داستان «چهارمین» نوشته‌ مریم سالخورد منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۷۸ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه توسط نشر رشدیه منتشر شده است.

در توضیح ناشر درباره این کتاب آمده است: «چهارمین» علاوه بر خصلت‌های محتوایی‌، دارای شکلی کمیاب و نوآورانه است و تلفیق روایت داستان با ساختار چاپ آن، «چهارمین» را به تجربه‌ای تازه در فضای نشر و ادبیات داستانی امروز تبدیل کرده است. پس از سال‌های دهه 40 و نوآوری‌ فرمالیستی نویسندگانی نظیر امیر گل‌آرا در چاپ داستان «نکبت»، این برای نخستین‌بار است که کتابی به شکل دست‌نویس و در هماهنگی با درون‌مایه‌ قصه به طبع می‌رسد. علاوه‌بر ایده‌ و نثر متفاوت، آن‌چه «چهارمین» را از سایر تجربه‌های پیشین متمایز می‌کند، وجود دستخط، مُهر و اجزایی از متن در پایان قصه است که به صورت دستی در هر نسخه انجام گرفته و این‌گونه، هر نسخه از «چهارمین» را به اثری یکّه و مستقل تبدیل می‌کند. به گواهی متن داستان، تمهید چنین قالب بصری، در پیوندی تنگاتنگ با بدعتِ روایت قرار دارد که از همان نخستین صفحات کتاب، مخاطب را با تجربه‌ای یگانه و نادیده روبرو می‌کند.

لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...