93 قطعه از یادداشتها و دست ‏نوشته‌‏هاى ‏شهید احمدرضا احدى، نفر اول کنکور تجربی و دانشجوى سال دوم رشته پزشکى دانشگاه‏ شهید بهشتى... یادادشتهای «ژان والژان»، «حسنک کجایی؟!»، «دانه برف» و «مندلیف» و «با ریاضی» اسامی برخی از یادداشت‌های اوست که بیانگر وسعت‌نظر و استعداد شگرفش در بهره‌گیری از علومی نظیر فیزیک و شیمی و ریاضیات برای خلق آثارش است.

حرمان هور | علیرضا کمری
حرمان هور
. علیرضا کمری. چاپ هفتم 1385 سوره.

حرمان هور مجموعه 93 قطعه از یادداشتها و دست ‏نوشته‌‏هاى ‏شهید احمدرضا احدى، نفر اول کنکور تجربی و دانشجوى سال دوم رشته پزشکى دانشگاه‏ شهید بهشتى است؛ که توسط علیرضا کمری تدوین و منتشر شده است. پرداختن به موضوع دفاع و جهاد از دید علیرضا کمری نه از منظر «جنگ بما هو جنگ» بلکه از زاویه زیبای «الجهاد باب من ابواب الجنه» مورد توجه است و نقل نکته‌بینان ژرف‌اندیش حاضر در صحنه‌ی جهاد که به ظرایف آن صحنه‌ها  نظر داشته‌اند از دید وی، گرانقدرتر از سایرین است.

مطالب این کتاب از 3 دفتر مستقل و مکتوبات پراکنده احدی ‏فراهم آمده که در 4 بخش (دفتر) سامان یافته است.

با گذار از هر یک از چهار دفتر این کتاب به وضوح متوجه پختگی و تکامل نوشته‌ها چه از بعد ساختار و چه از بعد معنا و اعتلای منظر نظر و عرفان نویسنده می‌شویم. بیان ساده‌ی خاطرات و وقایع از شاخصه‌های دفتر اول  است و نگاشته‌ها که عمدتا به ترتیب تاریخ آورده شده‌اند؛ بیانگر روزهای ابتدایی حضور در جبهه و نگارش اوست.

احدی که به گواهی نمراتش، دانشجویی مستعد و توانمند بوده است، از یافته‌های علمی خود نیز برای بیان حرفهایش بهره برده است. یادادشتهای «ژان والژان»، «حسنک کجایی؟!»، «دانه برف» و «مندلیف» و «با ریاضی» اسامی برخی از یادداشت‌های اوست که بیانگر وسعت‌نظر و استعداد شگرفش در بهره‌گیری از علومی نظیر فیزیک و شیمی و ریاضیات برای خلق آثارش است:
»
به رائول بگویید نمک دنیا را در ما حل کرده‌اند؛ ولی نقطه‌ی جوش ما بالا نرفت و این نقض است بر فرضیه‌ی استوار تو! که آن را هم خواندیم و نیاموختیم. به ککوله بگویید این را می‌دانیم که انرژی هیبرید رزناس خیلی پائین‌تر از حد انتظار است؛ اما خود ما هم هیبریدی هستیم و چنان با طبیعت وفق می‌کنیم که دور از انتظار است. هیبریدها را هم خواندیم و نیاموختیم. به فارادی بگویید دنیا آن‌قدر جریان در ما القا کرد که جریانهای القایی تو با آن همه تغییر فلو به پایش نمی‌رسد، اما ... شطحیات تو را هم خواندیم و نیاموختیم».

اما دفتر دوم و سوم که مشتمل بر دل نوشته‌ها و متون ادبی و عرفانی و توصیفات حکیمانه‌ای است که به شرح مکنونات قلبی او در حوادث مختلف خصوصا در فراغ دوستان شهیدش اختصاص یافته است، نشان از رشد و تعالی و پختگی احمد رضا در سالهای بعد است. اهتمام به عمق حوادث و ادراکات فیلسوفانه، به جای ذکر جزئیات حوادث، نماد این بخش از یادداشت‌های اوست:

»...این نگاه قسمت اول فریادت را می‌سازد. پسرک در پشت کمپرسی به چشمانت خیره شده است و تو هم او را سیر می‌پایی. ولی نگاه دوم که چند ساعت بعد تحقق می‌گیرد، یکباره قلبت تند تند کار می‌کند. آرام می‌نشینی و دوباره به چهره‌ی پسرک می‌نگری. دوباره پلکها؛ ولی این بار انحنای کمتری یافته‌اند و کشیده‌تر شده‌اند. آرایش مژکها به هم خورده است و قوس ابروها تغییر یافته. شکنج پیشانی و گونه آرایش نویی به خود گرفته است. دیگر سوی چشمهای پسرک به هیچ‌جا نیست. حتی به تو نیز نمی‌نگرد. تصویر بی‌جان است، ولی عمیق. اینک پشت سرش یک شکاف عمیق برداشته و به جای قطرات عرق که روی چهره‌اش بود، این بار قطرات خون آرام آرام از پس سرش به زمین داغ می‌چکد.»...

