کتاب «اسطوره سوفیا: تجلی زنانه حکمت الهی» اثری ارزشمند برای نشان دادن این است که در سده‌های نخست میلادی و شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص آن دوره، چگونه می‌توان نقش زنان را در الهیات و تاریخ اجتماعی از نو مقایسه کرد.

اسطوره سوفیا: تجلی زنانه حکمت الهی مریم‌السادات سیاهپوش

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «اسطوره سوفیا: تجلی زنانه حکمت الهی» تالیف مریم‌السادات سیاهپوش از سوی انتشارات پیله منتشر شد. مطالعات مختلف در حوزه‌های مربوط به تاریخ صدر مسیحیت، مطالعات مسیحی و مطالعه آن در مقام دوره شکل‌گیری و تاسیس از اهمیتی خاص برخوردار است. در این میان اثر کلاسیک رودلف بولتمان با نام مسیحیت اولیه عملا سیر مباحث را در باب این برهه تاریخی دگرگون ساخت. این متاله برجسته آلمانی با تجزیه و تحلیل عناصر یهودی و مولفه‌های فرهنگ یونانی‌مآبی نشان داد چگونه مسیحیت در سده‌های نخست با وام‌گیری از دو دین و فرهنگ یهودی و هلنیستی و سپس ترکیب و امتزاج عناصر آن‌ها مراحل اولیه را طی کرده است.این تاثیر در قالب تفاسیری مختلف بود که از سوی افراد و گروه‌ها و فرقه‌های گوناگون مطرح شده و آموزه‌های مسیحی را به مروز شکل بخشیده است.

در این میان جایگاه برخی جریان‌ها مانند مسیحیان غیریهودی برجسته شد و نیز به مکاتب گنوسی که برخی پیروان آن‌ها به تعالیم مسیحی روی آورده بودند، توجه ویژه شد. این جریان‌ها در آن دوران اولیه در شکل‌دهی و رشد و گسترش تفاسیر خاصی از مسیحیت نقشی بسیار مهم را بر عهده داشته‌اند که از دید کلیسا و مورخان رسمی آن نادیده گرفته شده بود. از جمله مهمترین مکاتب گنوسی مانویت است که درباره آن بحث‌ها بسیار مفصل است و البته پر از مناقشات که چه نحوه نسبتی میان تعالیم مانوی و مسیحی وجود داشته و این‌ها چه تعاملی با هم می‌توانستند داشته باشند.

مطالعه مکاتب گنوسی و نتایج حاصل از این تحقیقات به مروز بسیار پررنگ شد. شاید بتوان بدون اغراق مهمترین اثر در این حوزه را اثر هانس یوناس، فیلسوف صاحب‌نظر و پر اثر آلمانی با نام کیش گنوسی دانست. این تک‌نگاری در بسیاری از پژوهش‌ها مورد استناد و ارجاع بوده است و این اثر اخیرا به فارسی نیز برگردانده شده است. یوناس در این کتاب به یونانی‌مآبی و فرهنگ آن، مکاتب گنوسی، مفاهیم کلیدی این مکاتب، کیهان‌شناسی و نیز نظام‌های فکری مهم گنوسی از جمله هرمسی، والنتینئس و شمعون مغ و جز آن‌ها به نحوی جامع پرداخته است.

پژوهشگران در الهیات زنانه‌نگر به خوانشی نو مبتنی بر متون مقدس معتبر دست زدند و در نتیجه به تجلی جلوه‌های زنانه در الوهیت و صفات‌الوهی و شاید از همه بیشتر در «حکمت الهی» پی بردند. شاهدیم در کتاب امثال عهد عتیق حکمت در قالب یک زن تجسد یافته است، به شکل مادری تلخ و تند مزاج تصویر شده که ردای آسمانی‌ بر تن و در کوچه و خیابان‌ها اعلام خطر می‌کند. این‌ها همه به برجسته شدن عنصر زنانه در آفرینش و قدرت داشتن وی بر خلق کردن، نیز تاکید بر مادرانگی و مهر و محبت فراگیری که رکن اصلی تداوم حیات انجامید.

در سده‌های نخست شکل‌گیری و گسترش الهیات مسیحی، اسطوره‌پردازی در خصوص شخصیت زنانه الهی به نام سوفیا مورد توجه برخی از متفکران آن جامعه قرار گرفت و آنها اقدام به ارائه دیدگاه‌های خود در این زمینه کرده و به بازخوانی الهیات مسیحی با توجه به این اسطوره که اساسا ریشه‌ای کنوشی دارد، پرداختند. به نظر می‌رسد مسئلۀ وجود شرور و رنج بشر، بیش از هر موضوع دیگری توجه این افراد را به خود جلب کرده باشد. آنجایی که ایشان نمی‌توانستند حکمت الهی را با وجود شرور در جهان جمع ببندند، ناچار حکمت را همچون یک شخصیت الهی از خدا تمایز بخشیده و جدایی این دو را سبب بروز ناآرامی و بی‌نظمی در جهان بیان کردند.

البته باید توجه داشت این اسطوره‌پردازی به‌سرعت از سوی کلیسای رسمی محکوم شد و هیچ‌گاه به طور جدی وارد بدنه اصلی الهیات مسیحی نگشت. در واقع، این اسطوره تنها از سوی مکاتب گنوسی مسیحی مورد توجه قرار گرفت و آباء کلیسا به‌شدت نسبت به این آموزگاران گنوسی موضع گرفته و ردیه‌هایی را برای مقابله با دیدگاه آنها نگاشتند. با این حال همواره برخی از اندیشمندان به این اسطوره علاقه نشان داده و در جهت تفسیر آن با توجه به سنت مسیحی کوشش کردند. در دهه‌های اخیر نیز این اسطوره توجه متفکران و الهی‌دانان مسیحی فمینیست را به خود جلب نمود و ایشان رد صدد احیای جایگاه زنان با توجه به این اسطوره برآمدند.

