رمان «ظلمت شب یلدا» نوشته امین فقیری توسط نشر آفتابکاران منتشر و راهی بازار نشر شد.

ظلمت شب یلدا امین فقیری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب سومین عنوان از مجموعه «رمان ایرانی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند.

امین فقیری نویسنده این‌کتاب متولد سال ۱۳۲۲ در شیراز، پژوهشگر، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس است که علاوه بر نویسندگی، معلمی و روزنامه‌نگاری را نیز در کارنامه خود دارد. او رمان‌ها، مجموعه‌داستان‌ها و نمایشنامه‌های مختلفی را در کارنامه دارد و اولین‌مجموعه‌داستان خود را با عنوان «دهکده پرملال» در ۲۲ سالگی منتشر کرد. او سال ۷۶ موفق شد لوح زرین بهترین نویسنده بیست‌سال داستان‌نویسی ایران را از آن خود کند.

«ظلمت شب یلدا» اثر جدید فقیری است که ابتدای آن ضمن درج بیت «صحبت حکام ظلمت شب یلداست/ نور ز خورشید خواه بو که برآید» از حافظ، این‌توضیح آمده است: «این‌رمان زاییده تخیل نویسنده است. به دنبال شخصیت‌های واقعی نگردید.» فقیری نگارش این‌رمان را سال ۹۷ به پایان رسانده است.

این‌کتاب دربرگیرنده یک رمان عاشقانه است که بستر زمانی آن، ایرانِ قرن دهم هجری است.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

از هر صد نفر بیست نفر کماندار بودند. کماندارانی که می‌توانستند از فاصله پنجاه‌متری تیر را از حلقه‌های کوچکی عبور دهند. زوبین‌اندازان، شمشیرزن‌ها و نیزه‌داران همگی در آهن و زره غرق بودند. هیبت آن‌ها ترس را در دل مردم بیدار نگه می‌داشت.
هفت‌گروه با تاخت به محل ماموریت خود حرکت کردند. محله‌ها خیلی زود اشغال شد. به نیم‌ساعت نرسید که شهر به‌طور کامل در اشغال سپاه بود. مردم با صدای گرومپ‌گرومپ پای اسب‌ها از خواب پریدند. بعضی به کوچه‌ها ریختند و بعضی به پشت‌بام‌ها رفتند. مردم عرض کوچه‌هایشان را پر از سپاهی دیدند که با اسب‌های ناآرامشان کیپ تا کیپ کنار یکدیگر ایستاده بودند. عملا در خانه‌ها و کوچه‌های منتهی به مرکز شهر زندانی شده بودند. هر دسته از سپاهی‌ها چند طبال همراه داشتند که مرتب بر طبل‌ها می‌کوفتند و وحشت می‌آفریدند. حتی بچه‌ها هم در گهواره‌هاشان به گریه افتاده بودند.

این‌کتاب با ۳۳۶ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۸ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...