کتاب «یک دهه خانه تئاتر آغاز: 1378» نوشته منوچهر اکبرلو روانه بازار کتاب شد. محور اصلی این کتاب، تاریخچه تشکل‌های تئاتر در ایران است.

به گزارش ایبنا، اکبرلو درباره لزوم نوشتن و انتشار این‌گونه آثار توضیح داد: یکی از آسیب‌های جدی فرهنگ و زیرشاخه‌های آن مثل تئاتر، این است که ما هیچ‌گاه تجربیات خود را برای انتقال به آیندگان ثبت نمی‌کنیم؛ در نتیجه با تغییر مدیران با تشکیل گروه‌های تئاتری جدید یا با ورود آدم‌های جدید به عرصه فعالیت‌های تشکیلاتی همه از روش آزمون و خطا استفاده می‌کنند. یعنی همگی به نقطه صفر برمی‌گردند و شروع می‌کنند به تکرار تجربیاتی که بارها و بارها انجام شده و گاه به شکست رسیده است.

وی افزود: در نتیجه پیشرفت ما بسیار کند است. آسیب بزرگ گسست فرهنگی بین نسل پیشین و نسل جوان تئاتر هم به همین نقیصه بزرگ برمی‌گردد یعنی نسل جوان نمی‌داند که مثلا در دهه 40 یا 50 چه فعالیت‌های تئاتری انجام شده است یا فعالیت‌های تشکل‌ها چگونه بوده است. یا چرا گروه‌های تئاتری موفق بوده‌اند یا از بین رفته‌اند. انتشار چنین کتاب‌هایی می‌تواند به همه کمک کند که راه پیموده شده را تکرار نکنند.

اکبرلو درباره محوریت اصلی این کتاب گفت: محور اصلی کتاب تاریخچه تشکل‌های تئاتری در ایران است و اینکه اهالی تئاتر در تعامل با مدیران تئاتر و در میان خودشان از چه روش‌های موفق یا ناموفقی استفاده کرده‌اند. متاسفانه همین الان شاهد تکرار بسیاری روش‌های شکست خورده در میان اهالی تئاتر هستیم.

این کتاب شامل بخش‌های «پیشینه تشکل‌های تئاتری در ایران»، «گاهشمار خانه تئاتر»، «انجمن‌های خانه تئاتر»، «اساسنامه و آیین‌نامه‌ها»، «بیانیه‌های خانه تئاتر»، «تعاونی مسکن خانه تئاتر»، «قراداد تیپ خانه تئاتر»، «انتشارات خانه تئاتر»، «پیوست‌ها» و «تصاویر» است.

در بخش «اساسنامه و آیین‌نامه‌ها» اساسنامه خانه تئاتر، آیین‌نامه تیپ انجمن‌های خانه تئاتر، آیین‌نامه شورای داوری خانه تئاتر، آیین‌نامه صندوق همیاری خانه تئاتر و آیین‌نامه‌های انجمن‌های خانه تئاتر آمده است.

«یک دهه خانه تئاتر آغاز: 1378» نوشته منوچهر اکبرلو در شمارگان 2000 نسخه و با قیمت 15000 تومان از سوی خانه تئاتر منتشر شده است. ای اثر در بیست و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه می‌شود.

نماینده‌ی دو طیف متفاوت از مردم ترکیه در آستانه‌ی قرن بیستم‌اند... بر فراز قلعه‌ای ایستاده که بر تمامی آن‌چه در طی قرن‌ها به مردم سرزمین‌اش گذشته اشراف دارد... افسری عالی‌رتبه است که همه‌ی زندگی خود را به عشقی پرشور باخته، اما توان رویارویی با معشوق را ندارد... زخمی و در حالتی نیمه‌جان به جبهه‌های جنگ فرستاده می‌شود... در جایی که پیکره‌ی روح از زخم‌های عمیق عاطفی پر شده است، جنگ، گزینه‌ای است بسی بهتر از زیستن در تلخیِ حسرت و وحشتِ تنهایی ...
از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...