نکته جالب توجه در خصوص سوفیاپژوهی آنجاست که نمونه‌های مشابه این شخصیت اسطوره‌ای را می‌توان در خداشناسی برخی ادیان دیگر نیز یافت. حکمت الهی در قالب شخصیتی زنانه، در سنت یهودی، بودایی، هندویی، زرتشتی، مندائی و مانوی قابل ملاحظه است. این موضوع نه‌تنها امکان بررسی تطبیقی را برای علاقمندان به مباحث دین‌پژوهی فراهم می‌آورد.

این کتاب اثری ارزشمند برای نشان دادن این است که در سده‌های نخست میلادی و شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص آن دوره، چگونه می‌توان نقش زنان را در الهیات و تاریخ اجتماعی از نو مقایسه کرد. در این کتاب، ابتدا کوشیده شده در فصل اول مختصری از پیشینه، روش و مباحث الهیات فمینیستی بیان شود و اهمیت پژوهش درباره این اسطوره در زمینه الهیات فمینیستی نمایان شود.

در فصل دوم، پس از بررسی پیشینه باور به حکمت زنانه الهی در سنت یهودی و تأثیرگذاری تفکر گنوسی بر این باور، اسطوره سوفیا در مکاتب گنوسی مسیحی مورد بررسی قرار گرفته است. فصل سوم با مباحثی که پیرامون این اسطوره قابل طرح هستند، پرداخته است که این مباحث عبارتند از: جایگاه سوفیا در الهیات فمینیستی، سوفیا و مریم مجدلیه، سوفیا در اندیشه یونگ در مقام یک کهن‌الگو. در فصل پایانی نمونه‌های مشابه شخصیت الهی سوفیا در برخی ادیان دیگر به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

کتاب «اسطوره سوفیا: تجلی زنانه حکمت الهی» تالیف مریم‌السادات سیاهپوش در 153 صفحه، شمارگان 330 نسخه و با قیمت 53 هزار از سوی انتشارات پیله منتشر شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

قدرت در هر زمان و مکان نقاب‌هایی مسخ‌شده از چهره‌ی دین می‌سازد و آن را به‌عنوان دین عرضه می‌کند تا ستم خویش را مشروع جلوه دهد... نشان می‌دهد که خوانش ایدئولوژیک از حاکمیت چگونه بر دیدگاه اسلام‌گرایانی همچون ابوالاعلی مودودی و سید قطب تاثیر گذاشته است... بسیاری از حاکمان از شعار «اطاعت از اولی‌الامر» استفاده می‌کنند و افراد جامعه را سرکوب و آزادی آن‌ها را سلب می‌کنند... معترضان از عثمان خواستند که ترک حکومت کند، اما او نپذیرفت و به‌جای حل اعتراضات از طریق دموکراتیک دست به خشونت زد ...
انسان را به نظاره‌ی شاعرانه‌ی اشیا در درونی‌ترین زندگی آنها می‌برد... اراده‌ی خدا را جانشین اراده‌ی خویش می‌کند، و به همین سبب، استقلال مطلق در برابر خلق و وارستگی در برابر اشیا پیدا می‌کند؛ دیگر خلق و اشیا را برای خودشان دوست می‌دارد؛ همان‌گونه که خدا آنها را دوست می‌دارد... انسان به عنوان آفریده‌ی عشق مرکز آزادی است و مغرورانه در برابر خدا و سراسر جهان هستی می‌ایستد. عمق درون او را تنها خدا می‌تواند بخواند! ...
گراس برای تک‌تک سال‌های یک قرن، داستانی به وجود آورده است... از اتفاقات بزرگ و گاه رویدادهای به نظر بی‌اهمیت تا تحولات فنی و اکتشافات علم و تکنولوژی، خودبزرگ‌بینی انسان‌ها، شکنجه و کشتار و در نهایت، شروع‌های دوباره... طوری به جنگ جهانی نگاه می‌کنند که انگار دارند درباره یک بازی فوتبال حرف می‌زنند...دلسردی چپ‌ها از تئودور آدورنو، تیراندازی به رودی دوچکه، محرک جنبش دانشجویی آلمان، ملاقات پل سلان و مارتین هایدگر ...
اکنون می‌توانند در زندگی زمینی خود تأمل کنند، گناهان و خطاهای خود را خود داوری کنند... نخست غرور است و حسد و خشم؛ در پی آنها تنبلی، خست، شکم‌پرستی و شهوت‌رانی... خدا دل‌هایی را که میان خود برادرند برکت می‌دهد. این راز ارواح است که زندگی آنها عین زندگی خداست... رفیق نوش‌خواری‌ها و سرگردانی‌های خود را ملاقات می‌کند. هردو، خوشحال از بازیافتن یکدیگر، از گذشته‌ی مشترک خود یاد می‌کنند ...
نابرابری به فلسفه سیاسی ربط پیدا می‌کند و فلسفه سیاسی هم با نهادها سروکار دارد. به تعبیر دیگر، مخاطب اسکنلن نهادها هستند و در میان نهادها مهم‌ترین آن دولت است... نابرابری‌های مبتنی بر نظام‌ کاستی، نژاد، یا جنسیت و ایجاد تفاوت‌های تحقیرآمیز در منزلت ... اگر رسانه‌های عمومی دراختیار عده قلیلی باشد، به این عده میزان کنترل غیرقابل‌قبولی اعطا می‌کند... ثروتمندان بیشتر از دیگران می‌توانند مناصب سیاسی را به دست آورند و بیشتر می‌توانند روی صاحب‌منصبان تاثیر بگذارند ...