سومین دوره جایزه گمانه‌زن نوفه، با معرفی برگزیدگان آثار منتشر شده در سال ۹۸ تا۹۹، به کار خود پایان داد و رمان «رنسانس مرگ» نوشته ضحی کاظمی در بخش رمان بزرگ‌سال برگزیده شد.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، دبیرخانه جایزه نوفه برگزیدگان سومین دوره جایزه نوفه سال ۱۳۹۹ را با تاخیر چندماهه معرفی کرد. فرزین سوری، دبیر جایزه نوفه با اعلام این که تاخیر در معرفی برگزیدگان به دلیل ابتلای داوران و اعضای تیم برگزار کننده به کرونا بوده است و پس از آن نیز امیدواری برای امکان سنجی برگزاری حضور اختتامیه، موجب شد کمی بیشتر منتظر بمانند.

با اعلام دبیر جایزه در پخش زنده اینستاگرامی، در بخش رمان بزرگ‌سال رمان رنسانس مرگ نوشته ضحی کاظمی (کتابسرای تندیس، ۱۳۹۹) برگزیده شد.

در این بخش از کتاب‌های شومنامه تبر نقره‌ای نوشته بهزاد قدیمی از انتشارات پیدایش، اسرار عمارت تابان نوشته شیوا مقانلو نشر نیماژ و نیز رمان قطعات گمشده نوشته هادی معیری نژاد از نشر تندیس شایسته تقدیر شناخته شدند.

به گفته سوری، داوری بخش رمان گمانه‌زن جایزه نوفه بر عهده‌ آکادمی‌ ۵۰ تا ۱۰۰ نفره‌ای متشکل از مترجمان آثار ژانری، نویسندگان، طراحان کمیک، کارشناسان سینمای ژانری، پژوهشگران، هواداران و خبرنگاران حوزه کتاب بوده است.

در بخش رمان گمانه‌زن نوجوان، تابستان من با خرس سیاه و شعر نو نوشته مهسا تکاپومنش بقایی، اثر برگزیده معرفی و تقدیر شد، ادریس و مترسک‌های تاری‌کلا، نوشته فاطمه سرمشقی از نشر ثالث، کله‌کرگدن در غار آشوکا، نوشته آیدا پاک‌نژاد، از انتشارات هوپا، نیز شایسته تقدیر شناخته شدند.

محمدکاظم اخوان، پیام ابراهیمی، مهدی بنواری، نوشیار خلیلی، محمدحسین جهان‌پناه، داوران این بخش از جایزه بودند.

در بخش فصل اول، ویژه رمان های هنوز منتشر نشده و در حال نوشتن که بخش جنبی جایزه نوفه است، مارتا، مورد نیاز شماره‌ی هفتصد و بیست و پنج اثر شیوا عزیزی، سارگون و برادرهایش اثر محمد سرابی، کهور آمریکایی اثر سارا خسروی، را هیئت داوران شایسته تقدیر دانستند.

در این بخش هیچ اثری برگزیده نشد.

داوری بخش جنبی فصل اول سومین دوره‌ جایزه رمان گمانه‌زن نوفه را فرهاد آذرنوا، حمید جواهری، سارا خادمی، کیانا رحمانی، آرمان سلاح‌ورزی نشاط منصوری و ارس یزدان‌پناه، بر عهده داشتند و بعد از بررسی ۸۰ اثر ثبت شده در دبیرخانه و انتخاب چندمرحله‌ای آثار برگزیده، این آثار را برگزیدند.

بخش جنبی جایزه‌ نوفه با هدف اعتلای نشر ادبیات گمانه‌زن برگزار می‌شود و بنا دارد با شناسایی مستمر نویسندگان آثار خلاقه در این حیطه، زمینه‌ تشویق هرچه بیشتر ایشان به تألیف آثار گمانه‌زن را فراهم آورد.

جایزه نوفه یک جایزه‌ ادبی مستقل است که در سال ۱۳۹۶ به منظور اعتلای نشر ادبیات گمانه‌زن و تشویق ناشران و نویسندگان برای تألیف آثار گمانه‌زن، با همکاری نشر پیدایش و مجله سپید در ژانرهایی متفاوت از وحشت گرفته تا فانتزی، علمی‌تخیلی و جنایی پایه‌گذاری و نخستین دوره آن در سال ۱۳۹۷ برگزار شد.

در نخستین دوره جایزه نوفه و در بخش اصلی جایزه، کتاب ما و را: سلسله جنایات بین کهکشانی نوشته محمدرضا ایدرم از نشر پیدایش، کتاب برگزیده انتخاب شد. سال گذشته نیز کتاب باران‌زاد اثر ضحی کاظمی، از نشر کتابسرای تندیس، جایزه نخست را دریافت کرد.

ادبیات گمانه‌زن برگردانی از عبارت Speculative Fiction است، این عنوان توصیف کننده تمام سبک‌ها و زیرسبک‌هایی است که دنیایی متفاوت با دنیای واقعی را تصویر می‌کنند (ژانرهای فانتزی، کارآگاهی، علمی‌تخیلی و وحشت، زیر چتر این عبارت قرار می‌گیرند).

رابرت هاین‌لاین (۱۹۰۷ تا ۱۹۸۸)‌ نویسنده مشهور علمی‌تخیلی، این عبارت را در سال ۱۹۴۱ خلق کرده است و امروزه این واژه را برای توصیف داستان‌هایی استفاده می‌کنند که به واقعیت عینی و اصول متعارف داستان واقع‌گرا پایبند نیستند و تخیل را هسته مرکزی خود قرار می‌دهند. داستان‌هایی که به طور معمول به اسم ادبیات ژانری شناخته می‌شوند و پیش از این کمتر مورد توجه جوایز ادبی فارسی قرار می‌گرفتند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...