سعید تشکری در رونمایی از «نان خون» گفت: در این اثر از رضا وحید بیشتر قصه می‌شنویم و عناصر داستانی در واقعه عاشورا کمرنگ است. داستان‌ها برای اثبات نوشته نمی‌شوند بلکه به این سبب نگارش می‌شوند تا مخاطب را به لذت روحانی و وجد برسانند.

به گزارش فارس، نودمین نشست «عصرانه داستان نویسان رضوی» با رونمایی از کتاب «نان خون» مجموعه داستان‌های عاشورایی به قلم «رضا وحید»در فروشگاه مرکزی انتشارات «به‌نشر» مشهد برگزار شد.

سعید تشکری دبیر نشست عصرانه داستان نویسان رضوی در این مراسم با بیان اینکه بزنگاه‌های تاریخی به عنوان یک رویداد به دو دسته مردمی و معصومین، یاران، دشمنان تقسیم‌بندی می‌شود، اظهار کرد: دسته مردمی قرائت نویسنده را به دنبال دارد در حالی که در بخش معصومین، یاران و دشمنان ایشان به برداشت منضبط از تاریخ نیاز داریم که بخش بازآفرینی را به خود اختصاص می‌دهند.

تشکری به تفاوت قصه و داستان در روایت‌های «نان خون» اشاره کرد و گفت: در این اثر از رضا وحید بیشتر قصه می‌شنویم و عناصر داستانی در واقعه عاشورا کمرنگ است.

وی با بیان اینکه نام‌ نویسنده از چند عنصر پیرنگ خوب، لحن داستانی مناسب، میزان اطلاعات مناسب در یک موضوع و میزان دخالت در یک موضوع نشأت می‌گیرد، افزود: این عوامل می‌تواند داستان را از بسته بودن خود در بیاورد و در ادبیات آیینی باید بخشی از داستان را به وسیله قصه زنده ‌کنیم که ایجاد حزن در مخاطب بیفروزد.

این نویسنده ادبیات داستانی و دراماتیک خاطرنشان کرد: داستان‌ها برای اثبات نوشته نمی‌شوند بلکه به این سبب نگارش می‌شوند تا مخاطب را به لذت روحانی و وجد برسانند، ما به تولد یک نویسنده احترام می‌گذاریم اما قصه اینجاست که «نان خون» با تولد یک نویسنده تمام نمی‌شود و این نویسندگان باید به واژگان جدیدتری برسند و آموزش‌های بیشتری فراگیرند.

نویسنده «اوسنه گوهرشاد» از سخت‌نویسی به عنوان یک ایراد نام برد که از دوره قاجاریه باب شده است و تصریح کرد: به این معنا که هر چه سخت‌تر بنویسیم قوی‌تر نوشته‌ایم در حالی که ساده و ساده و روان بودن نوشته بسیار تاثیر گذارتر است.

حجت الاسلام سید مهدی روح‌بخش از اعضای دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی با بیان اینکه در عرصه داستان، بازاریابی محصولات دینی نداریم که به عنوان برند شناخته شود، ادامه داد: اجرای تئاتر «نان خون» به بازاریابی محصولات دینی کمک می‌کند و رضا وحید به عنوان طلبه حوزه علمیه و دیگر هنرمندان با توجه به شناخت از منابع دینی می‌توانند این منابع را تبدیل به ادبیات قابل فهم برای فیلم‌سازی، انیمیشن و ... کنند.

وی افزود: امیدواریم حرکت دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی با نگاه جدی به بحث هنر و راه اندازی معاونت هنر در این مرکز سبب حرکت تبدیل گری حضور روحانیون در کنار داستان‌نویسان و فیلمنامه نویسان و طلبه هایی که مدیوم رسانه را می‌شناسند و مسلط به منابع دینی هستند، قرار گیرد.

جواد نعیمی از پیشکسوتان عرصه ادبیات دینی خراسان رضوی نیز در این جلسه با بیان اینکه کار بر روی متون تاریخی حساس و همانند راه رفتن روی لبه تیغ است، اظهار کرد: زیرا متون تاریخی در حقیقت مرز بین تخیل و واقعیت است لذا باید زوایا و دقایق آن را به شدت بررسی کنیم.

وی ادامه داد: بحث ورود به ساحت مقدسات دارای ظرایف و نکته‌های دقیق است، «نان خون» خرده روایت‌های مردمی را برجسته کرده است بدون اینکه اشاره مستقیم به ماجرای کربلا داشته باشد در حالی که محتوای این اثر درباره واقعه کربلاست اما با نگاه و زاویه دید مناسب و جدید خلق شده است.

رضا وحید نویسنده کتاب «نان خون» در این نشست با بیان اینکه رمان نویسان اگر می‌خواهند وارد حیطه ای از یک امر مقدس مانند واقعه عاشورا، حرم مطهر رضوی و.. شوند بهتر است دنبال وقایعی باشند که آن وقایع همانند آیینه‌ای در مقابل آنان قرار گیرد، اظهار کرد: «نان خون» که توسط انتشارات نیستان روانه بازار کتاب شده از پنج داستان بلند به هم پیوسته در ارتباط با واقعه عاشورا اما از زاویه دید اشخاص جزء که به ظاهر در جنگ نبوده‌اند، تشکیل شده است و ساختاری تازه از یک روایت ارائه می‌دهد.

وی تصریح کرد: در همین راستا تئاتر «نان خون» در دهه آخر صفر به روی صحنه رفت و مورد استقبال اهالی مختلف قرار گرفت.

[نان خون به قلم رضا وحید در 238صفحه و توسط کتاب نیستان منتشر شده است.]

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...