، کتاب درباره عشق تزلزل‌ناپذیر میان دو برادر است که یکی از آنها پس از تحمل از هم پاشیدن خانواده، فقر، زورگویی و ظلم، نیازهای ویژه‌ای دارد.

این نویسنده که در گذشته نیز به دنبال مدال کارنگی بوده گفت با وجود فهرست برندگان پیشین و سخت‌گیری هیئت داوران در روند انتخاب برنده، هر نویسنده کودکی رویای کسب این مدال را در سر دارد.

برگزارکنندگان گفتند برندگان امسال با نشان دادن طیف وسیعی از دیدگاه‌ها و تجربیات از طریق داستان‌های مرتبط با کودکان، رسالت این جایزه را که تحسین و نمایش طیف متنوعی از تجربیات است، به خوبی به جای آورده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...
رفتار جلال را ناشی از قبول پست وزارت از سوی خانلری می‌داند و ساعدی را هم از مریدان آل‌احمد می‌بیند... خودداری سردبیر مجله سخن از چاپ اشعار نیما باعث دشمنی میان این دو شد... شاه از او خواسته بوده در موکب ملوکانه برای افتتاح جاده هراز بروند... «مادر و بچه» را به ترجمه اشرف پهلوی منتشر کرد که درواقع ثمینه باغچه‌بان مترجم آن بود... کتاب «اندیشه‌های میرزافتحعلی آخوندزاده» را نزد شاه می‌برد: «که چه نشسته‌اید؟ دین از دست رفت! این کتاب با ترویج افکار الحادی احساسات مردم مسلمان را جریحه‌دار کرد ...