مراسم اعلام برنده جایزه آرتور سی کلارک 2020 [arthur c clarke 2020 prize] ساعاتی پیش به صورت آنلاین برگزار شد و ناوالی سِرپِل[Namwali Serpell] نویسنده اهل زامبیا ساکن آمریکا به عنوان برگزیده امسال معرفی شد. جایزه آرتور سی کلارک مهم‌ترین و معتبرترین جایزه ادبی انگلستان در حوزه داستان علمی-تخیلی است و با هدف تقدیر از بهترین‌های ادبیات علمی ـ تخیلی منتشر شده در انگلستان به طور سالانه برگزار می‌شود.

«رانش قدیمی»[ The Old Drift] ناوالی سِرپِل[Namwali Serpell]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، ناوالی سِرپِل، نویسنده زامبیایی ساکن آمریکا برای اولین رمانش تحت عنوان «رانش قدیمی»[ The Old Drift] برنده مهم‌ترین جایزه داستان علمی-تخیلی بریتانیا شد.

«رانش قدیمی» درباره سه نسل از سه خانواده است که با تغییر قرن بیستم از کشوری مورداستعمار مهاجرت می‌کنند. ترکیبی از داستانی تاریخی، رئالیسم جادویی، و داستان علمی-تخیلی سبب شد تا سِرپِل موفق به دریافت جایزه معتبر آرتور سی. کلارک شود. سِرپِل برای گرفتن این جایزه با نام‌های بزرگی چون آدرین چایکووسکی، برنده پیشین جایزه آرتور سی. کلارک و آرکادی مارتین، برنده جایزه هیوگو به رقابت پرداخت.

آندور ام. باتلر، رئیس هیئت داوران این دوره از جایزه آرتور سی. کلارک گفت: « کتاب «رانش قدیمی» حماسه خانوادگی فوق‌العاده‌ای است که استعمارگری را از داخل زیر سؤال می‌برد و در عین حال اتفاقات کنونی را به شکلی تخیلی روایت می‌کند.»

تاد تامپسون، برنده جایزه آرتور سی. کلارک در سال گذشته درباره «رانش قدیمی» گفت: «این کتاب یکی از بزرگ‌ترین کتاب‌های آفریقایی در قرن بیست و یکم است. بالاخره کتابی خواندم که اذعان دارد که یک آفریقایی هم می‌تواند با اتفاقات خوب و بد زندگی کند. کتابی آفریقایی که جهانی است. سِرپِل کتابی درباره زامبیا نوشته است اما درباره همه قاره آفریقا صدق می‌کند. «رانش قدیمی» هر آنچه که یک داستان باید داشته باشد دارا است. کلاهم را به احترامش برمی‌دارم. برنده‌ای شایسته!»

سِرپِل در زامبیا به دنیا آمد اما در شش سالگی به ایالات متحده مهاجرت کرد. بنا بر بررسی‌های استوارت هاتستان، نویسنده و یکی از داوران جایزه سِرپِل یکی از چهارده نویسنده‌ای است که در سال 2020 برای شرکت در جایزه آرتور سی. کلارک اقدام کردند. 121 کتاب برای شرکت در این رقابت ثبت‌نام کردند. سه کتاب از چهارده کتاب از بریتانیا در این مسابقه شرکت کردند.

این جایزه که توسط آرتور سی. کلارک، نویسنده برجسته آثار داستانی علمی تخیلی، در سال ۱۹۸۷ پایه‌گذاری شد پس از درگذشت او نیز هر سال به کار خود ادامه می‌دهد. جایزه‌ای که سبب می‌شود نویسنده برنده بیش از پیش مورد توجه رسانه‌ها و مخاطبان دنیای ادبیات قرار گیرد و فروش کتاب برنده را طول سال‌های پیشین به شکل چشم‌گیری افزایش داده است.

آرتور سی کلارک که سال ۱۹۴۸ با درجه عالی در فیزیک و ریاضیات از دانشکده کینگز دانشگاه لندن فارغ‌التحصیل شد مشهورترین اثرش به نام «دیده‌بان» را سال ۱۹۶۴ منتشر کرد.

این اثر در ۱۹۶۸ میلادی موضوع اقتباس فیلمی با عنوان «۲۰۰۱: اودیسه فضایی» به کارگردانی استنلی کوبریک ‌قرار گرفت. این فیلم جایزه اسکار را برای کارگردان و نویسنده به ارمغان آورد. کلارک تا زمان درگذشتش به عنوان یکی از بهترین نویسندگان آثار علمی تخیلی شناخته می‌شد.

«رویاهایی پیش از شروع زمان» نوشته آن چارناک و کولسِن وایتهِد با داستان «راه‌آهن زیرزمینی»، و «عطر رُز» نوشته تاد تامپسون برنده جایزه آرتور سی کلارک در سه سال گذشته شدند. «سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت آتوود برنده اولین دوره جایزه آرتور سی کلارک در سال 1987 شد.

................ هر روز با کتاب ..............

بازگوکردن روابط عاشقانه بی‌نتیجه‌اش، اقدامش به خودکشی، دوستی‌ها و پروژه‌های ادبی‌ منقطعش، تحت‌‌الشعاعِ بخش‌هایی از پیشینه خانوادگی قرار می‌گیرد که مسیر مهاجرت از جمهوری دومینیکن به ایالات متحده آمریکا را معکوس می‌کند و روی زنان خانواده اسکار متمرکز می‌شود... مادرش زیبارویی تیره‌پوست بود... عاشق جنایتکار بدنامی شد... ارواح شرور گهگاه در داستان به‌کار گرفته می‌شوند تا بداقبالی خانواده اسکار را به تصویر بکشند ...
فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...