رمان «اعترافات فِرنی لَنگتون» [The confessions of Frannie Langton]  اثر سارا کالینز [Sara Collins] که روایت سفرِ پر درد یک انسان از مزرعه‌های جامائیکا به زندانی در انگلیس است با ترجمه محمد جوادی منتشر شد.

اعترافات فِرنی لَنگتون [The confessions of Frannie Langton]  اثر سارا کالینز [Sara Collins]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، محمد جوادی، مترجم این کتاب، درباره موضوع محوری رمان «اعترافات فِرَنی لنگتون» اثر سارا کالینز گفت: کالینز اولین کار خود به سبک گوتیک را در زندانی در قرن نوزدهم و با روایت داستان قاتلی آغاز کرده است که نمی‌تواند قتلی را که قرار است به خاطرش مجازات شود به خاطر بیاورد. در این کتاب، داستانی تلخ و غم‌انگیز از زندگی شخصیت اصلی داستان به نام فرانسیس لنگتون روایت می‌شود و ماجراها در جامائیکا و لندن اتفاق می‌افتند اما آنچه آن را از کتاب‌های مشابه متمایز می‌کند روایت‌های تاریخی در کنار فضای عاطفی عمیق و پیچیده‌ای‌ است که از زبان راوی به شکلی زیبا توصیف می‌شود.

وی افزود: یکی از ویژگی‌های مهم این داستان فلاش‌بک‌های فراوان و سفر به گذشته و حال است و مخاطب مدام میان زمان حال و گذشته در تعلیق است؛ بین دو مکان از دو قاره اروپا و آمریکا. اعترافات فرنی لنگتون روایتگر شخصیتی است که به طرز وحشتناکی در مکانی وحشتناک بزرگ شده و صدایش به همین شکل دردناک است. غالبا چیزهایی را بیان می‌کند که واقعیت دارند و ناراحت‌کننده هستند.

این مترجم درباره سارا کالینز نویسنده کتاب می‌گوید: سارا کالینز متولد سال 1972 نویسنده‌ای با اصلیت جامائیکایی است که‌ در گرَند کِیمِن بزرگ شد. نسخه انگلیسی این رمان در سال 2019 منتشر شد و در مدت کمی که از انتشارش گذشته، با نقدهای مثبتی از سوی نشریات معتبر جهان مانند تایمز و گاردین مواجه شده و از آن به عنوان یکی از رمانی‌هایی که در سال 2019 باید خواند یاد می‌شود.

مترجم سه‌گانه گذرگاه از دلیل انتخابش برای ترجمه این کتاب گفت: به نظرم نوعی خاص بودن و تمایز در روایت داستان وجود دارد که در سایر داستان‌های این‌گونه ندیده بودم. داستانی که کالینز روایت کرده فقط در قالب یک رمان گوتیک متفاوت نیست و ویژگی منحصر به فرد داستان، سبک خاص نویسنده است.

جوادی افزود: این رمان بین تحقیقات تاریخی نویسنده، صدای راوی و طرح داستانی که هرگز به سرعت وارد ماجرا نمی‌شود، گوتیک را در قلمرویی جدید به ریشه‌های اصلی خود پیوند می‌دهد. در این کتاب قرار گرفتن ویژگی‌های مهم انسانی کنار هم و توصیف آن‌ها در قالب شخصیت‌ها سبب می‌شود ذهن مخاطب همواره درگیر سوال‌های متعدد باشد.

وی در پایان توصیفات جزء به ‌جزء شخصیت‌ها، مکان‌ها و موقعیت‌ها را به عنوان ویژگی بارز داستان دانست و گفت: در متن اصلی این کتاب از اصطلاحات جامائیکایی‌انگلیسی زیادی استفاده شده که برگرداندن آن‌ها به فارسی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های ترجمه‌ این کتاب بود.

سارا کالینز برای نگارش رمان «اعترافات فِرنی لَنگتون» به عنوان برنده جایزه بهترین رمان اول کتاب سال «کاستا» سال 2019 معرفی شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «کاری که می‌گویند با مادام کرده‌ام را هرگز انجام نداده‌ام چون او را دوست داشتم. بااین‌حال می‌گویند باید اعدام شوم و می‌خواهند اعتراف کنم. اما چگونه به چیزی اعتراف کنم که باور ندارم انجام داده‌ام؟»

رمان « اعترافات فِرَنی لنگتون» اثر سارا کالینز نویسنده انگلیسی با ترجمه محمد جوادی در 384 صفحه به قیمت 68 هزار تومان از سوی انتشارات نون منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...