ترجمه «فلسفه هانا آرنت» نوشته پاتریشیا آلتنبرند جانسون و «مگس‌ها» نوشته ماریانو آسوئلا به تازگی راهی بازار شده‌ است.

به گزارش ایسنا، «فلسفه هانا آرنت» نوشته پاتریشیا آلتنبرند جانسون از «مجموعه بزرگان اندیشه» با ترجمه خشایار دیهیمی در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان در نشر نو عرضه شده است.

در بخشی از مقدمه در توضیح «مجموعه بزرگان اندیشه» می‌خوانیم:  این مجموعه با هدف آشنا کردن خوانندگان با مهم‌ترین فیلسوفان و مسائل فلسفی از آغاز تا به امروز است و مهم‌تر و فراتر از آن ترغیب خوانندگان به تفکر فلسفی و درگیر شدن با مسائل فلسفی. به عبارت دیگر، این کتاب‌ها می‌خواهند شوق خواندن، فکر کردن و آموختن را برانگیزند و هراسی را که خوانندگان معمولا از «فلسفه» دارند برطرف کنند. با خواندن این کتاب‌ها شما فیلسوف یا متخصص فلسفه نخواهید شد، اما اگر خودتان را درگیر بحث‌های این کتاب کنید، قطعا درخواهید یافت که «فلسفه» آن‌گونه که تاکنون به ما القا شده است، امری انتزاعی و تجریدی نیست که فقط به کار پرابهت کردن کلام و مرعوب کردن مخاطبان بیاید، بلکه دانشی است که به‌ کار زندگی و پاسخ دادن به اساسی‌ترین سوالات بشری می‌آید و نگاه ما را به مسائل ازلی و ابدی «وضع بشری»، از زندگی روزمره گرفته تا مسائل اجتماعی و سیاسی و روان‌شناختی، غنی‌تر و عمیق‌تر می‌کند.

کتاب‌های این مجموعه به زبانی ساده نوشته شده‌اند و اصطلاحات فنی دشوار در آن‌ها بسیار اندک  و در حد ضروری است. خواندن کتاب های این مجموعه نیازی به اطلاعات خاص قبلی و آشنایی با فلسفه ندارد. این مجموعه با نگاه «تحلیلی» نوشته شده است و حتی آثار فیلسوفان غیرتحلیلی یا آثار کسانی که به فیلسوف بودن شهره نیستند با نگاه تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.

در نوشته پشت جلد کتاب نیز عنوان شده است: کامل‌ترین و سرشارترین زندگی واقعا انسانی «زندگی عمل‌ورزانه» است. پیش‌فرض «عمل» تکثیر و تنوع انسانی است و مستلزم همراهی دیگر انسان‌هاست... حوزه عمومی در عین این‌که قلمرو مناسب عمل انسانی است، خود زاده عمل انسانی هم هست.

همچنین «مگس‌ها» نوشته ماریانو آسوئلا با ترجمه وازریک دِرساهاکیان در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای ۲۲ هزار تومان راهی بازار شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: پایتخت در خطر سقوط است و نیروهای وی‌یا و ساپاتا شهر را ترک می‌کنند و مردم وفادار به انقلاب نیز در پی آنان جلای وطن می‌کنند. سیاستمداران، کارمندان، ژنرال‌ها و افسران «ارتش سابق فدرال»، دکترها، معلم‌ها، زنان راحت‌طلب تهی‌مغز، زنان بدکاره، و خلاصه همه کسانی که کوته‌نظرانه به وی دل بسته بودند، نومیدانه می‌کوشند بگریزند تا به دست سربازان سرخپوست قبیله «یاکی» کشته نشوند. این فراریان هراسان در یک واگن بهداری گرد می‌آیند و در سراسر شبی هولناک، حدس‌های دیوانه‌وار خود را بلغور می‌کنند.

ماریانو آسوئلا را «رمان‌نویس انقلاب» نامیده‌اند. او نخستین رمان‌نویس انقلاب مکزیک است و دیگر نویسندگان متعهد مکزیک تحت تأثیر او بوده‌اند. «مگس‌ها» از نخستین و مهم‌ترین رمان‌های آسوئلا است که در دوره دیکتاتوری پورفیریو دیاس نوشته‌ است.

................ هر روز با کتاب ..............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...