دل نوشته‌های احمدرضا مشتمل بر موضوعاتی
نظیر فرار از نسیان و غفلت، تصویر لحظه‌های شهادت و یاد مکرر دوستان و همرزمان شهیدش و حزن و حرمان برخاسته از آن است که گرچه شاید با تعابیر امروزی شادی یا غم، مرگ و زندگی، هستی و فنا سنخیت نداشته باشد؛ ولی آنجا که از اشتیاقش به مرگ و نیستی می‌گوید اثری از ناامیدی و افسردگی در نوشته هایش دیده نمی‌شود و آنجا که در رثای دوستانش و غم فراق و یا رنجهای دنیا می‌گوید، حرمانی آمیخته با حلاوت به چشم می‌خورد که نهایت لذت معنوی وی را یادآور می‌شود.

دفتر چهارم کتاب نیز شامل بازیافته‌ها و افزوده‌هایی است که از دوستان و همرزمان شهید جمع آوری شده است. نامه ها و قطعاتی خطاب به مخاطبان خاص و بعضا قطعه‌های کوتاه شخصی، نظیر این نوشته که خطاب به دانشجویان نگاشته شده: «کدام پسر دانشجویی می‌داند هویزه کجاست؟ چه کسی در آن کشته شده و در آنجا دفن شده است. آیا می‌توانید این مسئله را حل کنید؟ گلوله‌ای از لوله‌ی دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله 100 متری رها می‌شود و در مبدا به حلقومی اصابت می‌کند. کدام زن صیحه می‌کشد... کدام پیراهن سیاه می‌شود. کدام خواهر بی‌برادر می‌شود؟ کدام کودک در انزوا و خلوت خویش اشک می‌ریزد؟ چه کسی می‌داند جنگ چیست؟ چه کسی می‌داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می‌درد؟ چه کسی می‌داند هر سوت خمپاره فردا به قطره اشکی بدل خواهد شد که..."

علیرضا کمری که به کمره ای و همدانی (کمری همدانی) نیز از وی یاد می‌شود، نویسنده و محقق ادبیات پایداری و از جمله کسانی است که قریب به دو دهه فعالیت در زمینه خاطره نویسی (دفتر ادبیات وهنر مقاومت) را در کارنامه خود دارد و نتیجه‌ی تلاشهای وی، ارائه آثار متعددی است نظیر: «یاد مانا"(مجموعه مقالاتی درباره خاطره نویسی و خاطره نگاشته‌های جنگ) «حرمان‌هور» و «نامه‌های فهیمه».

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

روابط متقابل زردشتیان و مسلمانان... ادبیات پیش‌گویانه با ایجاد مشابهت‌هایی میان تولد و زندگی‌نامه‌ی محمد[ص]، زردشت و شاهان ایرانی برقراری روابط اجتماعی میان دو گروه را آسان‌تر کرد... پیروزی مسلمانان تجلی لطف خداوند توصیف می‌شد و هر شکست زردشتیان گامی به سوی آخرالزمان... از مهمترین علل مسلمان شدن زردشتیان: ایمان خالصانه به اسلام، باور به اینکه پیروزی‌های اعراب اعتبار اسلام را تأیید می‌کند، به‌دست آوردن آزادی(اسیران)، تهدید به مرگ، انگیزه‌های مالی و اجتناب از پرداخت خراج ...
جنبش‌های اجتماعی نوعی همبستگی اجتماعی به ارمغان می‌آورند که می‌توانند فرصتی برای احیای دو عنصر کلیدی حیات مبتنی بر سرمایه اجتماعی ـ یعنی ارزش‌های مشترک و ارتباطات بیشتر ـ فراهم کند... «اجتماع» عرصه‌ای است که نه منافع فردی در آن سیطره دارد، نه فرد در جمع ذوب شده است... سه‌ضلع دولت، بازار و اجتماع سرنوشت جامعه را رقم می‌زنند... برخورد انحصارگرایانه گروه‌های مذهبی نسبت به سکولارها در داخل و دین‌ستیزی بنیادگراهای سکولار در خارج کشور، منازعه‌ای برابر نیست ...
قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...