«کتاب امروز» مجله‌ی مرور کتاب ایران است و در صفحات خود به مرور، بررسی و نقد کتاب‌های تازه انتشار‌یافته می‌پردازد.

کتاب امروز» مجله‌ی مرور کتاب ایران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجله «کتاب امروز» منتشر شد. کتاب امروز مجله‌ی مرور کتاب ایران است و در صفحات خود به مرور، بررسی و نقد کتاب‌های تازه انتشار‌یافته می‌پردازد. این مجله در دهه ۵۰ در دو دوره و هشت دفتر به همت شخصیت‌های شناخته‌شده‌ای چون کریم امامی، نجف دریابندری و ابوالحسن نجفی و با حمایت شرکت سهامی کتاب‌های جیبی منتشر می‌شد. پس از آن هشت دفتر ماندگار انتشار این مجله متوقف شد.

در فرهنگ ادبیات فارسی [به سرپرستی محمد شریفی] در مقاله‌ی کوتاهی درباره‌ی این مجله آمده است: «کتاب امروز از نشریات تخصصی در زمینه‌ی کتاب بود که در دو دوره از مهر ۱۳۵۰ تا پاییز ۱۳۵۲و بهار ۱۳۵۳ تا زمستان ۱۳۵۳ هشت دفتر (شماره) از آن زیر نظر کریم‌ امامی و با سرمایه‌ی شرکت کتاب‌های جیبی منتشر شد و از نشریات خوب در زمینه‌ی تألیف و ترجمه و نقد کتاب به شمار می‌آمد.» (ص ۱۷۰۸)

استاد بهاءالدین خرمشاهی نیز درباره‌ی این مجله‌ی ماندگار در خاطره‌ی کتاب‌دوستان نیم‌قرن اخیر معاصر می‌نویسد: کتاب امروز، مجله‌ای کم‌برگ اما پُربار، که از اوایل دهه‌ی ۱۳۵۰ شمسی به صورت فصلنامه به سردبیری استاد کریم امامی منتشر شده است. این اثر یکی از کتاب‌پژوه‌ترین مجلاتی است که در ایران انتشار یافته است. همکاران این نشریه عده‌ای از برجستگان تألیف و ترجمه و ویرایش و نشرپژوهی در ایران نیم‌قرن پیش بوده‌اند.

حال در آستانه‌ی بهار ۱۴۰۰، دوره‌ی جدیدی از این مجله منتشر شده است. دوره‌ی جدید به صاحب‌امتیازی مؤسسه انتشارات علمی و فرهنگی است. مدیرمسئول مجله نادره رضایی است و متین غفاریان دبیر شورای نویسندگان آن را برعهده دارد.

«کتاب امروز» در دوره‌ی جدید خود دارای چند بخش است. بخش مرور تازه‌ها که در آن تازه‌ترین و مهم‌ترین کتاب‌های تازه‌انتشار‌یافته معرفی و بررسی شده‌اند؛ کتاب‌هایی همچون «اشغال» نوشته صادق زیباکلام، «هم‌شرقی، هم غربی» نوشته‌ی افشین متین، «کارنامه‌ی دولت جنگ» نوشته علیرضا بهشتی و عباس ملکی، «نامه‌‌های سیاسی دهخدا»، «سینما جهنم» و «تبار خیزش» و همچنین رمان‌ها و نمایشنامه‌هایی همچون «ما» نوشته یوگنی ایوانوویچ زامیاتین، «ایالات نیست در جهان» نوشته جواد مجابی و ... .

در بخش ویژه‌ی این مجله پرونده‌ای برای استاد فتح‌الله مجتبایی تدارک دیده شده است که همراه با گفتگویی درباره‌ی زندگی‌نامه‌ی اوست. نیز کتاب‌های دکتر مجتبایی هم مرور و بررسی شده‌اند.

در بخش نقد و بررسی کتاب، یوسف اباذری در مقاله‌ای مفصل کتاب «فرمان و دیوان» نوشته‌ی پری اندرسون را بررسی کرده است. همچنین مقاله‌ای از فخرالدین عظیمی درباره‌ی کتاب تازه‌انتشار یافته‌ی علی رهنما با عنوان «پشت‌پرده کودتا» در این شماره منتشر شده است. مقاله‌ی مربوط به جلد هم به نقد و بررسی کتاب «میعاد در دوزخ» حمید شوکت اختصاص دارد که زندگی‌نامه‌ی سیاسی خلیل ملکی است.

در بخش درگذشتگان نیز، کارنامه‌ی داود فیرحی، استاد تازه‌درگذشته دانشکده حقوق و علوم سیاسی و همچین اولین مجموعه‌ی داستان اصغر عبداللهی، فیلم‌نامه‌نویسی که به‌تازگی درگذشته، بررسی شده است.

در بخش گزارش، ۷ کتاب تازه که در سال ۲۰۲۰ درباره‌ی ایران در جهان و به زبان انگلیسی منتشر گشته، معرفی شده‌اند. از میان این کتاب‌ها می‌توان به کتاب تازه انتشاریافته علی رهنما درباره سازمان چریک‌های فدایی خلق اشاره کرد که اولین کتاب مفصل درباره‌ی این موضوع به زبان انگلیسی است.

در بخش کتاب‌های خارجی کتاب «گامبی وزیر» و نویسنده‌ی آن، والتر تویس معرفی شده‌اند.

در بخش تاریخ این مجله، مقاله‌ای از افشین مرعشی، دانش‌آموخته‌ی تاریخ دانشگاه یو.سی‌ال.ای و از امیدهای آینده تاریخ‌نگاری ایران درباره‌ی اولین کتاب‌فروشی‌های تهران منتشر شده است.

در بخش نهایی مجله، روندهای اجتماعی کتاب بررسی شده‌اند. این بخش روندهای اقبال اجتماعی مخاطبان به کتاب‌های خاص را بررسی می‌کند. در این شماره روند چاپ و انتشار کتاب‌های موفقیت براساس داده‌های «خانه کتاب و ادبیات ایران» در چهار دهه‌ی گذشته بررسی شده‌اند.

علاقه‌مندان می‌توانند شماره‌ی جدید مجله‌ی کتاب امروز را از کتاب‌فروشی‌های معتبر سراسر کشور و نیز اپلیکیشین‌های طاقچه، فیدیبو و وب‌سایت جار تهیه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...