به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «دانشنامه صحیفه سجادیه» به همت جمعی از مؤلفان زیر نظر حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محی‌الدین بهرام محمدیان با هدف آشنایی جوانان و دانشجویان به موضوعات معرفتی و تربیتیِ برگرفته از نیایش‌های امام علی‌بن‌الحسین (ع) در انتشارات مدرسه منتشر شد.

دانشنامه صحیفه سجادیه

این کتاب شرح و تبیین مفاهیم ومضامین موجود در نیایش‌ها و مناجات‌های امام سجاد (ع) در صحیفه است که در قالب مقالات متعدد تدوین گردیده است. پیش از این بیش از ۸۰ شرح براین مناجات‌ها نوشته شده است. اکثریت این ترجمه‌ها و شرح‌ها، عالمانه و قابل ستایش است و هر کدام بخشی از معارف این کتاب شریف را برای خوانندگان خود تبیین و توضیح داده‌اند. اما کتاب حاضر همچنان که از نامش پیداست در قالب دانشنامه و فرهنگنامه برای جوانان تدوین شده، به همین دلیل هم در نگارش مقالات و هم در انتخاب مدخل‌ها به صبغه تربیتی مخاطب توجه شده است. همچنین نگارش ساده و روان این کتاب کمک می‌کند تا عموم علاقمندان به معارف اهل بیت (ع) نیز بتوانند از آن استفاده کنند.

کتاب «دانشنامه صحیفه سجادیه» دارای ۳۵۰ مقاله کوتاه، متوسط، بلند و مفصل است که موضوعات متعدی همچون شخصیت‌های تاریخی مرتبط با صحیفه، اسناد و راویان، مستدرکات، مترجمان و شارحان برگرفته از نیایش‌های امام سجاد (ع) را در خود جا داده است.

«دانشنامه صحیفه سجادیه» با ۵۵۶ صفحه و شمارگان ۵۰۰ نسخه در فروشگاه‌های انتشارات مدرسه و همچنین فروشگاه آن لاین مدرسه در دسترس مخاطبان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...